تبليغاتX
...اس ام اس باحال جوک خفن داستان کوتاه و
هر چی میخوای هست اگر هم نبود بگو بزارم داستان کوتاه sms jok جک اس ام اس

 

دهه سی به قبل:        

زاغکي قالب پنيري ديد
به دهان بر گرفت و زود پريد
بر درختي نشست در راهي
که از آن مي گذشت روباهي
روبه پر فريب و حيلت ساز
رفت پاي درخت و کرد آواز
گفت: به به، چقدر زيبايي
چه سري، چه دمي، عجب پايي
پر و بالت سياه رنگ و قشنگ
نيست بالاتر از سياهي رنگ
گر خوش آواز بودي و خوشخوان
نبدي بهتر از تو در مرغان
زاغ مي خواست قار قار کند
تا که آوازش آشکار کند
طعمه افتاد چون دهان بگشود
روبهک جست و طعمه را بربود

 

اواخر دهه چهل:

روباه (با سبیل از بنا گوش در رفته) به زاغ گفت: چه سري، چه دمي، عجب پايي داری تو ضعیفه!؟زاغ گفت راست میگید آقا؟ و قالب پنیر از دهانش افتاد و روبهک جست و طعمه را بربود...

 

اواسط دهه پنجاه:

روباه به زاغ گفت: چه سري، چه دمي، عجب پاي پر جنب و جوشی!؟ زاغ گفت: زر نزن خودم کلاس دومم! ضمنا می‌خوام برم راه پیمایی الان وقت این چرندیات رو ندارم!

 

 

اوایل دهه شصت

برادر روباه به خواهر زاغ گفت: چه سري، چه دمي، عجب پايي!؟ زاغ گفت: به به! چه روباه با شخصیتی ... و همون شب به هجله رفت!

 

 

اواسط دهه هفتاد

روباه به زاغ گفت: چه سري، چه دمي، عجب پايي!؟ زاغ گفت: زنهار که عشق ورزیدن در این سرزمین نفرین شده گناه است (و قالب پنیر افتاد، اما روباه روشنفکر وقعی بر آن ننهاد!).روباه (در حالیکه عینکش را با انگشت وسط به منتهی الیه پیشانی اش هدایت میکند): من این گناه را به جان می‌خرم تا هنرمندی چون تو ببالد و رشد کند ... بخوان که آواز تو والاترین ِ آواز مرغان است ... و زاغ بعد از خواندن یار دبستانی من، تصنیفی در چگونگی تعميق مردم‌سالاري، نهادینه کردن گفتمانهاي اجتماعی جوانان و تحقق مطالبات شهروندی می‌خواند (با اون صدای افتضاحش)

 

 

اوایل دهه هشتاد:

روباه به زاغ گفت: چه دمي، چه سري، عجب پايي؟زاغ عصباني شد و گفت: آقای روباه ِ بي‌شعور! لطفا خجالت بکشید! خواهر و مادر خدمتتون نیست ظاهرا! اون موقع من كلاس اول بودم رد می‌شدید هی چرت و پرت می‌گفتید، الان بنده متاهلم!

 

 

این روزها:

روباه به زاغ گفت: چه سري، چه دمي، عجب پايي!؟ زاغ تحت تاثیر یک کلیپ صداگذاری شده نیروی انتظامی در یوتیوب فریاد زد: آقا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا .... و روباه بی‌خیال پنیر شده و فرار کرد ...

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 0:4  توسط رضا | 

 

حميشه طوغلب منى اذيظم فداط بسم
-
-
-
چيه بيسوادا حق ندارن عاشق بشن؟

به ملانصرالدين ميگن جوان ها شراب ميخورن قمار ميكنن ترياك ميكشن دختر بازي ميكنن ...

حكم چيه ؟ ميگه : گيشنيز!!

از يه كچل مي پرسن اسم شامپوت چيه؟ مي گه من از شيشه پاك كن استفاده مي كنم!

 

###o<-<####
چيه فكر كردي از دوريت رفتم رو ريل قطار خوابيدن كه خودمو بكشم ؟؟
.
.
نه داداش !! اگه گوشيتو 90 درجه به سمت راست بچرخوني ميبيني كه به كوريه چشم حصود دارم از نردبون ترقي بالا ميرم !!!!

 

معلم: بگو ببينم... اگه توي خيابون يه نفر يه خري رو گرفته و مي زنه، و من برم جلو و از اين كارش ممانعت كنم، به اين كار چي مي گن؟
شاگرد: آقا اجازه، حس برادري!

 

يه ضرب المثل خارجييه كه مي گه:dsha salah to mano siri فهميدي؟ پس عبرت بگير...

 

به يه خره مي گن تا 30بشمار ميگه:, 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 عزيزم گفتم به يه خره ميگن.تو چرا ميشماري؟!
 

اي كساني كه اس م اس نمي فرستيد بدانيد مورد عذاب خدا قرار ميگيريد خدا در قيامت سيم كارت داغ روي پيشياني شما قرار ميدهد سوره ايرانسل ايه 935
 

يك حقيقت زندگي: هر چقدر به ديگران كمك كني چند برابر ش از جايي كه فكرشو نميكني بهت كمك ميشه ميگي نه؟ شماره حساب منو يادداشت كن...!

 

اگه ديدي يه روز يه پرنده اومد رو شونه ات نشست تعجب نكن
واسه اين كه من آدرس زيباترين گل دنيا رو بهش دادم ، بزار يه كمي استراحت كنه ،
ميره به اون آدرسي كه من دادم بهش

 

عاشق آن نيست كه براي عشقش در سرما آتش روشن كند، عاشق آن است كه كتش را بدهد به عشقش،
خودش سرما بخورد و 6 تا آمپول بزنه تا ديگه از اين غلط ها نكنه!
 

از طرف مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي كنن ؟
ميگه : آخه من امتحان كردم ، پياده خيلي راهه

 

يارو بعد از 3 سال يه پازلو تكميل ميكنه ازش مپرسن فكر نميكني زياد طول كشيده؟
ميگه:نه رو جلدش نوشته 5 تا 7 سال

 

هميشه پشت سر هر مرد موفق، زني است... كه نتونسته جلوي موفقيت شو بگيره!

 

سلام عزيزم؛شنيدم پنج شنبه آينده جشن نامزديته تبريك ميگم ؛ واقعا خوشحال شدم
.
.
ستاد مبارزه با افسردگي دختران دم بخت

 

ويكتور هوگو ميگه هرگز به كسيكه دوسش داري نگو دوستت دارم ......

...... ويگتور هوگو غلط كرد

................. دوستت دارم دوستت دارم

 

يارو 19 تا بچه داشت بهش ميگن چرا يكي ديگه نمياري رند بشه ؟! ميگه : فرزند كمتر زندگي بهتر !

 

دريك هنگ نظامي د ر ايتا ليا دوجوان داوطلب باهم آشنا شدند.
اولي : توبراي چي داوطلب شدي ؟
دومي : من مجرد بودم ازجنگ خوشم اومده ، خب توچرا داوطلب شدي؟
اولي : من متاهل بودم از آرامش خوشم اومد داوطلب شدم.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 23:47  توسط محمد | 

 

يه نفر ميره جوراب فروشي ميگه آقا جوراب ميخوام فروشنده ميگه:مردونه ؟يارو دست ميده ميگه: مردونه

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يه يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه . به نام ... ؟ يارو ميگه . آخ آخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

از طرف مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

پسره رو ختنه می کنن می گن باید دامن بپوشی. می گه نامردا مگه چقدشو بریدین؟

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

به تركه ميگن: چرا قبض آب و برقو دوست داري، ميگه: چون روش نوشته: مش ترك گرامي

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

دختره ميره تعليم رانندگي ... ازش ميپرسند چطور بود ؟ ميگه : بد نبود ! اما معلمش خيلي مذهبي بود. ميگن : واسه چي؟ ميگه : والا من هر كاري ميكردم هر جايي ميپيچيدم ميگفت : يا اباالفضل ...يا حضرت عباس...يا امام حسين

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

 تست فيزيك كنكور : سرعت نور چه قدر است؟  1- بد نيست  2- خوب است  3- الحمدالله   4- تو خوبي؟

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يه نفر يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي‌دويده

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند.  ( پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ... ادامه دارد

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

تست هوش :  به 750 گرم میگن چی؟؟؟ ........... ميگن نیم کیلو و نیم

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

بر اساس جديدترين تحقيقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقي همگي زن دارند

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يه نکته جدی : ترجيح مي دم روي موتورسيكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اينكه تو كليسا باشم و به موتورسيكلتم فكر كنم - مارلون براندو

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

شرمنده ، بی ادبيه ولی ..... از فردا طرح قهوه ای ايرانسل در سراسر کشور : فقط با پرداخت صد هزار تومان هر گوهی ميخواهيد بخوريد

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

آيا ميدانستيد که بزبزه قندي اولين بز ديابتي تاريخ است !

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت : يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

توصيه دخترانه : اگه يه موقع مورد حمله يک پسر قرار گرفتی شلوار اونو بکش پايين دامن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اينجوری تو ميتونی بدوی ولی اون نميتونه

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

چند نفر اکيپي ميرن کوه نوردي شب خواب بودن ديدن يکي داد مي زنه جرج جرج... ميگن: ما اينجا جرج نداريم که! خلاصه مي خوابن صبح پا مي شن ميبينن ترکه رو گرگ خورده

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

به ملانصرالدين ميگن جوان ها شراب ميخورن قمار ميکنن ترياک ميکشن دختر بازي ميکنن ... حکم چيه ؟ ميگه : گيشنيز

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي‌گرفته. از يارو مي‌پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ طرف ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي‌كنه مي‌پرسه: يعني چي؟ يارو ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يه روز يه پسره رو ميبرن کلانتري ، ميگه چرا منو آوردين اينجا ؟؟ ميگن واسه عرق خوري .. ميگه پس چرا نميارين بخوريم؟

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

پسر خوب چگونه پسري است ؟ پسري كه اولا دوست دختر نداشته باشه - دوما دوست دختر نداشته باشه - سوما دوست دختر نداشته باشه - چهارما دوست دختر نداشته باشه...... چون دوست دختر بناي اوليه منحرف شدن اين گل پاك و معصوم است

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

پشت کنکوريه نذر میکنه اگه دانشگاه قبول بشه ،،،ننه اش رو با پای برهنه بفرسته کربلا

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

معلم از شاگردش مي پرسه: 5 + 5 چند ميشه؟شاگردش يه كم فكر ميكنه ميگه 11 معلم ميگه: احمق دستتو از جيب شلوارت در بيار ، دوباره با انگشت بشمار!

