![]() |
![]() |
|
| هر چی میخوای هست اگر هم نبود بگو بزارم داستان کوتاه sms jok جک اس ام اس |
|
دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه کوچک بود دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه ! گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشمها می گذشت . گاهی خودش را روی زمینه روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت : من هستم ، من اینجا هستم ، تماشایم کنید !!
ادامشو می خوای ؟ برو ادامه مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 10:5 توسط رضا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 23:51 توسط رضا |
|
|
کاش در این رمضان لایق دیدار شویم. *** سحری با نظر لطف تو بیدار شویم
به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, ماه رمضان تا پایان مهر ماه تمدید گردید ماه رمضان بر تو ای دوست گلم که دم افطاری تخته گاز داری میری خونه مبارک باد.. جمعیت مبارزه با سوء تغذیه شدید
ادامشو می خوای؟ برو ادامه مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 15:58 توسط رضا |
|
|
یک برنامهنویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامهنویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که میخواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامهنویس دوباره گفت: بازى سرگرمکنندهاى است. من از شما یک سوال میپرسم و اگر شما جوابش را نمیدانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال میکنید و اگر من جوابش را نمیدانستم من ۵ دلار به شما میدهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، برنامهنویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ۵٠ دلار به شما میدهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامهنویس بازى کند. برنامهنویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمهاى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامهنویس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا میرود ۳ پا دارد و وقتى پائین میآید ۴ پا؟» برنامهنویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند. بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ۵٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ۵٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامهنویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمهاى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامهنویس داد و رویش را برگرداند و خوابید … |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 14:23 توسط رضا |
|
|
عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین
عاشورا را زنده نگه دارید كه با عاشورا زنده ایم - امام خمینی (ره) قیامت بی حسین غوغا ندارد ، شفاعت بی حسین معنا ندارد ، حسینی باش كه در محشر نگویند ، چرا پرونده ات امضا ندارد منزلگه عشاق دل آگاه حسین است ، بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است ، از مردم گمراه جهان راه مجویید ، نزدیكترین راه به الله حسین است آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد دانی از چه رو گاه گاه آید زلزله ، چون زمین هم میكند با نام زینب هلهله . دانی از چه رو گاه گاه توفان میشود ، صحنه جنگیدن عباس اكران میشود . آغاز ماه محرم را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض میكنم گویند كه در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست ، علم فاطمه دست قلم عباس است . تسلیت باد فرا رسیدن محرم الحرام به سر غیر از تو سودایی ندارم یا حسین جان ، به دل جز تو تمنایی ندارم یا حسین جان ، خدا داند كه در بازار عشقت ، به جز جان هیچ كالایی ندارم یا حسین جان قیامت بی حسین غوغا ندارد"شفاعت بی حسین معنا ندارد"حسینی باش كه در محشر نگویند"چرا پرونده ات امضاء ندارد آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میكنم ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یك قطره تو دریا حسین فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی كشیدوگفت:كه ماه محرم است.گفتم: كه چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است السلام علیكم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیك یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم اردوی محرم به دلم خیمه به پا كرد
دل را حرم و بارگه خون خدا كرد محرم آمد و ماه عزا شد مه جانبازی خون خدا شد جوانمردان عالم را بگویید دوباره شور عاشوار به پا شد حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ... ای به دل بسته ، قدری آهسته کن مدارا با ، زینب خسته ... یا حسین مظلوم ... یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن تموم حاجتا رو همه از می گیرن بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه شبای جمعه زهرا زائر این زمینه سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ... دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین السلام ای وادی کرببلا السلام ای سرزمین پر بلا السلام ای جلوه گاه ذوالمنن السلام ای کشته های بی کفن کاش بودیم آن زمان کاری کنیم از تو و طفلان تو یاری کنیم کاش ما هم کربلایی می شدیم در رکاب تو فدایی می شدیم السلام علیک یا ابا عبدالله ... كربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود دلها همه آماده ی پرواز شود با بوی محرم الحرام تو حسین ایام عزا و غصه آغاز شود نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز دانشآموزان عالم را همه دانا کند ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم فردا كه كسی را به كسی كاری نیست دامان حسین اگر نگیرم چه كنم گویند كه در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است. پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟ آهی کشید و گفت ماه محرم است... باز محرم رسید، ماه عزای حسین سینهی ما میشود، كرب و بلای حسین كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه تا كه بگیرم صفا، من ز صفای حسین فرشتهها از امشب صبوی غم مینوشن دوباره اهل جنت پیرهن سیاه میپوشن با آب طلا نام حسین قاب کنید با نام حسین یادی از آب کنید خواهید مه سربلند و جاوید شوید تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا كربلا دیگر ندارد فاصله . حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . التماس دعا نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع) عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از كار حسین است . دانی كه چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی كه خدای تو عزادار حسین است عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 16:49 توسط رضا |
|
|
چون تیر رها گشتـه ز چلّـه شده ایم
از برکت ایـن سفــره ی الــوان شما تا خرخره خورده،چاق و چلّـه شده ایم --------------------------- محفل آریائی تان طلائی .... دلهایتان دریائی شادیهایتان یلدائی پیشاپیش مبارک باد این شب اهورائی . . . --------------------------- قیمت پماد سوختگی شب یلدا(چله)خیلی خیلی بالا میره. اگه نگرفتی زود تر بخرش شاید هندوانه ای که گرفتی سفید در بیاد هااا اون وقت لازمت میشه!!! ---------------------------
، برای هم بیا هندونه گردیم . شب یلدا مبارک --------------------------- میان دوستـــان افتاده ای تک / رخت هندونه ،زلفت عین پشمک! برایت می زنم اینک پیامک / شب یلدای تو ای گــــــل! مبارک! حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد . . . .--------------------------- فرصت برای گریستن دارم ، اما برای دیدن تو همین یک لحظه باقیست ، تا یلدایی دیگر انتظارت را خواهم کشید . . . --------------------------- چند ساعت بیشتر به آخر پاییز نمونده، جوجه هاتو شمردی!؟ --------------------------- توی سرمای این شب طولانی به فکر بی خانه مان هایی که چشم میزنند زودتر صبح بشه هم هستی ؟ --------------------------- شادیتون 100 شب یلدا دلتون قد یه دریا توی این شبای سرما یادتون همیشه با ما یلدا مبارک . . . --------------------------- روی گل شما به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندوانه ، خندتون مانند پسته و عمرتون به بلندی یلدا . شب یلدا مبارک . . . --------------------------- یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت یلدایتان مبارک. --------------------------- ما منتظر صبح شب یلداییم دستی به دعا تا فرج فرداییم . . .
بدی هام منو ببخش... از طرف پاییز - یلدا مبارک
. . فردا روز بزرگیه روزی که منتظرش بودی چشم همه به تو خیلی روت حساب کردم فردا شمرده میشی --------------------------- تو خوشگلترین، خوشتیپ ترین و با کلاس ترین آدم روی زمین هستی اینم هندونه شب یلدات! که زدمش زیر بغلت زود بدو بذار ش تو یخچال تا خنک بشه! --------------------------- بین چگونه قناری ز شوق می لرزد نترس از شب یلدا بهار آمدنی است --------------------------- اینم یه اس ام اس مخصوص شب یلدا. واسه افرادی كه دوستشون داری بفرست میدونم خوشحال میشن. نگران هزینشم نباش یه شب كه هزار شب نمیشه. عمرتون صد شب یلدا دلتون قدر یه دنیا توی این شبهای سرما یادتون همیشه با ما دل خوش باشه نصیبت غم بمونه واسه فردا --------------------------- حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد . . . --------------------------- همهً شب های غم آبستن روز طرب است یوسف روز ز چاه شب یلدا آید
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام آذر 1387ساعت 11:48 توسط رضا |
|
|
لطفا ابتدا سوالات را پاسخ دهید و سپس جواب ها رو ببینین... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 20:2 توسط رضا |
|
|
جالبترین رفتار بعد از تصادف، مربوط به خانم هاست. سوالی که مطرح است، اینست که یک خانم بعداز تصادف چه میکند؟ در صورت انفجار ماشین از اتومبیل دور می شود؟ با استفاده تلفن همراه خود با ۱۱۰ تماس می گیرد؟ با اوژانس تماس می گیرد؟ پس بنظر شما چه کاری ممکن است از او سر بزند؟ در حین پایین رفتن در این مورد نیز فکر کنید. .