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

ميدوني به يه دختر خوشگل كه لباس خواب پوشيده چي ميگن؟............ .. ميگن : شب بخير

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند / ديو هستند ولي مثل پري مي‌پوشند / گرگ‌هايي كه لباس پدري مي‌پوشند / آنچه ديدند به مقياس نظر مي‌سنجند / عشق‌ را همه با دور كمر مي‌سنجند / خب طبيعي ست كه يك روزه به پايان برسد / عشق‌هايي كه سر پيچ خيابان برسد

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

دختره تو جلسه خواستگاری يه باد صدا دار ازش در ميره ، داماد از بس ميخنده مي افته می میره رو سنگ قبرش می نویسند نسيمی آمد و گلی بر باد رفت

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

پسره تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي خوشگل  مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي ، پول دادي ، قيافه دادي ، خانواده خوب دادي... فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام... اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ هل نده زشته ، خودم ميرم!

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

طرف عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر ، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ طرف ميگه: يك هفته است!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين زنه ، مايكرووِيو كه نيست

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم ، وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم ، پر پروانه شکستن هنر انسان نيست ، گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم ، يادمان باشد سر سجاده عشق ، جز براي دل محبوب دعايي نکنيم ، يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

پسره ، دختر محلشون را نشون ميکنه ، رفيقاش ميان با سنگ ميزنن

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، ميگن انگل داری

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

به دختره مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

دو تا دانمارکی با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق ميدزدیدن

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

ديگه از چشم افتادي . مي فهمي؟ ............ ..صاف افتادي تو قلبم

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

شيرفرهاد ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

عربه بلال مي خوره تا صبح اذان مي گه

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يارو ميره حرم داد می‌ زنه : آقايون شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی‌ می‌شه! من پارسال اومدم ، حامله شدم

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

پيروزي افتخار آميز دانشمندان ايراني در عرصه انرژي هسته اي و دستيابي آن عزيزان به اورانيوم غني شده رو ولش کن "خودت چه طوري؟

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يه برره ای به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يك گاو نر دنبال يك گاو ماده مي افته گاو ماده هي فرار مي كرده دست آخر به يك كوچه مي رسه كه بن بست بوده برمي گرده و با حالت درماندگي مي گويد آخه چي از جون من مي خوايي گاو نر مي گه مااااااااااااااااااااااچ

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

گوش بده ببين چي ميگم . اگه يکي بهت پي ام داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو گرفت بگو نمي شناسمش. اين يارو شماعي زاده فکر مي کنه گيتارش دست منه

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يه پسره  به دختره ميگه بوس ميدي؟  ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يه برره ای  میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن  .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن 

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است  و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد 

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يه دفعه يه پسره داشته راه ميرفته ميخوره زمين هواااااااااا ميره نميدونی تا کجاااااااا ميره

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يارو  زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يه روز يه بابائی سوار تاکسی ميشه ، به راننده ميگه آقا لطفا من را دو نفر حساب کنين ، راننده برميگرده ميگه من تو رو پشم ...... حساب نميکنم

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک  بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم ! 

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

زن خوب برای ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعنی با جيب آدم کاری نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعنی از خودش خونه داشته باشه

4 - مثل ماه بمونه يعنی شبها بياد و صبح بره ( بره خونه باباش ) ............ .... 5 - البته در حد متعالی اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه 

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم  ... به دشت های سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتی وقتی به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم 

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------

اين هم يه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی :

آخر يه روز تيک ميگيری  ،  لباسهای شيک ميگيری  ،  بابات را ميکنی کچل  ،  تا بينی رو کنی عمل ،  با همراهت زنگ ميزنی  ،  عينک رنگ رنگ ميزنی ،  اين دل و اون دل ميزنی  ،  هي به موهات ژل ميزنی  ،  جنس لباسات تريکو  ،  موزيک فقط از انريکو  ،  جوراب های فسقلکی  ،  روسری های الکی  ،  با اشوه های شُتری  ،  ميشينی پشت موتوری  ،  تو خيالت خيلي تکی  ،  فکر ميکنی با نمکی  ،  خوشی با اين تيپ خفن  ، حالا قشنگی مثلا ؟

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------

از يه نفر ميپرسن اولين کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود ميگه حاج زنبور عسل

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------

از يه بچه مشنگه ميپرسن پس جواب خون شهدا را کی بايد بده  ، ميگه خب معلومه آزمايشگاه

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردی .... يه ماده شيميائی هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم  بودی ... رفتنی پيش من بودی ، برگشتنی پيش مامانت

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک  راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود  داشتم ميمردما

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

آقا ماشاا... را ميبرن بهشت ، زير پای مادران له ميشه ( آخه بهشت زير پای مادران است )

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 15:43  توسط محمد | 

شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : “من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن”
به اين ميگن بازاريابي مستقيم
*
شما در يك مهماني به همراه دوستانتون ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله يكي از دوستاتون ميره پيش دختره ،به شما اشاره مي كنه و مي گه : ” اون پسر ثروتمنديه ، باهاش ازدواج كن”
به اين مي گن تبليغات
*
شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و شماره تلفنش رو مي گيرين ، فردا باهاش تماس مي گيرين و مي گين : “من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن”
به اين ميگن بازاريابي تلفني
*شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله كراواتتون رو مرتب مي كنين و ميرين پيشش ، اون رو به يك نوشيدني دعوت مي كنيين ، وقتي كيفش مي افته براش از روي زمين بلند مي كنين ، در آخر هم براش درب ماشين رو باز مي كنين و اون رو به يك سواري كوتاه دعوت مي كنين و ميگين : ” در هر حال ،من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج مي كني؟”
به اين ميگن روابط عمومي
*
شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين كه داره به سمت شما مياد و ميگه : “شما پسر ثروتمندي هستي ، با من ازدواج مي كني؟”
به اين مي گن شناسايي علامت تجاري شما توسط مشتري
*
شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : “من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن” ، بلافاصله اون هم يك سيلي جانانه نثار شما مي كنه
به اين ميگن پس زدگي توسط مشتري
*
شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : “من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن” و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفي مي كنه
به اين مي گن شكاف بين عرضه و تقاضا
*
شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه حرفي بزنين ، شخص ديگه اي پيدا مي شه و به دختره ميگه : “من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن”
به اين ميگن از بين رفتن سهم توسط رقبا
*
شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه بگين : “من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن” ، همسرتون پيداش ميشه
به اين ميگن منع ورود به بازار
*
شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. سعي مي كنيد بهش كم محلي كنيد تا از شما خوش اش بياد، اون هم فمينيست از آب در مي آد و برايِ در اومدنِ چشِ شما دستِ دوست تون رو مي گيره و با هم مي رن سان فرانسيسكو
به اين مي گن اشتباهِ استراتژيك در بازاريابي.
*
شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مؤدبانه يه يه شاخه گلِ سرخ به ش مي ديد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»، اما اون گل رو توي سرتون مي زنه، چون شديداً استقلاليه.
به اين مي گن اشتباهِ تاكتيكي در بازاريابي.
*
شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛همون لحظه يه دختر ديگه كه قبلا با همين كلمات گولش زده بوديد سروكلش پيدا مي شه و رسواتون ميكنه
به اين ميگن تاثيرسوء سابقه در بازار.
*
شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛همون لحظه پاتون ميره روي پوست موز و جلوي طرف ولو مي شيد
به اين ميگن ضايع شدگي مفرط يا فقدان ثبات در بازار.
*
شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي خواهيد بگيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛ كه يك هو يك دختر زيباتر از اون رو پشت سرش مي بينيد فورا مسير رو عوض مي كنيد و به سمت دختر جديد مي ريد.
به اين ميگن چشم چراني، نه ببخشيد تحليل لحظه به لحظه بازار.
*
شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛ اونهم با شعف خاصي برمي گرده و لبخند مي زنه ، شما كه باديدن چهره
۶۰ ساله اون به اشتباه خودتون پي برديد سرخ و سفيد شده و مجبوريد براي رهايي آسمون ريسمون ببافيد
به اين ميگن بدبياري يا خطاي بازار
*
شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. به جايِ اين كه جلو بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛ به مادرتون مي گيد كه با مادرش تماس بگيره و قرار خواستگاري رو بذاره.
به اين مي گن بازاريابي سنتي.
*
شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛ اون هم با دوست اش صحبت مي كنه و در موردِ شما توضيح مي ده و شما با هردوي اونا ازدواج مي كنيد.
به اين مي گن بازاريابي دهان به دهان!
*
شما در يك مهماني ، دخترِهاي بسيار زيبايِ فراواني رو مي بينيد و ازشون خوش تون مي آد. سرگردان مي شيد كه جلو كدوم بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن بعد ما مي تونيم با هم بيش از دوبچه داشته باشيم»؛
به اين ميگن فقدان استراتژي در بازار

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 15:8  توسط رضا | 
 

 

افراد دروغگو معمولا از نظر نوع رفتاری با یکدیگر شباهت بسیاری دارند که دانستن برخی از خصوصیات به ما کمک می کند که تا حدودی انسان دروغگو را بشناسیم برخی از علائم و روشهایی که باعث شناهخت دروغگو می شود عبارتند از:
1