. . . . . . . . . . . . . . .
.
.
.
.
.
.
.
![]() اره دیگه... خودش رو مرتب میکنه!؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 22:1 توسط رضا |
|
|
لطفاً به سوالات زیر با دقت و مداد پاسخ دهید:
◄ اگر شما، هم دانشگاه آزاد قبول شوید و هم دولتی، کدام را انتخاب می کنید؟ - آزاد - آزاد - آزاد - آکسفورد ◄ چرا شهریه دانشگاه آزاد، زیاد است؟ - چون باید باشد - باید باشد چون - چون باشد باید - هر دو مورد! ◄ کاشف دانشگاه آزاد کیست؟ - آقای جاسبی - آقای جاثبی - آقای جاصبی - استاد اسدی ◄ سطح علمی دانشگاه آزاد را چگونه ارزیابی می کنید؟ - خوب - خیلی خوب - بسیار خوب - عالی - خیلی عالی - بسیار عالی - فوق العاده - توپ - مشتی - بابا تو دیگه کی هستی؟! ◄ مهم ترین معضل کنونی دانشگاه آزاد چیست؟ - فرار مغزها - معضل کنونی - تحقیق و تفحص - ریزش مو ◄ اگر یک روز آقای جاسبی را از نزدیک ببینید، به ایشان چه می گویید؟ - سلام - از شدت شوق به گریه می افتم و زبانم بند می آید - جیم جمالتو جاسبی - همه بود آرزویم که ببینم از تو رویی ◄ دانشگاه آزاد، در کدام یک از مکان های زیر شعبه ندارد؟ - شوت آباد - قشنگ دره - جهنم - هیچ کدام ◄ دانشگاه آزاد برای پول ما . . . . دوخته است. - کفن - دامن کلوش - کیسه - زیر شلواری راه راه ◄ خوشمزه ترین غذای سلف دانشگاه آزاد چیست؟ - خورشت گربه سبزی - فضله موش پلو - ناهار - غذای رییس دانشگاه ◄ وضعیت فرهنگی در دانشگاه آزاد . . . . - خوب است. - سلام می رساند. - شما چطوری؟ - دیگه چه خبر؟ ◄ دانشگاه آزاد چند بخش است؟ - 5 - 4 - 7 - 6 ◄ آرزوی یک پدر کارمند با دو فرزند در حال تحصیل در دانشگاه آزاد چیست؟ - کاش شهریه ها بیشتر شود. - کاش کمرم زیر بار هزینه های تحصیل فرزندانم بشکند. - کاش بچه ی بعدی هم دانشگاه آزاد قبول شود. - کاش . . . در پایان از شما درخواست می شود که در این قسمت ( ......) چیزی ننویسید. با تشکر |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 18:49 توسط رضا |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 23:51 توسط رضا |
|
||||
|
1_يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه. 8_ رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار 14_تا مامانه و باباهه ميگن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم آبان 1387ساعت 16:37 توسط رضا |
|
|
سرور مفت نمی بینه وگرنه بلاگر ماهریه"
این ضرب المثل درمواقعی بکارمی رود که نیروی انتظامی به یک دانشجویی، جوانی، دست به قلمی یا کسی تو این مایه ها گیرداده و می خواد یه جورایی حالشو بگیره "سوسکه داشت از کیبرد بالا می رفت، مادرش گفت قربون استعداد ویرچوالت برم" این ضرب المثل درمورد خانم هایی بکارمی رود که عکس بچه شان را دربلاگشان می گذارند ویک پست درمیان قربان صدقه شان می روند. "کافی نت گیرش نمیاد چت کنه، میگه بلاگم *****شده" این صرب المثل درمورد روشنفکران خالی بند تازه به دوران رسیده صدق می کند. "با یه پینگ گرمیش می کنه با یه ***** سردیش" این ضرب المثل درمورد بلاگرهای نازک نارنچی به کار می رود. "لینک و پینگت بجا، دات کام دومِین یکی هفت صنار" این ضرب المثل فروشندگان دومین وهوست سرویس برای جلوگیری ازتوقع بیجای دوستان به کارمی برند. "دفترمنطقه پستی راهش نمیدادن، سراغ ای میلشو می گرفت" این ضرب المثل درمورد کاندیداهای اصلاح طلب رد صلاحیت شده مصداق دارد. "کارت اینترنت مفت گیرش بیاد لپ تاپشو می سوزونه" این ضرب المثل بدون شرح است. "رم لپ تاپ پیشکش را نمی شمارند" این ضرب المثل نسخه دیجیتالی "مفت باشه کوفت باشه" به شمار می رود. "کامنت ولینک هفت دست، پست وآپ هیچی" این ضرب المثل درمورد بلاگرهاییست که سال تا سال آپ نمی کنند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 0:47 توسط رضا |
|
|
1. روز اول که دیدمش بدجوری بهم خیره شده بود. بعداً فهمیدم که تیک داره و پلک زدنش دست خودش نیست.