- چشمان کسانی که دروغ می گویند یا بازتر از حد معمول است یا دائما چشمهای آنان به نقاط مختلف حرکت می کند. در عین حال آنها معمولا از نگاه مستقیم به شما احساس ناراحتی می کنند و سعی می کنند مستقیما به شما نگاه نکنند.
2- گاهی اوقات افراد دروغکئ بخشی از صورت یا دهانشان را هنگام حرف زدن می پوشانند.
3- وقتی از آنها سوال می شود دماغ یا گوششان را به حالت عصبی می خارانند.
4- فرد دروغگو معمولا هنگام حرف زدن حرکت اضافی زیادی از خود بروز می دهد.
5- در هنگام حرف زدن زیاد تپق می زنند و اشتباهات فراوان گفتاری را سعی می کنند به گونه ای بپوشانند.
6- آنها همیشه کلی گویی می کنند و بارها این کلیات را تکرار می کنند و با این کار تلاش می کنند تا خودشان را قانع کنند.
7- آنها سعی می کنند به گونه ای گیج و مبهم سخن بگویند و با این کار به شما اجازه نمی دهند تا حرفهای آنان را تجزیه کنید.
8- هنگامی که سعی دارید در مورد موصضوع مورد بحث از آنها سوال کنید بلافاصله موضوع بحث را عوئض می کنند.
9- حتی سوال شما را متوجه شوند چنین وانمود می کنند که سوال شما را نشنیده اند و با این کار به بحث خاتمه می دهند.
10- اگر می خواهید مطمئن شوید مه او دروغ کفته است چند روز بعد راجع به موضوعی که در مورد آن دروغ گفته است ار او سوال کنید تا برایتان یک داستان با مظالب متفاوت تعریف کند.
11-اگر قدری به صحبت آنها شک دارید شما را متهم به بی اعتمادی می کند و خیلی سریع با این کار به بحث خاتمه می دهد.
12- آدم های دروغگو معمولا پر حر ف هستند و در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند.
13- افراد دروغگو معمولا کسانی هستند که در زندگی شخصی یا خانوادگی دچار مشکل هستند. پس در مورد حرفهای چنین افرادی بیشتر دقت نمایید.
14- تن صدای افراد دروغگو در هنگام دروغ گفتن معمولا بالاتر از حد طبیعی است.
15- خنده های بی دلیل و بی گاه در هنگام صحبت کردن یکی دیگر از علائم افراد دروغگو است
16- آدمهای دروغکو همیشه سعی می کنند حرفهای زیبا و جذاب به زبان بیاورند و با این کار می خواهند امکان کشف حقیقت را از ما سلب کنند.
نکته پایانی این که اگر چه که شاید افراد دروغگو در کوتاه مدت بتوانید حقیقت را از دیگران پنهان کنند اما زمان باعث خواهد شد که همیشه افراد دروغگو رسوا شوند و هیچ گته حقیقت پنهان نخواهد ماند, اگرچه شاید مدت زمان طولانی پنهان بماند.

 

 

 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 0:55  توسط محمد | 

 

برای این که شروع به صحبت با کسی کنید سه راه وجود داره:

 

۱/ در مورد یه چیزی سوال بپرسید. مثلا: توی یک نمایشگاه هستید - چه فکر می کنید راجع به این اثر؟

 

۲/ راجع به یه چیزی نظرتون رو بیان کنید. مثلا: توی صفه سینما هستید - عجب صفه طولانی ای، هیچ فکر نمی کردم ”فلان فیلم” انقدر طرفدار داشته باشه.

 

۳/ یک حقیقتی رو بیان کنید. مثلا: اتوبوس دیر کرده یا چه قدر امروز سرده.

 

موضوع هر یک از این سه مورد بسته به شرایطی که درش هستید فرق می کنه. ولی تا اونجا می تونید موضوعاتی رو انتخاب کنید که در طرف مقابل ایجاد علاقه کنه.

 

تدکر: درسته که شما باحال ترین و با نمک ترین و خوشتیپ ترین آدم هستید و خلاصه خیلی کارتون درسته. ولی لطفا سعی کنید سوژه ی صحبت راجع به خودتون نباشه. باور کنید آدم های غریبه اونقدر که شما به خودتئن علاقه مندید به شما علاقه مند نیستند. ولی نکته ی جالب اینجاست که اونها هم به همین اندازه به خودشون علاقه مندند. نتیجه گیریه علمی این که اگر سوژه ی صحبت به نحوی به اونها ارتباط پیدا کنه شانس موفقیت بیشتری دارید.

همونطور که در بالا می بینید بدترین نوع شروع بیان کردن یک حقیقته مثله این که هوا چه سرد شده امروز. دوتای دیگه هر دو خوبن. اگر از سوال کردن استفاده می کنید سعی کنید هی پشته سره هم سوای هایی که جواب کوتاه می خوان نپرسید که تبدیل به بازپرس می شید. سوال های چرا و بپرسید که پاسخ های بلند نیاز دارن.

 

حقیقته نه چندان شیرین: از کله آدم هایی که سعی می کنید سره حرفو باهاشون باز کنید ۲۰ درصد محلتون نخواهند داد. این طبیعیه. ناراحت نشید و خودتو نبازید. مخصوصا اگر انقدر بد شانس بودید که از صد تا آدمی می خواید برین سراغشون بیست های اولشون از این گروه یبس ها باشن. به ۸۰ نفره بعدی فکر کنید. شجاع باشین. می خواستین با طرف حرف بزنید تحویلتون نگرفته. آسمون که به زمین نیومده

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 15:4  توسط رضا | 
سلام به همه دوستانی که به این وبلاگ سر میزنند
حتما تا حالا متوجه شدید که الان دو نفر تو این وبلاگ فعالیت میکنن یکی من یعنی محمد و اون یکی هم مهناز که چند هفته ای هست اومده کمک من پس خوشحال میشم به نویسنده پست هم توجه کنید و نظر بدین ممنونم موفق و پیروز باشید

 

زندگی ، رویایی بیش نیست . ( توکوزان ذنجی ) 

گرما یا سرما ، این شما هستید که آن را تجربه میکنید . ( کودو ساواکی روشی )

مرد دانا هیچ کاری نمی کند ، ابله خودش را به دار می آویزد . ( دوشین ذنجی )

 دیدن تصویر یک کلوچه ، گرسنگی آدم را رفع نمی کند . ( کیوگن ذنجی )

 فقط نفرت است که انتخاب می کند . ( کودو ساواکی روشی )

 به دنبال آن نباشید که بودا شوید . ( دوگن ذنجی )

هزار چیز ، عاقبت یکی بیش نیست .  ( کودو ساواکی روشی )

 وابسته به سود و زیان ، ما آزاد نیستیم .  ( سوزان ذنجی ) 

خرد ، ارتباطی با محیط اطراف ندارد . پدیده ها و خالی تفاوتی با هم ندارند .             
( تایزن دشی مارو روشی ) 

اکنون پریشان نباش ، هرگز پریشان نباش .   ( کودو ساواکی روشی )

 جان آدمی ، فی نفسه بوداست . ( باشو ) 

به جای استراحت دادن به تن ، دل خود را آسودگی بخشید . ( مومون ذنجی )

به هنگام گرسنگی می خورم و به هنگام خستگی می خوابم . ابلهان به من می خندند و دانایان می فهمند . ( رین زایی ذنجی )

هر روز ، روز خوبی ست . ( کودو ساواکی روشی )

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 12:45  توسط محمد | 
هرگاه شادم ياد تو غمگينم مي کند. هرگاه غمگينم ياد تو شادم مي کند. پس
هر دو را دوست دارم چون حکايت از تو مي کند.
در کنار ساحلت من قايقي شکسته ام… تو همان ساحل عشقي که بهت دل بسته ام…
ويکتور هوگو ميگه : اگه همه ي اون چيزايي که تو سرمه بگم 10 کتابه اما
اون چيزي که تو دلمه بگم دو کلمه هست : "دوستت دارم"
پروانه به دور شمع گشت و پرش سوخت… من به دور تو گشتم جگرم سوخت…
تو مرا مي فهمي… من تورا مي خوانم و همين ساده ترين قصه ي يك انسان است.
تو مرا مي خواني من تورا ناب ترين شعر زمان مي دانم و تو هم ميداني تا
ابد در دل من خواهي ماند…
سكوتم صداي تو… هوايم هواي تو… دلتنگيم براي تو… تنهاييم بياد تو… زندگيم
فداي تو

آنقدر زير لبم نام تورا زمزمه كردم… كه لبم سوخت ولي نام تورا توبه
نكردم…
اگر سنگ در رود زندگي نمي كرد ، صداي آب هيچ وقت زيبا نبود…!
خرج کن ولي ول خرج نشو… بخور ولي پرخور نشو… عاشق باش ولي ديوونه نشو…
دوستت دارم ولي پررو نشو
هروقت پلک ميزني من يه نفس ميکشم. پس به کسي خيره نشو که خفه ميشم
قصه ي عشق من و تو به قشنگي خياله من و تو ماهي تو آبيم که جدائيمون
محاله…
گفتي که دگر در تو چنان حوصله اي نيست گفتم که مرا دوست نداري گله‌اي
نيست رفتي و خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله‌اي نيست
دوري جستن از انسانهايي که دوستشان مي داريم بي فايده است. زمان به ما
نشان خواهد داد که جايگزيني براي آنها نخواهيم يافت…
حال من خيلي عجيبه دوست دارم پيشم بشيني… من نگاهت کنم و تو تو چشام
عشقو ببيني… اولش گفتم يه حسه يا يه احترام ساده… اما بعد ديدم که عشقه
آخه اندازش زياده…
به حق ساقي کوثر وجودت بي بلا باشد… سر دستت علي گيرد نگهدارت خدا باشد…
من آهنگ غريب روزگارم
غمي در انتهاي سينه دارم,
تمام هستيم 1قلبه پاک است که آن را زير پات ميگذارم.
آرزوم بي تو محاله لحظهام بي تو سواله
بي تو مقصد خيلي دور راه عشقم بي عبور
من نميخوام تو خيالم بگمت عاشقت هستم
دوست دارم که راستي راستي
حس کنم تو رو تو دستم .
زندگي به من آموخت که چگونه گريه کنم , گريه به من نياموخت که چگونه
زندگي کنم . . . . . .
تو نيز به من آموختي چگونه دوست بدارم
اما به من نياموختي که چگونه تو را فراموش کنم
اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ )
و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) (
خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند. (
پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 11:41  توسط محمد | 
 

1. چند سال پیش توی یه برنامه زنده شبکه تهران (فکر کنم شبهای تهران بود) احمدزاده بعد از اینکه یکی مسابقه رو برد گفت: هدیه ای به رسم امانت به شما میدیم!

2. یکی دو هفته پیش این پسره (امیرمحمد) به عمو پورنگ گفته بذار یه ماچ ازلبات بگیرم و پورنگ هم سرخابی شده!

3. توی اخبار سراسری بود که آقای بابان همراه همکار خانومش می‌خواست خداحافظی کنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظی میکنم!

4. برنامه‌ی صبح ایرانی رادیو سراسری که از ساعت ۶ و خورده ای صبح شروع میشه یک مجری خانم داره به اسم قلع ریز یا مشابه اون که یه روز، گفتند: یک خبر جالب می‌خوام براتون بخونم، تو اینترنت می‌گشتم (!) این خبر رو دیدم که نوشته یک پیرمرد به مدت ۵۰ سال بالای درخت زندگی کرده و بعد فرمودند که: شوخی نیست، طرف ۵ قرن بالای درخت بوده!

5. يه تبلیغی تو تلویزیون نشون میده که ظاهرا مال یک شرکت آموزش کنکور به اسم " تست قرمز " هست ... خلاصه یه پسره رو نشون میده که کتابای اینا رو می خونه بعد میره سر جلسه با خیال راحت تست میزنه ...فقط یه نکته ای هست ... این پسره سر جلسه کنکور فقط یه پاسخ نامه دستشه ... هیچ پرسش نامه ای وجود نداره ...!

6. یکی از برنامه های زنده شبانه چند سال قبل بود که تو شبکه تهران پخش می شد و احمدزاده و حسینی مجریاش بودن. خسرو شایگان (دوبلور) تلفنی باهاشون تماس گرفته بود و اینا هم گیر داده بودن که یه آهنگی رو که معمولا زمزمه می‌کنی بخون. هرچی این بنده خدا می گفت الآن چیزی یادم نیست ول کن نبودن که یه دفعه شروع کرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم که دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صدای خوبی! حالا می‌رسیم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقیشوبخونه.

7. یه بارم تو برنامه کودک (حالا همه فکر میکنن من برنامه کودک میبینم) عمو پورنگ اجرا می کرده مسابقه تلفنی بوده یه دختره زنگ زده بوده ، پورنگ بهش میگه بابا خونه هست باهاش صحبت کنم میگه هست ولی حمومه ، میگه مامان چه طور ؟ میگه مامانمم حمومه !!!

8. یه بار گوینده اخبار ساعت ۲ می‌خواست بگه وفات پدرآقای احمدی نژاد گفت: شهادت پدر آقای احمدی نژاد که سریع درست کرد. ولی معلوم بود اعصابش خرد شده و چند تا اشتباه دیگه هم کرد.

9. يه خاطره ديگه از عموپورنگ (يه صداي دخترونه)
- الو ؟
- الو ؟
- سلام
- سلام
- خوبي
- مرسي . عمو پورنگ ؟
- جانم ؟
- من خيلي دوستتون دارم
- منم خيلي دوستت دارم عزيزم . اسمت چيه ؟
- كتايون
- كتايون ؟ خوبي ؟
- بله
- كتايون ؟ من ازت سوال مي پرسم . تو بگو كتايون . باشه ؟
- باشه
- كي از همه بهتره ؟
- كتايون
- كي تو كارا به مامان كمك مي كنه ؟
- كتايون
- كيه كه مامان دوستش داره ؟
- كتايون
- كيه كه بابا وقتي از در مياد ماچش ميكنه ؟
- مامان

10. بازی پرسپولیس - ابومسلم بود بین دو نیمه زنگ زدن به فنایی برای مسایل داوری و اینا فنایی گفت : قبل از هر چیز اجازه بدین فرارسیدن ماهمحرم رو خدمت شما و بینندگان تبریک عرض کنم !!

11.شبکه دو مجيد قناد جمعه هاصبح و روزاي تعطيل براي بچه ها برنامه داره و توش از بچه ها هم دعوت به عمل مياد.
خلاصه کنم يه روز از يه بچه در ارتباط با حرفايي که زده بودن مي پرسن خاله کيه ؟به خواهر مامان مي گن خاله ديگه؟قر و غمزه’ بچه که يعني نميدونم به دوست مامانم مي گن خالهحالا دايي کيه؟داداش مامانه آفرين به دوست مامانم مي گم دايي!

12. اين اخبارساعت 22 شبکه ي 3 که آخر سوتيه بعضي مواقع زير نويس خبر با تصوير خبر و متني که گوينده ميگه همخواني نداره تصوير احمدي نزاد رو نشون ميده زير نويس:
گوسفند شبيه سازي شده متولد شد!!!!
 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 17:12  توسط رضا | 

 

براي من فرقي نميكنه ديوار آشپزخونه چه رنگي باشه
يعني : تا وقتي كه آبي، سبز، زرد، صورتي، مشكي، يشمي، خاكستري، عنابي، سفيد و ... نباشه اشكالي نداره

 

اين يه كار، مردونه است
يعني : تو اين كار هيچ منطق درستي نيست و تو هم سعي نكن دليلي برايش پيدا كني

 

ميخواهي تو درست كردن شام كمكت كنم؟
يعني : پس چي شد اين شام ؟ چرا رو ميز آماده نيست

 

چه فكر خوبي !
يعني : اين كار شدني نيست و من كل روز رو برات كركري مي خونم وحالت رو مي گيرم
...

 

بله عزيزم يا حتما حتما
يعني : اين يكي اصلا معني نداره و چون شرطي شده ام از دهنم پريده
 

 

زنم منو درك نميكنه !
يعني : همه قصه ها و خاطره هاي منو شنيده و ديگه خسته شده

 

ماجرايش طولانيه و سر فرصت برات تعريف مي كنم
يعني : اصلا خودم هم نفهميدم چي شد
 

 

من اخيرا" خيلي ورزش مي كنم
يعني : باتري كنترل از راه دور تلويزيون تمام شده
        

 

دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم مي مونه
يعني : تو هم كه غذا رو مي سوزوني

 

كمي استراحت كن عزيزم خسته شدي !
يعني : بابا اين جارو برقي رو خاموش كن مي خوام فيلم ببينم

 

چه جالب !
يعني : آخ كه چقدر حرف مي زني

 

عزيزم ماديات در عشق ما هيچ نقشي نداره !!
يعني : باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخريدم

 

اين واقعا" فيلم خوبيه !
يعني : تو اين فيلم پر از بكش بكش و بزن بزن و ماشين سواريه

 

اين يه كار زنونه است !!
يعني : اين كار سخت كثيف و بي جيره و مواجب است

 

با من ازدواج مي كني؟
يعني : رخت چركهام تلنبار شده و كسي نيست دكمه هاي پيرهنم رو بدوزه

 

!تو كه مي دوني من چه حافظه ي بدي دارم
يعني : من شعري رو كه كلاس سوم ابتدايي خوندم از حفظم نمره ماشينم رو كه سالها پيش فروختم ازبرم و ... اما تاريخ تولد
تو رو يادم رفته

 

من براي اين كارم دليل دارم !!
يعني : بذار فكر كنم ببينم چه دليلي مي تونم براي اين كارم پيدا كنم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 11:32  توسط رضا | 

 

آقا و خانومی که چند وقتی بود باهم ازدواج کرده بودن پس از مدتی اتفاقات جالبی واسشون رخ می ده

یه شب خانوم نمی ره خونه فردا صبح در بازگشت به خونه آقا از خانومش سوال می کنه که دیشب کجا  بودی ؟خانوم هم جواب می ده که خونه ی یکی از دوستام بودم !!!آقا بلافاصله بعد ازین جواب به ۱۰ تا از بهترین دوستان خانومش تلفن می  کنه و ازشون سوال می کنه که آیا خانومش دیشب پیش اونا بوده یا خیر ؟همگی دوستان خانومه جواب می دن نه !!!!!خب به همین راحتی می تونیم پی ببریم که خانوم ها دوستان خوبی نیستن  و هیچ وقت نمیشه روشون حساب کرد اما حالا چرا آقایون دوستان خوبی هستن و همیشه می تونین روشون  حساب کنین چند وقت بعد از این ماجرای آقا و خانومه !!!آقا یه شب خونه نمی ره و فردای اون شب در بازگشت به خونه این بار خانومه از آقا سوال می کنه  که دیشب کجا بودی ؟آقا بلافاصله جواب می ده که : خب، پیش یکی از دوستام بودم !!!و خانوم بلافاصله به  ۱۰  تا از بهترین دوستای آقا زنگ می زنه و می گه که : آیا آقا دیشب پیش اونا بوده یا خیر ؟
۸ تا از دوستای آقا می گن که آره !!!!! آقا دیشب پیش ما بوده و ۲ تا هم می گن که هنوز هم پیش ماست !!!!! به همین راحتی می تونین نتیجه بگیرین که دوستان مرد خیلی قابل اعتماد  تر هستن و همیشه می شه روشون حساب کرد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 11:15  توسط رضا | 

 

4 تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.
آماده ای؟

برو پایین تر
.....


سوأل اول
:
فرض کنید در یک
مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

پاسخ
:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید
! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.



سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی
.
برای پاسخ به سوأل دوم، باید
زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.

سوأل دوم
:
اگر شما توی همون
مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

جواب
:
اگر جواب شما
این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون میخواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)

شما در این مورد خیلی
خوب کار نمی کنید، نه؟


سوأل سوم
:
ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط
ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.

عدد 1000 رو فرض
کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید.
1000
تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل
جمع بالا چنده؟



به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است
.
باور
ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل
آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!

سوال
آخر؟پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمی چیه؟



جواب
: Nunu؟



نه! البته که نه. اسم دختر پنجم
ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.



بابا ایول، مارو باش رو
دیوار کی داریم یادگاری می نویسیم. آبرومونو بردی که بابا.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 23:48  توسط رضا | 

 

هیچوقت با یه دختر کل کل نکنید چون عاقبتی جز کنف شدن نداره.

 

 هیچوقت تو رابطه با دخترا پاتونو از گلیمتون دراز تر نکنید چون به علتهایی که خودتون میدونید یا گلیم تیکه تیکه میشه یا پاهاتون.

 

هیچوقت دخترا رو مسخره نکنید چون اون وقت از هر 10 نفر انسان 9 نفر باهاتون مشکل دارن(منظورم همون نسبت 3 به 4 پسر دختراس+یه پسر متشخص طرفدار حقوق خانمها).

 

هیچوقت واسه حالگیریه دخترا نقشه نکشین یا کار یاد دیگرون ندین چون اننقدر باحالن که هرکاری کنید عمرا چیزی ازشون کم بشه.