اَ...اَ...یادم نیست. گفت: چه جالب، نویسندش کیه!؟ از این تیکه بامزش خندم گرفت. خیلی خوشم اومده بود. دادم و اون هم شماره رو زد تو مبایلش. ولی هیچوقت زنگ نزد! بعداً فهمیدم کادوی تولد 30 سالگیش یه مبایل اسباب بازی بوده که همه جا با خودش میبردتش!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 23:10 توسط رضا |
|
|
براي خوشحال كردن يك زن... يك دوست تعريف كردن مرتب از او توجه زيادي به او بكنيد، و انتظار كمتري براي خود داشته باشيد هيچگاه فراموش نكنيد : ---------------------------- چگونه يك مرد را خوشحال كنيم : تنهاش بذاريد! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 19:0 توسط رضا |
|
|
امروز میخوام با بچه هایی که دوست دختر دارن و می خوان بهش ضد حال بزنن حرف بزنم. پس با ۱۰+۱ راه حل من اینکارو بکنید. ۱- همیشه دوست دخترتون رو با اسم دوست دختر قبلیتون که اونم میشناسه صدا کنید و (بعد معذرت بخواهید) ۲- وقتی از جایی که با هم چیزی خوردید و شما حساب کردید بیرون اومدید بگید:اصلا ارزش نداشت و فقط پولتون رو دور ریختید. ۳-آخر نامه ها مثله این تازه به دوران رسیده ها زرت و زورت ننویسید (دوستت دارم) ۴- ولنتاین مسافرت باشید. ۵- همیشه یک شاخه گل بهترین هدیه هست. ۶- وقتی موهاش بلنده بهش بگید کوتاه کنه و اگر کوتاه کرد بگید: الان فهمبدم هیچ مدل مویی بهت نمیاد. بلند که بود قشنگتر بود. ۷- به بهانه ی ترافیک ۳۲ دقیقه و ۱۴ ثانیه دیر برید سر قرار.دانشمندان در آخرین تحقیقات خود ثابت کرده اند که اگر دیرتر از این زمان بروید پشمک مورد نظر (آی کیو همون دختره دیگه) محل را ترک خواهد کرد و اگر زود تر بروید پررو میشود. ۸- فقط از رنگ صورتی بدتون میاد (مورد استفاده در ۹۹/۹۹ درصد از مواقع) ۹- از مزه ی رژ لب چندشتون میشه (وا!!!!!!!!!) ۱۰ - همیشه در سوگ یکی از امامان و معصومین (ع) باشید. بنابراین موها را شبیه آناناس کرده (نوعی مدل مو) و به اندازه ی دو مشت ریش در زیر چانه داشته باشید. این ترفند در میان پسرها با کلاس جلوه کرده و دختران را می آزارد. (بسیار مجرب) ۱۱- بهش بگید من تو رو از آیدا - فاطمه- شیلا - پارمیدا و ..... بیشتر دوست دارم اصلا تو فقط یه دونه ای.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 20:54 توسط رضا |
|
|
یک روزگی: ناخواسته، عریان جلوی یک پرستار نامحرم ظاهر شده بودم و حتی پرستار بی حیا بدون چشم های درویش شده، مدام به پشت من می زد! یک سالگی: در حالیکه عمویم من را بالا و پایین می انداخت و هی می گفت گوگوری مگوری، یهو لباسش خیس شد! چهارسالگی: در حین بازی با پدرم مشتی محکم بر دماغش زدم و در حالیکه او گریه می کرد، من می خندیدم! نمی دانم چرا؟! هفت سالگی: پا به کلاس اول گذاشتم و در آنجا نوشتن جملاتی از قبیل آن مرد آمد، آن مرد با ال90 آمد را یاد گرفتم. نه سالگی: در حین فوتبال توی کوچه شیشه همسایه را شکستم ولی انداختم پای پسر همسایه دیگرمان. بنده خدا سر شب یک کتک مفصل از باباش خورد تا دیگر او باشد که شیشه همسایه را بشکند و بعدش هم دروغکی اصرار کند که من نبودم پسر همسایه بود که الکی انداخت پای من! دوازده سالگی: به دوره راهنمایی و یک مدرسه جدید وارد شدم. در حالی که من هنوز به اخلاق ناظم آنجا آشنا نشده بودم ولی ناظم آنجا کاملاً به اخلاق من آشنا شده بود و به همین خاظر چندین و چند منفی انضباطی گرفتم! البته به محض اینکه به اخلاق ایشان آشنا شدم، چند پلاستیک پفک در لوله اگزوز ماشینش فرو کردم! هجده سالگی: در این سال من هیچ درسی برای کنکور نخواندم ولی در رشته فراگیرغیرانتفاعی شبانه ی علمی کاربردی کاردانی میخ کج کنی در دانشگاه آزاد واحد بوقمنچزآباد (البته یکی ازشعب توابع روستاهای بوقمنچزآباد!) قبول شدم. بیست و چهار سالگی: در این سال دانشگاه آزاد به اصرار مدرک کاردانی ام را که هنوز نیمی از واحدهایش مانده بود تا پاس شود، به من داد! بیست و شش سالگی: رفتم زن بگیرم، گفتند باید یک شغل پردرآمد داشته باشی. رفتم یک شغل پردآمد داشته باشم، گفتند باید سابقه کارداشته باشی. رفتم دنبال سابقه کار که در نهایت سابقه کار به من گفت: بی خیال زن گرفتن! سی وسه سالگی: بالاخره با یکی مثل خودمون که در ترشی قرار داشت قرارمدارهای ازدواج و خواستگاری و عقد و بله برون و نخیردرون و پاتخت و کنارتخت و گوشه پایین سمت چپ تخت و... رو گذاشتیم. چهل ویک سالگی: در این سال گل پسر بابا که می خواست بره کلاس اول، دوتا پاش رو کرده بود توی یک کفش که لوازم التحریر دارا و سارا میخوام. بردمش لوازم التحریری تا انتخاب کنه. ورپریده بیشترشو سارا برمی داشت تا دارا! شصت وشش سالگی: تمام دندانهایم را کشیده بودم و حالا باید دندان مصنوعی می خریدم. به علت اینکه حقوق بازنشستگی ما اجازه خرید دندان مصنوعی صفرکیلومتر رو نمی داد، دندان مصنوعی پدربزرگ همکلاسی سابقم رو که تازه به رحمت خدا رفته بود(!) برای حدااکثر بیست سال اجاره کردم. معلوم بود که این دندان مصنوعی ها یک بار هم مسواک نخورده ولی خوبیش این بود که حداقل شبها یک لیوان آب یخ بالای سرم بود! هفتاد و هشت سالگی: به علت سن بالای من و همسرم، پسرانمان( شما بخوانید عروسهایمان!) ما را به خانه هایشان راه نمی دادند. هشتاد و پنج سالگی: بلافاصله پس از خوردن یک کله پاچه درست حسابی دندان مصنوعی ها را به ورثه پس دادم تا دندانهایش را بین خودشان تقسیم کنند! نود سالگی: همه فامیل در مورد اینکه من این همه عمر کرده بودم، زیادی حرف شده بودند وفردای همین حرف های زیادی بود که به طور نابهنگامی خدابیاورز شدم!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم شهریور 1387ساعت 3:12 توسط رضا |
|
|
سال 1230 سال 1280 سال1330 سال1380
بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 10:4 توسط رضا |
|
|
اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید...شما یک مرد هستید اگر به شدت کار کنید...برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد...شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید اگر شما شغل بهتری گرفتید...پارتی بازی شده اگر به او بگویید که چقدر زیباست...این نشان دهنده خواست های جنسی شماست اگر گریه کنید...آدم بی عرضه ای هستید اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید...شما یک متعصب خودخواه هستید اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد...این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند اگر از هیکل و اندام زیبایشان تعریف کنید...منحرف هستید اگر از آنها بخواهید که موهای پایشان را تمیز کنند و هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید اگر به خودتان برسید...خودبین و از خودراضی هستید اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید...انسان جاه طلبی هستید اگر او سر درد داشته باشد...خسته است اگر او را زیاد بخواهید...شهوتران هستید |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 10:36 توسط رضا |
|
|
۱-با خانومتان دارید از یه مغازه لباس فروشی دیدن می کنید و ایشون از یه لباس ۲۵۰۰۰۰ تومنی خوشش میاد. الف-زود با هم به داخل مغازه میرید و تمام حقوق یه ماهتو دودستی به صاحب مغازه تقدیم میکنی و تا آخر اون ماه باید غذاهای طبیعی از قبیل باد و نور و هوا و … بخورید! ب-تا خانوم میاد اون لباسو نشونت بده خودتو به کوچه علی چپ میزنی ،انگار نه انگار که با تو بوده و یه جوری مثل برق و باد از اونجا دورش میکنی و تا اون لباس از مد نیفتاده به اون منطقه بر نمیگردی! ۲-با خانومت داری میری رستوران.موقعی که به رستوران می رسید: الف- مثل ذلیلا میرید جولو و دو دستی در رو براش باز میکنید که احتمالاً اونایی که از اونجا رد میشن فکر میکنن جنابعالی پادو تشریف دارید! ب-بهش دستور میدین هر چه زودتر در رو باز کنه ،این جمله را همچین بش میگیدکه نتونه حتی در این مورد فکر کنه! ۳-خونتون مهمون دارید: الف- زود پا میشید و واسه خنده مهمونا هم که شده مثل دست و پا چلفتی ها واسه شون چایی میریزید و میارین. ب-با قیافه کاملاًجدی و مردانه(جنم دار) اشاره میکنید خانومتون هر چه زودتر برای شما و مهمونا چایی بیاره> ۴-یه روز تعطیل باحال: الف- با همسرتون میرید بیرون و اونروز مثل علاف ها تو خیابون ول میگردید!و شب گرسنه و تشنه میاین خونه و یه چیز حاضری میخورید تا صبح کله سحر برید سر کار! ب-بدون توجه به همسرتون شب قبل از روز تعطیلی با دوستاتون قرار میزارید تا فردای اونروز برید گردش و کلی حال کنیدو بعد از ظهرشم برید استخر و اگه همسرتون هم زیاد حرف زد فوری می فرستیدش خونه مامانش اینا! ۵-خانومتون رفته عروسی و شما با دوستاتون تو خونتون جمع شدید.که یه دفعه حانومتون مثل جن بسم الله وارد اتاق میشه! الف-یهویی خودتونو گم میکنید و به دوستاتون میگید اصلاًنخندن و حتی با هم صحبت نکنن و زود میرین پیش خانومتون و التماس میکنید آبروتونو جولو دوستات نبره! ب-اصلاً انگار نه انگار خانومتون امده.با دوستاتون میگید و میخندید و خانومتون حتی جرأت نمیکنه بیاد سلام کنه! ۶-دارید تو تراس سیگار میکشید که یهو خانومتون سر میرسه: الف-خودتونو گم میکنید و نمیدونید چیکار کنید.شایدم سیگارو قورت بدید و اونوقت باید پول ۱۰۰ باکس سیگار رو بدید واسه دوا درمان! ب-برمیگردید و با قیافه حق به جانب- که البته همیشه حق با ما آقایونه –به خانومتون دستور میدید یه لیوان چایی واستون بیاره(چایی بعد از سیگار خیلی فاز میده!) ۷-امروز قراره مادر زنتون با شصتاد تا از فامیلاش مثل قوم تاتار حمله کنن خونتون واسه ناهار: الف-اونروز رو مرخصی میگیرید و همش تو خونه میمونید و به همسرتون کمک میکنید تا مادر زن و کلیه قومش بیان برای قتل و غارت و چپاول… ب-ساعت ۲ اونروز که خانومتون زنگ زد کجا موندی…بهش میگی امروز سرت شلوغه و رییس گفته باید امشب تا ساعت ۱۱ اضافه کار بمونی وگرنه اخراجی!!! ۸-تو شرکت نشستی و داری با منشی خوشگلت گل میگی و گل میشنوی که یهو خانومت بدون در زدن وارد اتاقت میشه: الف-جولو منشیه به تته پته میفتی و رنگت مثل چغندر قرمز میشه ب-خانومتون رو از اتاق میفرستی بیرون و بش گوشزد میکنید وقتی میخواد بیاد تو باید در بزنه(اصل اول تمدن!) ۹-ساعت ۲.۳۰ نصفه شب صدای بچه ۴ ماهتون شما رو از خواب بیدار میکنه و پی میبرید که آقا پسر گلتون دسته گل به آب داده: الف-زود پا میشید و در یک حرکت برق آسا بچه رو عوض میکنید طوری که خانم محترمتون اصلاً نفهمه و خواب شیرینش قطع نشه و شما هم تا صبح بوی خوب آقا پسرتون توی مشامتون بمونه! ب-همراه با بچتون و به صورت هماهنگ با اون شروع به داد زدن میکنید و این کار رو اونقدر ادامه میدین تا بالاخره همسرتون بیدار بشه و همه کارا رو انجام بده، چون هر چی باشه اونه که بچه رو به دنیا اورده و خودشم مسئول خرابکاریهاشه!!!!! توضیحات: برای هر پاسخ الف ۰ امتیاز و برای هر پاسخ درست گزینه ب ۲ امتیاز در نظر بگیرید… اگر امتیاز شما از ۱۵ به بالا بود: آقا تبریک میگم.شما یک مرد نمونه هستید. در عین حال انسانی فهیم ،منطقی ،تابع نظم،با کمالات، شریف و خانواده دوست! هستید! همسرتان به شما افتخار میکند!!! ایول بابا تو دیگه هستی!در تمام مراحل زندگیت آدم موفقی هستی! اگر امتیاز شما بین ۱۵-۵ بود شما مردی هستید که کمی به همسرتان رو میدهید.در عین حال مرد چندان موفقی نیستید و تزلزل شخصیت دارید!دلیلش هم گوش کردن به حرف همسرتان است!باید به خود بیاید و شکوه و اقتدار یک مرد را به خاطر بیاورید…. اگر امتیاز شما کمتر از ۵ بود خاک بر سرت!آخه به تو هم میگن مرد؟!؟!آبروی هر چی مرده بردی.مرده!جسد!مرده شور ریختتو ببرند.ایکبیری!امیدوارم هر چی زودتر سقط شی!خجالت نمیکشی نشستی اینجا واسه من تست هم میدی؟!؟!؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 0:0 توسط رضا |
|
|
مهديا! اي آن که چشمانم به آرزوي رويش به اين جهان چشم گشود، اي آن که جمالش از صبح ازل مرا از عمق چشمانم ربود، اي آن که او هر چه از دل آفريد از براي تو بود، و اي آن که کاشت دل بر سينه ي انسان با مهر نام تو بود،
فاصله ي بسيار ميان من تا خودت را چون فاصله ي خود تا ايني چون من بشکن و هبوط رحمت اللهي در خودت را با قدم هايي که به سوي کعبه بر مي داري و به وسعت بانگ "انا المهدي" بر ما نازل کن. بيا که خزانِ سخت، در انتظار بهار لطيف توست.
اي پادشه خوبان... ... وقت است که باز آيي!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 19:38 توسط رضا |
|
|
دائما به شوهرتان بگوييد : ولي خودمونيم ها ، تو بيريخت ترين خواستگارم بودي !
غذاي شور و سوخته جلوي شوهرتان بگذاريد و قبل از اينکه به غذا لب بزند بگوييد : اينقدر بدم مياد از مردايي که از غذاي زنشون ايراد مي گيرن !
هروقت شوهرتان براي شما دسته گل خريد ، بگوييد : اِ ، باغچه همسايه چه گلهاي قشنگي داره ! چرا کنديشون ؟!
هر وقت شوهرتان براي شما حرفاي عشقولانه زد ، به طرز فجيعي از ته حلق بگوييد : هوووووووووووووووووق !
هر وقت مادر شوهرتان منزل شما دعوت بود ، به او محل نگذاريد و برويد توي اتاقتان روزنامه بخوانيد !
هر وقت ديديد شوهرتان مشغول تماشاي مسابقه فوتبال مي باشد ، به بهانه تماشاي عمو پورنگ ، سريع کانال را عوض نماييد !
دائماً در حضور شوهرتان ، از عرضه و توانايي هاي مردان ديگر تعريف کنيد !
براي تولد شوهرتان ، مسواک وخمير دندان کادو بگيريد و بگوييد که عزيزم اميدوارم صد سال زنده باشي و ديگه هيچوقت دهنت بوي گند نده !
اگه شوهرتان با کلي قرض و قوله و وام گرفتن ، براي کادوي تولدتان يک عدد پژو 206 آلبالويي خريد ، با دلخوري بگوييد : اگه با خواستگار قبليم ازدواج مي کردم حتما برام يه ماکسيما مي خريد !
هر وقت ديديد که شوهرتان با خيال راحت خوابيده است ، براي ضد حال زدن به او بگوييد : عزيزمميدوني اگه الان مهريم رو مطالبه کنم بايد بري گوشه زندان بخوابي ؟!
هر 5 دقيقه يکبار به محل کار شوهرتان زنگ بزنيد و بگوييد : عزيزم فقط مي خواستم مطمئن بشم که تلفنت مشغول نيست و حواست جمع کارته !
هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگوييد : عزيزم ، انگار همين چند سال پيش بود که در يک لحظه خر شدم و بله رو گفتم !
از همسرتان معناي عشق را بپرسيد و بعد از اينکه 2 ساعت عشق را تفسير کرد و برايتان داستان هاي عشقي تعريف کرد ، به او بگوييد : ابله ! عشق يه چيزي مثل کشک و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه !
هر وقت ، شوهرتان رازي را برايتان گفت و از شما خواست که پيش خودتان بماند و به کسي نگوييد ، سعي کنيد ، کسي از دوستان ، فاميل و همسايه ها نماند که اين راز به گوشش نرسد !