 

هیچوقت خودتونو مرموز جلوه ندین چون اگه چیزی ازتون سر در نیارن ولتون میکنن(نکته:پسرا هیچی واسه پنهون کردن ندارن چون از 20کیلومتری از رفتار وقیافه شون معلومه چه جورآدمایی هستن، واسه همینه که اصولا دخترا سر این قضیه ول نمیکنن).

 

هیچوقت از حس حسادت دخترانه سوء استفاده نکنین چون اگه نتونن اون دخترو از میدون خارج کنن تصمییم میگیرن یه بلایی سر شما بیارن(نکته:از اونجایی که اون یکی دختر ه هم یه دختره باحال از دور در نرو هس پس به هر حال این وسط شمایین که یه حالگیریه اساسی میشین).

 

هیچوقت نگران رابطه شون با پسرای دیگه نباشین چون اگه دخترای باهوشی باشن(که اکثرییت دختر ها هم همینطورن) بعد دوستی با شما به این نتیجه میرسن که همه پسرا مثل همن فاقد هر گونه جذابیت.

 

هیچوقت از یه دختر نخواین بابت اشتباهش ازتون معذرت خواهی کنه چون به هر حال همه چیز تقصیر شماس (البته دخترا معمولا اشتباه نمیکنن مگر مواقعی که عصبانی میشن ).

 

هیچوقت واسه دخترا خسیس بازی در نیارین چون دخترا خیلی دست و دل بازن(مثلا واسه تون گل میخک میخرن 400 تومان)واصلا با شما دوست میشن که واسشون خرج کنین وگرنه خودشون هزار و یکجور دوست دارن(به علت روابط عمومی بالا شون).

 

هیچوقت وقتتونو صرف چیزای بیخودی نکنید(مخصوصا بازیهای مزخرفی که اولش G داشته باشه)چون به نظر دخترا، پسر خوب پسریه که همیشه یا به فکر دختره باشه یا به فکر پول در آوردن(یه رابطه ی ظریفی با هم دارن ولی به علت ظرافت بالا معولا پسرا متوجه نمیشن)

 

هیچوقت بروی یه دختر نیارین که به پول علاقه داره چون دخترا اصلا دنبال مادیات نیستن فقط پی عشق صادقانه هستن(نکته:دخترا خیلی از پول بدشون میاد)

 

اینا نکات اساسی بودن چون معمولا کسی هس نکات غیر اساسی رو بگه بقیه رو از خودش یاد بگیرین.   به امید اینکه یه روز شما هم موفق بشین!!!!

 

 یه دختر...!!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 21:20  توسط رضا | 

 

گریه...چه واژه سبک و دلتنگی
گریه...چه واژه آرام کننده ای
گریه...چه واژه شاد و دردمندی
دلم بد جوری هوای گریه کرده ...
گریه به خاطر تمام ناگفته هام ...
گریه برای تمام نا نوشته هام ...
گریه برای تمام تنهایی هام ...
گریه برای تمام درد هام ...
گریه برای تمام خاطره هام
بیا با هم گریه کنیم بیا ...من و تو اگه با هم گریه کنیم خیلی سبک تر میشیم خیلی زیاد ...
بیا مثل ابر بهاری باشیم و نترسیم از گریه کردن هر وقت دلمون گرفت مثل ابر بهاری گریه کنیم اگه گریه نکنیم زود تر شکسته میشیم ...
اگه گریه نکنیم درد موهامونو سفید میکنه ...
پس بیا نترسیم مهربونم ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 13:9  توسط رضا | 

دير كنيد:

هيچ چيز ديگه اي به غير از دير كردن بي خيالي شما رو نشون نميده! امكان داره كه زود رسيدنتون اين مزيت رو داشته باشه كه قبل از اينكه طرف ببيندتون شما ببينيدش، در صورتيكه دير كردن نشون ميده كه مهمتر از اوني هستيد كه مودب باشيد.

كيف پولتونو جا بگذاريد:

با گفتن “كيفمو جا گذاشته ام” بلافاصله تبديل به يك آدم گدا گشنه مي شويد. مرد و زن هم ندارد! آقايون توجه كنند كه اگر قرارتون كافي شاپه، خيلي افته كه براي اينكه آدم خوبي به نظر بياين هر دو فنجان را حساب كنيد. خانومها هم توجه كنند كه آقايون حواسشون هست كه شما مي خواهيد ميز را حساب كنيد حتي زماني كه ظاهراً مي خواهند هر دو فنجان رو حساب كنند.

با موبايلتون صحبت كنيد:

موبايلو روشن كنيد و بذارين رو ميز، بين خودتون و طرف. همه تماسها رو جواب بدين و هر چقدر كه دلتون خواست صحبت كنيد و طرف هم انگار نه انگار كه وجود داره! دليل اصلي جنگ و دعواها موبايله و سر قرار، به جز موارد اضطراري، كاملاً اضافي است.

خالي ببنديد:

مامان بزرگا معمولاً نصيحت مي كنن: “چاخان نكن!”. چقدر هم راست مي گن. مخصوصاً سر قرار.

با اين وجود اگه نميتونين طاقت بيارين، از ماشين گرونقيمت يا ساعت رولكستون صحبت كنين. آنقدر آدم مهمي هستيد كه سرِ كار، ملت به دست و پاتون ميوفتن! به واكنش طرفتون دقت كنيد…البته اگر تا حالا نرفته باشه

غر بزنيد. نق بزنيد. ناله كنيد :

از اينكه هيچ كس به حرفتون گوش نمي ده صحبت كنيد و بگيد كه دنبال يك گوش شنوا هستيد. از بيماريها و مخصوصاً غذاهاي عجيب و غريبي كه مي خوريد صحبت كتيد. اون موقع متوجه مي شيد كه طرفتون چقدر دمغ شده. حالا در همين مورد ناله سر بديد و اين قرار رو هم به ليست قرارهاي نافرجام اضافه كنيد.

گستاخ باشيد:

هم نسبت به طرفتون و هم دوروبريها! با پيشخدمت بد صحبت كنيد و انعام ندهيد. به خاطر سرويس دهي ضعيف به مديريت شكايت كنيد. از طرفتون بپرسيد كه آخرين بيماري مقاربتيش چي بوده و عقيم شده يا نه؟! اگر جداً ميخواهيد تعارف رو بگذاريد كنار تا نبوغتون فوران كنه، بهتره آروغ بزنيد، گاز صادر كنيد، با زخماتون ور بريد، انگشت تو دماغتون بكنید يا تو مشتتون فين كنيد.

جوكهاي ناجور بگوئيد:

آدم با نمكي هستيد و شنيدين كه مردم از جوكهاي ناجور خوششون مياد، پس بسم ا… . حتماً طرفتون هم از اين جور جوكها خوشش مياد. بالاخره شريك زندگيتون بايد جنبه جوك داشته باشه! نه؟!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 15:56  توسط رضا | 

دختري بود نابينا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنيا تنفر داشت
و فقط يکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنين گفته بود
« اگر روزي قادر به ديدن باشم
حتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »

***
و چنين شد که آمد آن روزي
که يک نفر پيدا شد
که حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهد
و دختر آسمان را ديد و زمين را
رودخانه ها و درختها را
آدميان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست

***
دلداده به ديدنش آمد
و ياد آورد وعده ديرينش شد :
« بيا و با من عروسي کن
ببين که سالهاي سال منتظرت مانده ام »

***
دختر برخود بلرزيد
و به زمزمه با خود گفت :
« اين چه بخت شومي است که مرا رها نمي کند ؟ »
دلداده اش هم نابينا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسري با او نيست

***
دلداده رو به ديگر سو کرد
که دختر اشکهايش را نبيند
و در حالي که از او دور مي شد گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشي »

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 12:14  توسط رضا | 

پارچه‌ مي‌خريم ‌(تترون‌ راه‌ راه)، به‌ خانه‌ مي‌بريم‌. پيژامه‌قبلي‌ را كه‌ مادرتان‌ دوخته‌ روي‌ پارچه‌ گذاشته‌ آنرا مي‌بريد. به‌ خاط‌ر داشته‌ باشيد كه‌ پارچه‌ را دو لايه‌ كرده‌ باشيد. قبل‌ از اينكه‌ قسمت‌ كشدار را ببري‌، سه‌ چار انگشت‌ جا بذار، چون‌ بعد بايد خم‌ شود تا كش‌ رد شود. اين‌ را براي‌ همه‌ لبه‌ها بكن‌. پيژامه‌ قبلي‌ را برداشته‌ در كمد قرار بدهيد تا مادر آشفته‌ نشود. نخ‌ سوزن‌ آورده‌ پارچه‌را كوك‌ بزنيد. (كوك‌ زدن‌ يعني‌ رد كردن‌ موقت‌ نخ‌ از لاي‌ پارچه‌) از لاي‌ در سرك‌ بكشيد تا مادر بزرگتان‌ از راه‌ سر نرسد (چرخ‌ خياطي‌ مال‌ مادر بزرگ‌ است‌). بعد از دوختن‌، نوبت‌ كش‌‌اندازي‌ است‌. كش‌ را مي‌اندازيم‌، به‌ اين‌ صورت‌ كه‌ سنجاق‌ قفلي‌ را به‌ سر آن‌ گره‌ زده‌، كشان‌ كشان‌ از سوراخ‌ كمر پيژامه‌ عبور بدهيد. يادتان‌ باشد سنجاق‌ قفلي‌ را پس‌ از خاتمه‌ كار به‌ چارقد مادربزرگ‌ ارجاع‌ دهيم‌.


نكات‌ مهم 1- براي‌ جلوگيري‌ از عدم‌ سايش‌ سرزانوها، از چهار دست‌ و پا رفتن‌ بپرهيزيد.

2- در صورت‌ پاره‌ شدن‌ كش‌، پيژامه‌ سقوط‌ خواهد كرد.

3- حضور در اماكن‌ عمومي‌ با پيژامه‌ خلاف‌ شئونات‌ اجتماعي‌ است‌.

4- پيژامه‌ نيز مانند مسواك‌ و عينك‌، از لوازم‌ شخصي‌ شماست‌، از تعارف‌ آن‌ بپرهيزيد.