و هر وقت به دليل عمل به توصيه هاي بالا ، شوهرتان تصميم به طلاق دادن شما گرفت ، با توجه به قحطي شوهر در جامعه ، با چشماني پر از اشک به او بگوييد : منو ببخش عزيزم. و بعد از اينکه کاملا خر شد ، عمل به توصيه هاي بالا را از نو تکرار نماييد !!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 0:10 توسط رضا |
|
|
صبح به سختی از خواب بیدار می شوید. رادیو را روشن می کنید: "به به...! چه روز قشنگی است امروز. یک روز عالی! دوستی می گفت... اما شما معتقدید که امروز، روز بسیار زشت و چرت و پرتی است. دوست آن گوینده هم غلط کرده که گفته هوا بهاری است. اصلا غلط کرده هر کسی درباره امروز حرف زده! یکی از دلایل ناراحتی تان این است که از اصلاحات متنفر هستید و امروز مجبور هستید که ریش تان را مرتب کنید. ماشین ریش تراش را بر می دارید. با عصبانیت جلو آینه حمام می ایستید و علیه خودتان شعار و فحش می دهید. ناگهان ماشین ریش تراش از مسیر منحرف می شود و قسمتی از ریش تان را می زند. می خواهید ریش بلند خود را کوتاه و همسطح قسمت خراب شده کنید. ولی آن قسمت سه تیغه و صاف شده است. به ناچار کاملا اصلاحات می کنید. در آخر هم کرم After Shave پسرتان را به صورتتان میمالید امروز کنفرانس مطبوعاتی دارید. شما رئیس اداره ای هستید که اگر با آن قیافه دیده بشوید، فاجعه رخ خواهد داد. تصمیم می گیرید با منشی خود تماس بگیرید و جلسه را کنسل کنید. ولی بهانه ای برای این کار ندارید. از طرفی نیز مطمئن هستید که اگر همسرتان قضیه را بفهمد، آنرا همه جا پخش می کند. چون برادر بی سواد و معتاد او را در اداره مدیر یکی از بخشها کرده اید ولی حالا پسرعمویش را استخدام نمی کنید. همسرتان قهر کرده و به خانه مادرش رفته است. به ناچار تصمیم می گیرید که بلایی سر خودتان بیاورید تا آن را بهانه کنید و تا ریش تان مثل روز اول نشده در انظار حاضر نشوید. به آشپزخانه می روید و کارد را بر می دارید. ولی نمی دانید آن را به کجایتان بزنید. میترسید که از شدت خونریزی بمیرید. از طرفی هم مطمئن هستید که در هر حال اگر با آن شکل و شمایل به اداره بروید، به زودی مجبور به خودکشی خواهید شد. فکر می کنید مسموم شدن هم خوب است. در یخچال به دنبال یک ماده خوراکی می گردید که تاریخ مصرف آن گذشته باشد. ولی همه چیز را تازه خریده اید. فکر مسموم شدن هم بیرون می آیید. فکری به ذهنتان میرسد. با خودتان فکر می کنید که می شود یک جایی از بدن خود را عمل جراحی کنید. اینجوری در بیمارستان بستری می شوید و کسی را به حضور نمی پذیرید. با یکی از دوستانتان که پزشک است تماس می گیرید. او عمل آپاندیس را پیشنهاد می کند. شما قبلا این کار را کرده اید. به دکتر می گویید که دوران استراحت پس از عمل جراحی باید به اندازه ای باشد که ریش تان در این مدت در بیاید. دکتر می گوید که چون کاملا سالم هستید تنها دو راه دارید. زایمان کنید، یا مثل مایکل جکسون عمل کنید. از دکتر خداحافظی می کنید. تصمیم می گیرید که سکته قلبی کنید. برای این کار باید حسابی عصبانی بشوید. به منزل مادر خانم تان زنگ می زنید و هر آنچه که در این چند سال نگفته اید را می گویید. سپس گوشی تلفن را می گذارید و تلفن را از پریز می کشید. بجای عصبانی بودن احساس سبکی می کنید. کنفرانس مطبوعاتی تا دو ساعت دیگر شروع می شود. تنها یک راه برایتان باقی مانده و آن این است که در مسیر اداره تصادف کنید. پشت چراغ قرمز توقف کرده اید. بیلبورد سر تقاطع را نگاه می کنید. تبلیغ یک کرم مو بر صورت است که برای همیشه موها را از بین می برد. خنده تان می گیرد. شیشه کرم برایتان آشنا است. شبیه کرم After Shave پسرتان است. دقت می کنید و متوجه می شوید که خودش است. صورت صاف تان را در آینه می بینید و فریاد می زنید: خوشگل...!!!... راننده خودرو کناری فکر می کند که به همسر او متلک انداخته اید. با عصبانیت می گوید: - الان خوشگل را نشانت می دهم! سپس پیاده می شود و به طرف اتومبیل شما می آید. گاز می دهید و فرار می کنید. او هم به دنبالتان می آید. تعقیب و گریز آغاز می شود. نمی توانید از دستش فرار کنید. در یک خیابان ناگهان متوجه می شوید که پشت سرتان نیست و گم تان کرده است. می بینید که ورودی یک پارکینگ باز است. داخل آن می پیچید و تصمیم می گیرید که مدتی در آنجا بمانید تا مطمئن بشوید که راننده عصبانی شما را گم کرده است. یک گوشه از پارکینگ پارک می کنید. سرتان را روی فرمان می گذارید و نفس راحتی می کشید. کسی به شیشه می زند. نگاه می کنید. نگهبان اداره است. شما را بدون ریش نمی شناسد. راننده آن خودرو که تعقیب تان می کرد خبرنگار است و با همسرش برای شرکت در کنفرانس طبوعاتی شما به اداره تان می آید!!!!!!!! موفق باشید!!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 17:35 توسط رضا |
|
|
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی ۹۰ دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره! چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد! چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره! چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم! چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم! چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه! چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین صفهای نماز جماعت تمایل داریم! چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم! چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان خداوند در قرآن رو به سختی باور می کنیم! چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن! چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید! خنده داره . اینطور نیست؟! دارید می خندید؟ دارید فکر می کنید؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 13:0 توسط رضا |
|
|
روبه روی آینه بایستید و تمرکز کنید با دقت به رنگ چشم ها، خطوط مورب و موازی صورت خود را نگاه کنید! بعد از چند لحظه تمرکز، احساس می کنید که سالهاست خود را در آینه به این دقت نگاه نکرده اید. سپس پنج بار با آرامش و از صمیم قلب با ذکر نام کوچک خود به تصویر بگویید:
یک پیشنهاد!