5- قبل‌ از اينكه‌ پيژامه‌ قبلي را روي‌ پارچه‌ بگذاريد، كش‌ آنرا خارج‌ كنيد تا كمرش‌ تنگ‌ نشود

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 23:25  توسط محمد | 

alone.jpg

تو چه می دانی ؟
هیچ ...
از غم من ،
غم من مثنوی هزار منی است
كه آتش زده بر هستی من
تو چه می دانی ؟
آغازم چه بود ؟
پایانم كجاست ؟
سرخی چشمانم
از گریه است یا بی خوابی ؟
شب و روزم در برزخ
دلم بی قید ، می پوسد
آغازم ... با گریه بود ،
در آغوش مادر
پایانم ...با گریه هست
در آغوش ... كی ؟

تو چه می دانی ؟
هیچ ...
از دل من ...

 


پ.ن : ما نمی فهمیم هیچ از غم سگ ! ما سگ مردمان كه وفا می كنیم عین سگ !
پ.ن :خزان شدی و سست و زرد از کرانه تا کران...دلت چه شد به باد رفت تمام ایده ها و آرزو ز یاد رفت
پ.ن :بو میکشم دزد را، عشق را، مرگ را ... پارس می كنم زندگی سگی را !

نام نویسنده (اسماعیل هاشمی )
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 23:29  توسط محمد | 
   
همش دلسوزی ,همش دل نازکی!
 
همش ترحم! بسه دیگه! یکم به فکر خودش باش!
 
آدم: زیباترین کلمه در زندگی انسانی انسانها!
 
عشق:چی هست حالا؟؟؟!!
 
تفاهم:مسخره ترین  کلمه که بین خیلی ها خودشو جا کرده!(یه شباهت واقعی بین من و تو!)
 
ساعت 2:30 نیمه شب: بهترین زمان برای فکر کردن به فردا!
 
و البته حل مشکلات روزمره! (حداقل به یک نتیجه ی درست و حسابی می رسی!)
 
 
 
دوستت باید بشینه مثل خر درس بخونه اون وقت تو...از لابلای کتاب دفترهای قطورت باید کاغذ نوشته های پاره پایین بریزه...
 
دیروز سوزش عجیبی رو دستم حس کردم.طفلی زنبوره منو با گل اشتباه گرفته بود!
 
عوضش یه یادگاری برام گذاشته که حالا حالا ها میمونه...که خیلی ها حسرت یه یادگاری به دلشون مونده!!!
 
آهای اهالی شهر
 
حرف و سخن زیاده
 
حال همه گرفتست
 
درد دلا زیاده
 
تا به کسی می رسی
 
ناله و دلواپسی
 
وقتی می پرسی چرا؟ داد می زنه بی کسی...بی کسی!
 
 
 
خاموشش کن اونووووووووووووووووووو!!
 
.
 
.
 
.
 
 
 
صمیمی ترین دوستم شازده کوچولو رو بهم داد . :موطن آدمی در قلب کسانی ست که دوستش میدارند...
 
آه {...} ی عزیزم خیلی دوستت دارم! ...موقعی که می خواست بره اون قدر گریه کردیم که نفهمیدم آخر فیلم چی شد؟؟؟!
 
داداشم کیمیاگرو گذاشت تو دستم :با بهترین خط و بهترین آرزوها...
 
 
 
پ.ن :کجایی ؟! پاشو بیا دیگه! دلم تنگ شده!
 
 
 
.
 
.
 
.
 
 
 
تا صبح وقت داری که این درسای نخونده رو تمومش کنی!!!!
 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 15:55  توسط محمد | 

 شبها دیر به منزل می آید، لابد کار دارد که دیر می آید! اگر شما بیرون کار می کردید که ممکن بود اصلاً همان آخر شب هم به منزل نیائید!!

اگر آقایتان انتظار دارد وقتی به منزل می آید برای او چای بیاورید، بدون حرف اضافی این کار را انجام دهید، وگرنه ممکن است اگر آقایتان اجازه نمی دهد هر کجا که می خواهید بروید، خدا را شکر کنید که اجازه می دهد نفس بکشید!!

اگر آقایتان به شما خرجی نمی دهد، لابد خرجهای مهمتر از منزل دارد، جیکتان هم در نیاید!!

اگر آقایتان اجازه نمی دهد سر کار بروید، سپاسگزارش باشید

اگر آقایتان اجازه می دهد که بیرون از منزل هم کار کنید، از اینکه شما را قابل دانسته تا هم در منزل و هم بیرون از منزل کار کنید، از او تشکر کنید!!!

اگر آقایتان به کوچکترین حقوق زنان بی توجه است، حقتان است اگر تحویلتان هم بگیرد شما به او می گوئید زن ذلیل!!!

اگر آقایتان شلوارش چند تا شد و به تبع آن چند تا زن دیگر هم گرفت، خوشحال باشید که می تواند يک تنه از پس چند زن بر بیاید!!! مگر اوایل ازدواج همین مردانگی را دوست نداشتید؟!!

اگر آقایتان برای شما هدیه نمی خرد، رویتان را زیاد نکنید! او خودش برای شما بزرگترین هدیه است! و یا لااقل بزرگترین هدیه که شما را همیشه تحمل می کند!!!!

زی زی لوژی (شوهرداری مدرن) :

اگر شوهرتان شبها دیر به منزل می آید، درب را به رویش باز نکنید!! مبلغ مهریه را هم به او یادآوری کنید تا کامروا شوید!

آگر شوهرتان از شما انتظار پذیرائی دارد، یک هفته او را ترک کنید!!! از هفته آینده خودش هر شب برایتان کاپوچینو درست خواهد کرد!!!

اگر شوهرتان موافق نیست که شماهر جایی می خواهید بروید، مگر شما منتظر اجازه او بودید؟!! خوب بروید!! تازه بعد هم غر بزنید که از این زندگی خسته شدین !

اگر شوهرتان به شما پول نمی دهد، شما هم به او روندین!!! دو سه روز کم محلی هم بی اثر نیست!!!

اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل نیست، خانه را به گند بکشید بی حوصلگی به را بیندازید افسرده باشید تا شما را به کار بیرون از منزل تشویق کند!!!

اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل هست،از زیر کار کردن در برید وانمود کنید که دوست ندارید نحوه جارو کردن و ظرف شستن و..... را به او آموزش دهید!! هرچند اقایون همه بلد هستن !

اگر شوهر شما فمینیست نیست،زن ذلیل که هست !

اگر شوهرتان به مسائل شما بی اعتناست شما بی اعتنا تر باشی ازصبح تا امدن او با دوستان گپ بزنید تا چشمتون به او افتاد قیافه بگیرید که ناراحت هستید!

اگر شوهرتان هوس تجدید فراش کرد، بدانید که بیچاره حق دارههههههههههههههههه !

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 12:22  توسط رضا | 


اگر اندازه دور بازوی شما ، برابر با اندازه دور ران پای مورچه است ...
اگر آنقدر لاغر و سبکید که بادهای پاییزی به راحتی ، قادر به معلق کردن شما در هوا می باشند ...
اگر هرکس که شما را از بغل نگاه می کند ، با مانیتور LCD اشتباهتان می گیرد ...
اگر برای پیدا کردن پیراهن سایز زیر SMALL که برایتان گشاد نباشد با مشکل مواجه می شوید ...
اگر مردم در ایستگاه اتوبوس شما را با میله تابلوی ایستگاه و در خود اتوبوس با میله های تعبیه شده برای گرفتن دست ، اشتباه می گیرند ...
اگر به راحتی قادرید که از لای میله های حفاظ پنجره خانه تان ، وارد آن شوید ...
اگر برای ثابت ماندن در جای اولیه و نیفتادن شلوارتان ، همیشه مجبورید با یک دست آنرا بچسپید و یا از طناب و کش برای ثابت نگه داشتن آن کمک بگیرید ...
اگر بدن شما متشکل از چهار عدد استخوان و یک روکش پوستی است ...
اگر می خواهید ، هرکسی که شما را می بیند با عدد ? اشتباه بگیردتان ...
اگر می خواهید ، فاصله بین پوست و استخوان خود را با ماهیچه پوشش دهید ...
اگر می خواهید قطر گردنتان از اندازه سرتان بیشتر باشد ...
اگر می خواهید ، وقتی در تابستان ، تی شرت برادر کوچکتان را می پوشید و در خیابان قدم می زنید ، تمام سرها به سمت شما بچرخند و ملت با حسرت به همدیگر بگویند : اووووووووووه ! یَره ! بدنشو نیگا ، کاش بدن منم اینجوری بود !
اگر می خواهید که امسال در مسابقات مردان آهنین ، حَلبین ، آلومینیومین و ... شما با افتخار بر سکوی قهرمانی بایستید و مدال آب طلا ! را بر گردن بیاویزید ...
اگر می خواهید ، زمانیکه اتومبیلتان پنچر می شود ، بجای استفاده از جک ، با یک دستتان آنرا بلند کنید و با دست دیگرتان چرخ را تعویض نمایید ...
اگر از پول زور دادن به زورگیرهای محله به تنگ آمده اید و می خواهید که خودتان گُنده لات محل شوید ...
اگر می خواهید که بجای انعام و شیرینی بچه ها و پول های کلان دیگری که هرسال موقع اسباب کشی مجبورید به چندین کارگر بدهید ، خودتان یکنفری تمام اثاثیه منزل را جا به جا کنید ...
اگر می خواهید که فرزندانتان شما را به مانند داداش کاییکو ، ملوان زبل ، هرکولس ، هالک و ... دوست داشته باشند ...
اگر می خواهید ، جاده صاف بدن خود را پر از دست انداز و سرعت گیرهای ماهیچه ای کنید ...
و اگر نمی خواهید که مردم بیش از این در کوچه و خیابان شما را با اسامی نامربوطی همچون : سوخول ، ماکارونی نپخته ، لاغر مردنی ، خیار ، اسکلت ، مارمولک ، لوله پولیکا ، لیسک ، میخ ، تار عنکبوت ، سیخ کبریت ، نی قلیون ، صدا بزنند ...
لحظه ای درنگ نکنید و از همین امروز اقدام به ثبت نام خود در باشگاه ما نمایید .
باشگاه بدن نما ، با بهره گیری از اساتید و مربیان صاحب نام پرورش اندام و قهرمانان مدال آور در سطح مسابقات قویترین مردان محله ، و با دارا بودن انواع دستگاه ها و وسایل مجهز بدنسازی ( بادی بیلدینگ )، پرورش اندام ، پاور لیفتینگ ، باسکول جهت وزن کشی و یک عالمه وسایل دیگر سالم و در حد نو ! عضله و ماهیچه را با بدن شما آشتی خواهد داد .
باشگاه بدن نما ، ارائه دهنده انواع پروتئین ها ، مکمل های غذایی ، هورمون ها ، مواد نیروزا و ... در اشکال : پودر ، قرص ، شربت و آمپول ، برای ورزشکاران کم صبری که می خواهند یک شبه ره صد ساله را بروند و هرچه زودتر ، به بار نشستن عضلاتشان را ببینند ، با کمترین عوارض جانبی از قبیل : ریزش مو ، جوش صورت ، نازایی و ... با علامت استاندارد سیروس بدن با درپوش اطمینان و برچسب شب رنگیه هالوگرام .
با ?? درصد تخفیف جهت قهرمانان جهان !
با هر عدد ایران چک ?????? ریالی ، ما یک عدد ماهیچه به بدن شما اهدا خواهیم کرد ( تعیین جای ماهیچه ، بر عهده مشتری است ) !
هرچقدر که پول بیشتری بدهید ، صاحب عضلات و ماهیچه های بیشتری خواهید شد ( بدون هیچگونه محدودیت و سهمیه بندی و بدون نیاز به کارت ماهیچه ) !
با حضور دائمی آقایان : آرنولد شوارتزنگر ، دوریان یتس ، لاری اسکات ، رونی کولمن ، علی تبریزی ، شهریار کمالی ، سامان سرابی و چندی دیگر از قهرمانان پرورش اندام آسیا ، جهان و مستر المپیا در باشگاه بدن نما ( البته فعلا از پوستر این عزیزان بر روی دیوارهای باشگاه ، بهره خواهیم برد ) !!!
با مدیریت : ابرام سرشانه ، غلام پشت بازو ، سیا کول و کامی کاییکو
در ضمن باشگاه بدن نما ، افتخار دارد که به اطلاع تمامی بانوان محترم محله برساند که این باشگاه در شیفت صبح ، با مدیریت و مربی گری سرکار خانوم نازی باربی ، آماده ثبت نام از بانوان محترم در رشته های مختلف از جمله :
انواع ورزش های هوازی ( ایروبیک ) ، استپ ، یوگا ، بدنسازی ، فول کونتاکت ، کیک بوکسینگ ، کیوکوشین کاراته ، کشتی کج ، بوکس ، دفاع شخصی ، مبارزه تن به تن با شوهر ، پرتاب ساتور از آشپزخانه ، جویدن خرخره ، درآوردن چشم ، ضربه فنی سرعتی ، کف گرگی عشقولانه ، پول زور گیری از شوهر ، قرار دادن شوهر در مایکروویو ، پرتاپ سماور آب جوش و ...می باشد !
ساعات کار باشگاه :
صبح خیلی زود ، مخصوص بانوان : از ??صبح ! الی ??
بعد از ظهر ، مخصوص آقایان ( با توجه به شغل تمام وقت آنها ! ) : از ?? شب الی ??
تلفن های تماس :
تلفن ثابت : با پرداخت به موقع شهریه ، ما را در خریدن یک خط تلفن ثابت ، یاری بفرمایید !
تلفن همراه : با پرداخت به موقع شهریه ، ما را در خریدن شارژ برای سیم کارت اعتباریمان یاری بفرمایید.
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 10:58  توسط محمد | 

 اگه يه بار همه 20واحد رو توي يه ترم افتادين !......... بي خيالش


اگه شما رو با نمره 11.99مشروط كردن !.........خوب شده ديگه

 

اگه استاد مي خواد به جاي آقا بهتون بگه خانوم !.........بگه

 

اگه يه دفعه هارد 60گيگابايت شما هاپولي هاپو شده!.........پيش مياد ديگه

 

اگه پرسپوليس قراره از پيكان ببازه !.........ببازه

 

اگه سر مراسم خواستگاري،همونجا،عروس خانوم گفت نه!.........ايشاالله خوشبخت بشه

 

اگه آمريكا يه موشك اتمي تنظيم كرده درست روي خونه شما !.........مسئله اي نيست

 

اگه صبح اول مهر بجاي ساعت 6،ساعت 7 رفتين سر كار !.........دقيقا" رفتين سر كار

 

اگه كفشي رو كه امروز واكس زدين رو همه لگد مي كنن !.........تعجبي نداره

 

اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسي دعوت شدين !.........مباركه،عروسي رو كه نمي شه نرفت

 

اگه گار شما به جايي رسيده كه خودتون به خودتون ايميل مي زنين !.........اينجوري هم يه صفايي داره

 

اگه توي انتخاب واحد به شما 13واحد بيشتر نرسيده !.........حتما" حكمتي توي اون بوده

 

اگه بعد از 3ساعت چت كردن يادتون اومد كه با اينترنت ساعت 500تومن ووصل شده بودين !.........مهم نيست

 

اگه شمعهاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن !.........لبخند بزنين

 

اگه ماشينتون جلوي يه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر گيري بلد نبودين !.........خودتون رو نبازين

 

اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدين يكي پشت سرتون وايساده !.........عيبي نداره بابا

 

اگه بغل دستي شما سر كلاس كه اتفاقا" كنار شما رديف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توي دماغش فرو

كرد،شش دور بپيچوند، بعد با يه حالت دوراني بيرون آورد،خوب بهش نگاه كرد و بعد خيلي آروم زير ميز كلاس دستش رو پاك كرد !.........نه !اين يكي رو شرمنده . آدميزاد هم يه تحملي داره!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:31  توسط رضا | 

بیچاره دخترها

 

بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه! اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه مي گن يکي رو زير سر داره! اگه حرف شوهرو پيش بکشه مي گن سر و گوشش مي جنبه ! اگه به خودش برسه مي گن دلش شوهر مي خواد مي خواد جلب توجه کنه ! اگه............چکار کنه بميره خوبه؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 22:21  توسط محمد | 

 
 

از يك معتاد ميپرسن چطور شد كه معتاد شدي؟ ميگه با بچه ها قرار گذاشتيم روزهاي تعطيل تفريحي بكشيم يه هو يي خورديم به عيدنوروز

-*-*-*-*-*-*-*-*-*

 

يارو اسمش حمزه بوده از پسرش مي پرسن اسم بابات چيه ميگه:شيش كوچول

-*-*-*-*-*-*-*-*-*

 

به غضنفر ميگن با سرعت جمله بساز ، سريع ميگه وووووووووويژ 

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
 

مي دوني فرق تو با فرغون چيه؟
.
.
فرغون گل ميبره تو دل ميبري

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
 

پيروزي افتخار آميز دانشمندان ايراني در عرصه انرژي هسته اي و دستيابي آن عزيزان به اورانيوم غني شده رو ولش كن "خودت چه طوري؟

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
 

سلام زهره جان خوبي ؟
فردا نميتونم بيام آخه يه كاري واسم پيش اومده .
بعدا بهت زنگ ميزنم
(خيلي زشته SMS ي كه مال تو نيست ميخوني اونم تاآخر)

-*-*-*-*-*-*-*-*-*

يارو ميره خواستگاري، از دختره خوشش نمياد، به باباي عروس ميگه: ما ميريم يه دور ميزنيم، بر مي‌گردي

-*-*-*-*-*-*-*-*-*

 

يارو با خودكار ميره حموم ، بهش ميگن: چرا با خودكار؟ يارو ميگه: هر جا را كه شستم علامت ميزنم.

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
 

غضنفر آشغال ميره تو چشماش سره ساعت 9 ميشينه دم در


 

به غضنفر مي گن 3 تا مار نام ببر؟ مي گه: مار كبري . مار زنگي. مارمولك

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
 
 

پيره مرده مي گه: پيري 5 تا عيب داره
اوليش فراموشيه بقيه اش هم يادم رفته

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
 

 يه روز به يه غضنفره ميگن چرا بايد همه چيزو به شما دو بار گفت.غضنفره ميگه چي

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
 

از غضنفر مي پرسند چرا قرص هايت را سر وقت نمي خوري؟
پاسخ مي دهد: مي خواهم ميكروب ها را غافلگير كنم

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
 

4.ويكتور هوگو ميگه : هركز به كسي كه دوستش داري نگو دوستت دارم
.
.
.ويكتور هوگو غلط كرد .
.
.
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
 

اين sms رو بايد ساعت 1 شب به بعد ارسال كنيد آخر سركاريه:
ببخشيد كه اين موقع مزاحم تون شدم اطلا قصد اذيت نداشتم فقط مي خواستم بگم شبها كه ما مي خوابيم اقا پليسه بيدار

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
 

غضنفر تعويض روغني وا ميكنه يك ماهه ورشكست ميشه ،اخه طبقه سوم يك ساختمان وا كرده بوده!!!

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
 
ميدوني چطوري ميشه يه خنگ روگذاشت سركار؟(پايين رو بخون)
 


.
ميدوني چطوري ميشه يه خنگ روسركارنگه داشت؟(بالاروبخون)

 
 

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 11:55  توسط محمد | 

 يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.

ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.

خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.

پري چوب جادووييش رو تكون داد و

اجي مجي لا ترجي

دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك QM2در دستش ظاهر شد.

حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:

خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.

خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!!

پري چوب جادوييش و چرخوند و.........


اجي مجي لا ترجي


و آقا 92 ساله شد! 

پيام اخلاقي اين داستان

مردها شايد موجودات ناسپاسي باشن ،

ولي پريها................

.

.

.

مونث هستند !!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 13:8  توسط رضا | 
 

یه توپ دارم قلقلیه
سرخ و سفید و آبیه
می‌زنم زمین، هوا می‌ره
نمی‌دونی تا کجا می‌ره
من این توپو نداشتم
مشقامو خوب نوشتم
بابام بهم عیدی داد
یه توپ قلقلی داد

یه توپ دارم قلقلیه :
از آنجا که همه‌ی توپها قلقلی هستند؛ این مصرع نشان حماقت شاعر است. یا بیانگر این موضوع است که شاعر توپ‌های مثلثی و مربعی و لوزی هم داشته ولی حالا فقط می‌خواهد در مورد آن توپش که قلقلی است، صحبت کند. در هر صورت می‌توان این فرضیه را هم در نظر گرفت که شاعر می‌خواسته در لفافه و با استفاده از آرایه‌های ادبی نظیر تشبیه و استعاره، به گردی زمین که مرحوم گالیور (!) آن را به اثبات رساند، تاکید کند.