- فراموش نکنید! دوست داشتن خلق= دوست داشتن خالق.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 0:46 توسط رضا |
|
|
هشدار: این یک مطلب فمنیستی است. لطفا آقایون نخونن! اگر هم خوندن به من فحش ندن! من هیچ مسئولیتی قبول نمی کنم!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 19:33 توسط رضا |
|
|
دليل اول: |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 10:56 توسط رضا |
|
|
درس نخوانيد. هيچکس از درس خواندن به جايي نرسيده به جز علي دايي. از کودکي معاملات زمين و مسکن را جدي بگيريد، همه که قرار نيست از دزدي به جايي برسند. يک پدر پولدار براي خود دست و پا کنيد. از همان روز اول در بيمارستان با تطميع پرستار و يک جابجا کردن ساده ي دستبندهايتان يک عمر آسوده باشيد، بگذاريد براي يک بار هم که شده يک بچه آريستوکرات دنبال معنويت بدود. اگر پدرِ پولدار نشد لااقل يک زن يا شوهر مايه دار براي خود دست و پا کنيد. يادتان باشد فيلم هاي هندي و آبگوشتي را براي شما ساخته اند و هنوز که هنوز است فلاسفه بر سر مفهوم عشق و زيبايي با هم دست به يقه اند اما بر سر مفهوم پول کسي شک ندارد. گنده گ… کنيد. به هرکس مي رسيد بگوييد شرکت زده ايد و فلان پروژه را در دست انجام داريد. يادتان باشد يک گنده گ… موثر و بجا از يک رزومه پر و پيمان (c.v.) مفيدتر است. حتا اگر خال زشتي هم روي صورتتان داريد با «محمد رضا شريفي نيا» طرح دوستي بريزيد. هر ماه ، پنج فيلم از شما اکران مي شود و يک شبه از علافِ محله «قازقُل آباد» تبديل به سوپراستار دست نيافتني مي شويد. شما فقط ششصد ميليون تومان تا موفقيت فاصله داريد. آن را تهيه کنيد بعد فيلم بسازيد. اگر هيچ تلاشي نکنيد حتما پرفروش ترين خواهد شد. راستي ، فکرش را نکنيد کارتِ کارگرداني هم با کارت سوخت مي آيد دم منزلتان. اگر حتي توي بيابان هاي جاده ي قم يا در اعماق کوير نمک يک تکه زمين داريد ديگر لازم نيست کاري بکنيد ، ثروت و موفقيت در چنگال شماست. لازم نيست پدربزرگ خيلي پولداري براي خود تهيه کنيد كافيست فقط يک خانه ي کلنگي حوالي شاسكول آباد داشته باشد ، بسِ تان است. اول پدربزرگ مهربان را به خانه ي آخرت راهنمايي کنيد. سپس خانه را بکوبيد و با چند فرغون بتُن ، پي ريزي کنيد و چند تا ستون لاغرتر از گردن مرتاض هاي هندو را هم عَلَم کنيد و تيغه بزنيد و آن را متري (قيمت پايه) يک ميليون و سيصد معامله کنيد. هميشه به خاطر داشته باشيد در زلزله تهران خشک و تر با هم مي سوزند و هرچه بسازيد« کُن فيَکون » خواهد شد پس خرج بيخود نکنيد. توليدي« خنزر پنزر » بزنيد. مثلا زير کفش بسازيد نه خود کفش. کفش را چيني ها مي سازند. در يک شرکت دولتي استخدام شويد. از هرکس به دستتان رسيد پله اي بسازيد و پله پله بالا، بالاتر و به ملاقات خدا برويد به آنجا که رسيديد يادتان نرود روي ماه خدا را ببوسيد. در ضمن به ياد داشته باشيد کسي که نخواهد بالا برود غيرمستقيم قبول کرده نردبان اين و آن باشد. در مسابقات فوتبال سالني جام رمضان شرکت کنيد و هرچيز و هرکس را که ديديد «دريبل» بزنيد. توجه داشته باشيد که براي کار تيمي به کسي پول نمي دهند.براي مطالعه بيشتر در اين خصوص فيلمهاي علي کريمي را ببينيد. اگر هيچ هوش و استعدادي نداريد لااقل کُشتي بگيريد. براي فتيله پيچ کردن يا اجراي «سَگَک دوبل »که نبايد استعداد خدادادي داشت، «خر زور بودن» کفايت مي کند. يکي دو سال کشتي بگيريد بعد کانديداي شوراي شهر بشويد. در خيابان استاد نجات اللهي، مغازه ي فروش کارت تبريک هاي ژيگولي وعروسک پشمالو بزنيد. از فروش قبل از روز «وَلِنتاين» به نان و نوايي مي رسيد. جعل سند کنيد و آرم طرح ترافيک دولتي بگيريد و دانه اي پانصد تومان آزاد بفروشيد. وقتي هم گند قضيه درآمد راست راست براي خودتان در اداره راه برويد و به چشم همکارانتان زُل بزنيد، آنقدر زل بزنيد که آنها به خودشان شک کرده و در پايان وقت اداري خود را به اولين پاسگاه کلانتري معرفي نمايند
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 12:57 توسط رضا |
|
|
مهمونی می دیم اونهایی که دوست داریم و نداریم رو دعوت می کنیم. یواشکی به لباسای اونهایی که دوست نداریم می خندیم. بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون می خندیم! توی مهمونی واسه همدیگه جوک ترکی می گیم! جوک لری می گیم! اصفهانی ها رو مسخره می کنیم. می گیم کاشونی ها ترسواند! رشتی ها بی غیرتند! کردها خرمتعصب هستند! آبادانی ها لاف می زنند! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 20:11 توسط رضا |
|
|
این مقایسه توهین به دختر و پسر این دهه ها نیست صرفا مقایسه ای طنزآمیز و خاطر نشان کردن وضعیتی است که روشنفکران به آن عوارض دوره گذار و دینداران به آن نشانه های آخرالزمانی می گویند و در کل بهره ای از حقیقت دارد.انکار این مقایسه شاید خودیک نشانه ی آخرالزمانی باشد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 18:27 توسط رضا |
|
|
۱. محمدرضا گلزارِ بزک کرده(یک عدد کامل) روش تهیه: |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 0:41 توسط رضا |
|
|
ركسانا از اول هم بيشتر از من شانس داشت. با اينكه 36 كيلو اضافه وزن داشت و همچين قيافه اي هم نداشت و حتي ديپلم هم نداشت زودتر از من شوهر كرد. آن هم با يك مهندس جوان خوش تيپ 23 ساله كه كلي هم خر پول بود. ولي من بيچاره كه هم خوشگل بودم و هم خوش هيكل و تازه هم فوق ليسانس داشتم، پنج سال بعد از آن مجبور شدم از آنجايي كه نكند بتُرشم با يك بقال كچل خپل 38 ساله ازدواج كنم. من با غم و غصه هر روز پيرتر شدم و او با ليپوساكشن و عمل زيبايي و كلي آرايش و از اين جور حرف ها هر روز جوانتر. به خاطر همين هم شد كه شوهرم را با 13 ضربه چاقو كشتم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 11:33 توسط رضا |
|
|
دهه سی به قبل:
اواخر دهه چهل: روباه (با سبیل از بنا گوش در رفته) به زاغ گفت: چه سري، چه دمي، عجب پايي داری تو ضعیفه!؟زاغ گفت راست میگید آقا؟ و قالب پنیر از دهانش افتاد و روبهک جست و طعمه را بربود...
اواسط دهه پنجاه: روباه به زاغ گفت: چه سري، چه دمي، عجب پاي پر جنب و جوشی!؟ زاغ گفت: زر نزن خودم کلاس دومم! ضمنا میخوام برم راه پیمایی الان وقت این چرندیات رو ندارم!
اوایل دهه شصت برادر روباه به خواهر زاغ گفت: چه سري، چه دمي، عجب پايي!؟ زاغ گفت: به به! چه روباه با شخصیتی ... و همون شب به هجله رفت! اواسط دهه هفتاد روباه به زاغ گفت: چه سري، چه دمي، عجب پايي!؟ زاغ گفت: زنهار که عشق ورزیدن در این سرزمین نفرین شده گناه است (و قالب پنیر افتاد، اما روباه روشنفکر وقعی بر آن ننهاد!).روباه (در حالیکه عینکش را با انگشت وسط به منتهی الیه پیشانی اش هدایت میکند): من این گناه را به جان میخرم تا هنرمندی چون تو ببالد و رشد کند ... بخوان که آواز تو والاترین ِ آواز مرغان است ... و زاغ بعد از خواندن یار دبستانی من، تصنیفی در چگونگی تعميق مردمسالاري، نهادینه کردن گفتمانهاي اجتماعی جوانان و تحقق مطالبات شهروندی میخواند (با اون صدای افتضاحش)
اوایل دهه هشتاد: روباه به زاغ گفت: چه دمي، چه سري، عجب پايي؟زاغ عصباني شد و گفت: آقای روباه ِ بيشعور! لطفا خجالت بکشید! خواهر و مادر خدمتتون نیست ظاهرا! اون موقع من كلاس اول بودم رد میشدید هی چرت و پرت میگفتید، الان بنده متاهلم!
این روزها: روباه به زاغ گفت: چه سري، چه دمي، عجب پايي!؟ زاغ تحت تاثیر یک کلیپ صداگذاری شده نیروی انتظامی در یوتیوب فریاد زد: آقا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا .... و روباه بیخیال پنیر شده و فرار کرد ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 0:4 توسط رضا |
|
|
شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : “من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن” |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 15:8 توسط رضا |
|
|
برای این که شروع به صحبت با کسی کنید سه راه وجود داره: ۱/ در مورد یه چیزی سوال بپرسید. مثلا: توی یک نمایشگاه هستید - چه فکر می کنید راجع به این اثر؟ ۲/ راجع به یه چیزی نظرتون رو بیان کنید. مثلا: توی صفه سینما هستید - عجب صفه طولانی ای، هیچ فکر نمی کردم ”فلان فیلم” انقدر طرفدار داشته باشه. ۳/ یک حقیقتی رو بیان کنید. مثلا: اتوبوس دیر کرده یا چه قدر امروز سرده. موضوع هر یک از این سه مورد بسته به شرایطی که درش هستید فرق می کنه. ولی تا اونجا می تونید موضوعاتی رو انتخاب کنید که در طرف مقابل ایجاد علاقه کنه. تدکر: درسته که شما باحال ترین و با نمک ترین و خوشتیپ ترین آدم هستید و خلاصه خیلی کارتون درسته. ولی لطفا سعی کنید سوژه ی صحبت راجع به خودتون نباشه. باور کنید آدم های غریبه اونقدر که شما به خودتئن علاقه مندید به شما علاقه مند نیستند. ولی نکته ی جالب اینجاست که اونها هم به همین اندازه به خودشون علاقه مندند. نتیجه گیریه علمی این که اگر سوژه ی صحبت به نحوی به اونها ارتباط پیدا کنه شانس موفقیت بیشتری دارید. همونطور که در بالا می بینید بدترین نوع شروع بیان کردن یک حقیقته مثله این که هوا چه سرد شده امروز. دوتای دیگه هر دو خوبن. اگر از سوال کردن استفاده می کنید سعی کنید هی پشته سره هم سوای هایی که جواب کوتاه می خوان نپرسید که تبدیل به بازپرس می شید. سوال های چرا و بپرسید که پاسخ های بلند نیاز دارن. حقیقته نه چندان شیرین: از کله آدم هایی که سعی می کنید سره حرفو باهاشون باز کنید ۲۰ درصد محلتون نخواهند داد. این طبیعیه. ناراحت نشید و خودتو نبازید. مخصوصا اگر انقدر بد شانس بودید که از صد تا آدمی می خواید برین سراغشون بیست های اولشون از این گروه یبس ها باشن. به ۸۰ نفره بعدی فکر کنید. شجاع باشین. می خواستین با طرف حرف بزنید تحویلتون نگرفته. آسمون که به زمین نیومده… |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 15:4 توسط رضا |
|
|
1. چند سال پیش توی یه برنامه زنده شبکه تهران (فکر کنم شبهای تهران بود) احمدزاده بعد از اینکه یکی مسابقه رو برد گفت: هدیه ای به رسم امانت به شما میدیم! 2. یکی دو هفته پیش این پسره (امیرمحمد) به عمو پورنگ گفته بذار یه ماچ ازلبات بگیرم و پورنگ هم سرخابی شده! 3. توی اخبار سراسری بود که آقای بابان همراه همکار خانومش میخواست خداحافظی کنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظی میکنم! 4. برنامهی صبح ایرانی رادیو سراسری که از ساعت ۶ و خورده ای صبح شروع میشه یک مجری خانم داره به اسم قلع ریز یا مشابه اون که یه روز، گفتند: یک خبر جالب میخوام براتون بخونم، تو اینترنت میگشتم (!) این خبر رو دیدم که نوشته یک پیرمرد به مدت ۵۰ سال بالای درخت زندگی کرده و بعد فرمودند که: شوخی نیست، طرف ۵ قرن بالای درخت بوده! 5. يه تبلیغی تو تلویزیون نشون میده که ظاهرا مال یک شرکت آموزش کنکور به اسم " تست قرمز " هست ... خلاصه یه پسره رو نشون میده که کتابای اینا رو می خونه بعد میره سر جلسه با خیال راحت تست میزنه ...فقط یه نکته ای هست ... این پسره سر جلسه کنکور فقط یه پاسخ نامه دستشه ... هیچ پرسش نامه ای وجود نداره ...! 6. یکی از برنامه های زنده شبانه چند سال قبل بود که تو شبکه تهران پخش می شد و احمدزاده و حسینی مجریاش بودن. خسرو شایگان (دوبلور) تلفنی باهاشون تماس گرفته بود و اینا هم گیر داده بودن که یه آهنگی رو که معمولا زمزمه میکنی بخون. هرچی این بنده خدا می گفت الآن چیزی یادم نیست ول کن نبودن که یه دفعه شروع کرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم که دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صدای خوبی! حالا میرسیم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقیشوبخونه. 7. یه بارم تو برنامه کودک (حالا همه فکر میکنن من برنامه کودک میبینم) عمو پورنگ اجرا می کرده مسابقه تلفنی بوده یه دختره زنگ زده بوده ، پورنگ بهش میگه بابا خونه هست باهاش صحبت کنم میگه هست ولی حمومه ، میگه مامان چه طور ؟ میگه مامانمم حمومه !!! 8. یه بار گوینده اخبار ساعت ۲ میخواست بگه وفات پدرآقای احمدی نژاد گفت: شهادت پدر آقای احمدی نژاد که سریع درست کرد. ولی معلوم بود اعصابش خرد شده و چند تا اشتباه دیگه هم کرد. 9. يه خاطره ديگه از عموپورنگ (يه صداي دخترونه) - الو ؟ - الو ؟ - سلام - سلام - خوبي - مرسي . عمو پورنگ ؟ - جانم ؟ - من خيلي دوستتون دارم - منم خيلي دوستت دارم عزيزم . اسمت چيه ؟ - كتايون - كتايون ؟ خوبي ؟ - بله - كتايون ؟ من ازت سوال مي پرسم . تو بگو كتايون . باشه ؟ - باشه - كي از همه بهتره ؟ - كتايون - كي تو كارا به مامان كمك مي كنه ؟ - كتايون - كيه كه مامان دوستش داره ؟ - كتايون - كيه كه بابا وقتي از در مياد ماچش ميكنه ؟ - مامان 10. بازی پرسپولیس - ابومسلم بود بین دو نیمه زنگ زدن به فنایی برای مسایل داوری و اینا فنایی گفت : قبل از هر چیز اجازه بدین فرارسیدن ماهمحرم رو خدمت شما و بینندگان تبریک عرض کنم !! 11.شبکه دو مجيد قناد جمعه هاصبح و روزاي تعطيل براي بچه ها برنامه داره و توش از بچه ها هم دعوت به عمل مياد.
خلاصه کنم يه روز از يه بچه در ارتباط با حرفايي که زده بودن مي پرسن خاله کيه ؟به خواهر مامان مي گن خاله ديگه؟قر و غمزه’ بچه که يعني نميدونم به دوست مامانم مي گن خالهحالا دايي کيه؟داداش مامانه آفرين به دوست مامانم مي گم دايي! 12. اين اخبارساعت 22 شبکه ي 3 که آخر سوتيه بعضي مواقع زير نويس خبر با تصوير خبر و متني که گوينده ميگه همخواني نداره تصوير احمدي نزاد رو نشون ميده زير نويس: گوسفند شبيه سازي شده متولد شد!!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 17:12 توسط رضا |
|
|
براي من فرقي نميكنه ديوار آشپزخونه چه رنگي باشه اين يه كار، مردونه است
ميخواهي تو درست كردن شام كمكت كنم؟ چه فكر خوبي ! بله عزيزم يا حتما حتما زنم منو درك نميكنه ! ماجرايش طولانيه و سر فرصت برات تعريف مي كنم من اخيرا" خيلي ورزش مي كنم دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم مي مونه كمي استراحت كن عزيزم خسته شدي ! چه جالب ! عزيزم ماديات در عشق ما هيچ نقشي نداره !! اين واقعا" فيلم خوبيه ! اين يه كار زنونه است !! با من ازدواج مي كني؟ !تو كه مي دوني من چه حافظه ي بدي دارم من براي اين كارم دليل دارم !!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 11:32 توسط رضا |
|
|
آقا و خانومی که چند وقتی بود باهم ازدواج کرده بودن پس از مدتی اتفاقات جالبی واسشون رخ می ده … یه شب خانوم نمی ره خونه فردا صبح در بازگشت به خونه آقا از خانومش سوال می کنه که دیشب کجا بودی ؟خانوم هم جواب می ده که خونه ی یکی از دوستام بودم !!!آقا بلافاصله بعد ازین جواب به ۱۰ تا از بهترین دوستان خانومش تلفن می کنه و ازشون سوال می کنه که آیا خانومش دیشب پیش اونا بوده یا خیر ؟همگی دوستان خانومه جواب می دن نه !!!!!خب به همین راحتی می تونیم پی ببریم که خانوم ها دوستان خوبی نیستن و هیچ وقت نمیشه روشون حساب کرد اما حالا چرا آقایون دوستان خوبی هستن و همیشه می تونین روشون حساب کنین چند وقت بعد از این ماجرای آقا و خانومه !!!آقا یه شب خونه نمی ره و فردای اون شب در بازگشت به خونه این بار خانومه از آقا سوال می کنه که دیشب کجا بودی ؟آقا بلافاصله جواب می ده که : خب، پیش یکی از دوستام بودم !!!و خانوم بلافاصله به ۱۰ تا از بهترین دوستای آقا زنگ می زنه و می گه که : آیا آقا دیشب پیش اونا بوده یا خیر ؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 11:15 توسط رضا |
|
|
4 تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 23:48 توسط رضا |
|
|
هیچوقت با یه دختر کل کل نکنید چون عاقبتی جز کنف شدن نداره. هیچوقت تو رابطه با دخترا پاتونو از گلیمتون دراز تر نکنید چون به علتهایی که خودتون میدونید یا گلیم تیکه تیکه میشه یا پاهاتون. هیچوقت دخترا رو مسخره نکنید چون اون وقت از هر 10 نفر انسان 9 نفر باهاتون مشکل دارن(منظورم همون نسبت 3 به 4 پسر دختراس+یه پسر متشخص طرفدار حقوق خانمها). هیچوقت واسه حالگیریه دخترا نقشه نکشین یا کار یاد دیگرون ندین چون اننقدر باحالن که هرکاری کنید عمرا چیزی ازشون کم بشه. هیچوقت خودتونو مرموز جلوه ندین چون اگه چیزی ازتون سر در نیارن ولتون میکنن(نکته:پسرا هیچی واسه پنهون کردن ندارن چون از 20کیلومتری از رفتار وقیافه شون معلومه چه جورآدمایی هستن، واسه همینه که اصولا دخترا سر این قضیه ول نمیکنن). هیچوقت از حس حسادت دخترانه سوء استفاده نکنین چون اگه نتونن اون دخترو از میدون خارج کنن تصمییم میگیرن یه بلایی سر شما بیارن(نکته:از اونجایی که اون یکی دختر ه هم یه دختره باحال از دور در نرو هس پس به هر حال این وسط شمایین که یه حالگیریه اساسی میشین). هیچوقت نگران رابطه شون با پسرای دیگه نباشین چون اگه دخترای باهوشی باشن(که اکثرییت دختر ها هم همینطورن) بعد دوستی با شما به این نتیجه میرسن که همه پسرا مثل همن فاقد هر گونه جذابیت. هیچوقت از یه دختر نخواین بابت اشتباهش ازتون معذرت خواهی کنه چون به هر حال همه چیز تقصیر شماس (البته دخترا معمولا اشتباه نمیکنن مگر مواقعی که عصبانی میشن ). هیچوقت واسه دخترا خسیس بازی در نیارین چون دخترا خیلی دست و دل بازن(مثلا واسه تون گل میخک میخرن 400 تومان)واصلا با شما دوست میشن که واسشون خرج کنین وگرنه خودشون هزار و یکجور دوست دارن(به علت روابط عمومی بالا شون). هیچوقت وقتتونو صرف چیزای بیخودی نکنید(مخصوصا بازیهای مزخرفی که اولش G داشته باشه)چون به نظر دخترا، پسر خوب پسریه که همیشه یا به فکر دختره باشه یا به فکر پول در آوردن(یه رابطه ی ظریفی با هم دارن ولی به علت ظرافت بالا معولا پسرا متوجه نمیشن) هیچوقت بروی یه دختر نیارین که به پول علاقه داره چون دخترا اصلا دنبال مادیات نیستن فقط پی عشق صادقانه هستن(نکته:دخترا خیلی از پول بدشون میاد) اینا نکات اساسی بودن چون معمولا کسی هس نکات غیر اساسی رو بگه بقیه رو از خودش یاد بگیرین. به امید اینکه یه روز شما هم موفق بشین!!!! یه دختر...!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 21:20 توسط رضا |
|
|
گریه...چه واژه سبک و دلتنگی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 13:9 توسط رضا |
|
|
دير كنيد: هيچ چيز ديگه اي به غير از دير كردن بي خيالي شما رو نشون نميده! امكان داره كه زود رسيدنتون اين مزيت رو داشته باشه كه قبل از اينكه طرف ببيندتون شما ببينيدش، در صورتيكه دير كردن نشون ميده كه مهمتر از اوني هستيد كه مودب باشيد. كيف پولتونو جا بگذاريد: با گفتن “كيفمو جا گذاشته ام” بلافاصله تبديل به يك آدم گدا گشنه مي شويد. مرد و زن هم ندارد! آقايون توجه كنند كه اگر قرارتون كافي شاپه، خيلي افته كه براي اينكه آدم خوبي به نظر بياين هر دو فنجان را حساب كنيد. خانومها هم توجه كنند كه آقايون حواسشون هست كه شما مي خواهيد ميز را حساب كنيد حتي زماني كه ظاهراً مي خواهند هر دو فنجان رو حساب كنند. با موبايلتون صحبت كنيد: موبايلو روشن كنيد و بذارين رو ميز، بين خودتون و طرف. همه تماسها رو جواب بدين و هر چقدر كه دلتون خواست صحبت كنيد و طرف هم انگار نه انگار كه وجود داره! دليل اصلي جنگ و دعواها موبايله و سر قرار، به جز موارد اضطراري، كاملاً اضافي است. خالي ببنديد: مامان بزرگا معمولاً نصيحت مي كنن: “چاخان نكن!”. چقدر هم راست مي گن. مخصوصاً سر قرار. با اين وجود اگه نميتونين طاقت بيارين، از ماشين گرونقيمت يا ساعت رولكستون صحبت كنين. آنقدر آدم مهمي هستيد كه سرِ كار، ملت به دست و پاتون ميوفتن! به واكنش طرفتون دقت كنيد…البته اگر تا حالا نرفته باشه غر بزنيد. نق بزنيد. ناله كنيد : از اينكه هيچ كس به حرفتون گوش نمي ده صحبت كنيد و بگيد كه دنبال يك گوش شنوا هستيد. از بيماريها و مخصوصاً غذاهاي عجيب و غريبي كه مي خوريد صحبت كتيد. اون موقع متوجه مي شيد كه طرفتون چقدر دمغ شده. حالا در همين مورد ناله سر بديد و اين قرار رو هم به ليست قرارهاي نافرجام اضافه كنيد. گستاخ باشيد: |