سرخ و سفید و آبیه:
این سه رنگ که نماد پرچم فرانسه است، نشان‌ دهنده‌ی فرانسوی بودن توپ مورد نظر است. حالا چرا فرانسه؟ خدا می‌داند!


می‌زنم زمین هوا می‌ره/ نمی‌دونی تا کجا می‌ره:
این مصراع گویای مکان سروده شدن شعر است. جایی بیرون از جو زمین. چون این مصراع بحث جاذبه‌ی زمین را نقض می‌کند و در ادامه به لایتناهی بودن دنیا اشاره دارد که مسلماً به من و شما هیچ ربطی ندارد.


من این توپو نداشتم/ مشقامو خوب نوشتم:
فقر! نداشتن توپ و آتاری و پلی استیشن و ... باعث شده که شاعر از درد نداری و بدبختی بنشیند و درس بخواند و مشق‌هایش را خوب بنویسد. برای مثال اکثر فوتبالیست� �ها که همیشه با توپ سر و کار دارند، وضعیت درسی مساعدی ندارند.


بابام بهم عیدی داد / یه توپ قلقلی داد:
این مصراع هیچ تفسیر خاصی ندارد! جز اینکه شاعر از آرایه‌ی مبالغه استفاده کرده است
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 22:47  توسط محمد | 

آن صداي چه بود؟ (از زبان يك راهب مسيحي(


اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »
رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود . صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد ماشين همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.
صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
اين بار مرد گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد
مرد تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد. مرد گفت :‌« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم و عمر خودم را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236,284,232 عدد است و 231,281,219,999,129,382سنگ روي زمين وجود دارد»
راهبان پاسخ دادندتبريك مي گوييم . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم
رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»
راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.
پشت در چوبي يك در سنگي بود . مرد درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند.
راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد .
پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت.
و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . مرد كه از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.


.

.

.

.

.

.

.

.

.

.


.....اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستید !
+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 17:56  توسط رضا | 

 توصیه های کاربردی،مخصوصه پسر هایی که زن گیرشون نمییاد:
نکته :این مورد را همه پسر ها بخونند چون شاملِ همه میشه.


 

1.اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرند (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط ِ قرمز بکشید)


2
.اگه خواستید دختری را زیره نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیره نظرش بگیری...
نکته:چون در این کار هم مثل مورد ِ (1) ..... ندارید ، بهتره عینک بزنید.


3.اگه دختری را دیدید که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنید
و به مورد ِ (1) مراجعه کنید .
نکته: قبلش دورو بر تان را یه نگاهی بندازید چون ممکنه یه دفعه ای یه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحیفتان را بچلاند.


4.به هر دختری که رسیدید سلام کنید و خود را بچه مثبت نشون بدید
ولی مواظب بعضی لنگه کفش ها باشید.


5.اگه خواستگاری هر دختری رفتید و جواب رَد شنیدید نااُمید نشوید خواستگاری یکی دیگه بروید گرچه بازم جوابِ رَد می شنوید.( پسر بايد پورو باشه)


6.اگه یه دختری را خیلی دوست دارید ولی به شما محل نمی ده، با یه دختره دیگه بیرون برید طوری که اون شما را ببینه .
نکته:که در این صورت نه تنها به شما دیگه محل نمی ده ،تا کفش هم نثارتان می کنه.


7.تا می توانید سن ازدواج را ببرید بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سایه می رنجند.
اگرچه ریسکش خیلی بالا است, ممکن دیگه کسی بهتون دختر نده،
چون ترشی هم تاریخ اِنقضا داره,تا یه حدی می توان تحملش کرد.
نکته:در صورت موفّق نشدن در این مورد یه ظرف حتماً آماده کنید.
حتماً میپرسی برای چی؟ خوب دیگه، برای ترشی.(ادم كه انقد خرفت نميشه)


8.اینقدر سرِ کوچه و خیابون ها کیشیک نکشید,که شاید شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنید که شاید در خونه شما هم بخوابه .
نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگیرید واونم بخوابه و دیگه بلند نشه.که در این صورت(فاتحه مع صلوات)...


9.اگه دانشجو(یا سرباز) هستید,از خوردن غذاهای اونجا جداً خود داری کنید چون همون یه ذرّه همت را هم اَزِتون میگیره.به جاش موز معجون بخوريد


10.اگه قیافه نداری،اشکال نداره عوضش ماشین داری ...
چی؟!!ماشین نداری... اشکال نداره عوضش خونه داری...
بازم چی؟!! خونه هم نداری...خوب مشکلی نیست چون کار ِ،را که داری بعداً هم؛میشه خونه و ماشین خرید.
وای نگو که کار هم نداری!!! ترشی هم که اُفتادی، پس بهتره بری یه جایی خودت را گمو گور کُنی.


11.یه توصیه : اگه قیافه نداری؛ نری... ابروهات را برداری،صورتت را تیغ بزنی، یکمی از لوازم آرایشی مامان جونت کش بری، همین جوری خوبی (فقط یکمی سرو وضعت را درست کن).


12.اگه از دوست دختر و هم دانشجویی به جایی نرسیدی چاره ای نداری جزء این که، بری سراغ همون دخترها فامیل...


13.اگه از قبل سابقه ات خراب نباشد کارت زیاد هم مشکل نیست، ولی... شما که تو 7 آسمون یه ستاره هم ندارید کارتون خیلی مشکله اما من کُمکتان میکنم :
تنها لطفی که میتونم بکنم اینه که هُلتون بدم، که در این صورت هم ممکنه از چاه در بیاند و ب یُفتید تو درّه (خوب عوضش از دست یکی از سیریش ها راحت می شیم).


14.اگه از هیچ کدوم از این ها به نتیجه نرسیدی حتماً مشکل از خودت است بهتره بری پیشه یه روانپزشک اگه اون گفت مشکلی نداری!!! آخه... پس بد شانس هستی، برو خودت را دخیل کن به یکی از این امازاده ها شاید حاجت بگیری(دیگه باقیش با خداست و ما هم دیگه دخالت نمی کنیم).

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 17:23  توسط رضا | 
 
 حیف که لحظه های آگاهی بسیار کوتاه است.
 
 
برای لحظه هایی از نادانی ها و افکار پلید دور می شویم،ولی خیلی زود ذهنمان
 
 
پر می شود از افکار گوناگون و رویاها ما را به این طرف و آن طرف می برند،ما را به
 
 
خود مشغول می کنند.
 
 
برای لحظه هایی از خشم و نفرت و نادان دور می شویم و به عشق و محبت
 
 
 نزدیک می شویم،ولی خیلی زود افکار و عادت ها و رویاها به سراغمان می آیند و
 
 
ما را به این سو و آن سو می برند.
 
 
 برای نیل به هر وضعیت و هر هدفی باید شرایط خاصی را مهیا کنید.
 
 
به طور حتم به تمرین نیاز داریم تا از عادت ها دور شویم و به سمت شناخت و
 
 
بازسازی ذهن حرکت کنیم.باید ریشه های غفلت و نادانی و رویا و توهم را
 
 
بخشکانیم.هر وضعیتی را هم به اسم آگاهی نشناسید،کمی بر خودتان سخت
 
 
بگیرید و خودتان را گول نزنید،سعی کنید در زندگی کور نمانید!
 
 
البته بیشتر افراد خود را آگاه و به اصطلاح عاقل می دانند،این اهمیتیندارد،بگذارید
 
 
 به خیال خامشان خوش باشند،شما به دنبال رشد و پیشرفت و آگاهی ِ ناب
 
باشید.
 
 
وقتی که ذهنتان پر است از افکار مختلف و این افکار از مغز شما عبور و شما را
 
 
 کنترل می کنند،نمی توانید اسم وضعیت را آگاهی بنامید.
 
 
 چون فکر از گذشته است و شما برای بازسازی ذهن خود به گذشته نیازی
 
 
ندارید،برای بازسازی خودتان به چیزی نیاز ندارید.
 
فقط عزم و اراده ای بزرگ لازم است،با دستان خالی و بدون هیچ اندیشه و
 
قالبی.
 
+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 12:21  توسط محمد | 
 شوخي شوخي به من خنديدي ولي من جدي جدي گرفتارت شدم تو شايد شوخي شوخي منو فراموش كني ولي من بي تو جدي جدي ميميرم ...

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
یارو پتروس رو با دهقان فداکار قاطی می کنه ...می ره انگشت می کنه تو چشم راننده قطار
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
دعای جدید : خدایا ما را به راه راست هدایت فرما ، اگر نشد راه راست را به سمت ما کج فرما !  
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
ترکهای ایران خودرو اعتصاب کرده بودن. ازشون میپرسن واسه چی اعتصاب کردین؟
میگن: ما باید اینجا مثل خر کار کنیم، بعدش اینا عکس اسب رو میزنن روی سمند
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
یارو م‍‍ی ره دزد‍‍ی تفنگشو م‍‍ی ذاره پشت گردن یارو م‍‍ی گه اگه تکون بخور‍‍ی با لگد م‍‍ی زنم تو سرت
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
اگه درد می خواستین،اگه كوفت می خواستین،اگه نكبت می خواستین،اگه بدبختی می خواستین،اگه گرونی می خواستین، اگه فقر می خواستین،اگه تحریم می خواستین، چرا به خودم نگفتید ............................. امضا : شاه
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
درد من از حصار برکه نیست ، درد من از زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نمیکند
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
تا عاقلان راهی برای خندیدن پیدا کنند دیوانگان هزار بار خندیده اند
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
آه از توقف راه ، دو پاره آهن از بوته گاه ، یکی ناله شتر و دیگری آیینه شاه ( خواجه عبدالله انصاری)
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
الهی شمع بشی پروانه شم دورت بگردم ، بعدش فوتت کنم خاموش بشی هر هر بخندم
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
درسته که همه ابر ها باران ندارند ، ولی برای باریدن باید ابر شد
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
کاغذ سفید را هرقدر هم که سفید و تمیز باشد ، کسی قاب نمی گیرد.

برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت.
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
ترکی از ترکای ترکیه بنام ترکان ترک موتور یک تریاکی با ترکه میزنه به ترکه ، کله ترک ترک می خوره و موتورش می ترکه
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
وای دیگه سر درد گرفتم

.

.

..

.

یکی بیاد مشکله منو حل کنه

.

.

.

.

.

دیگه نمیتونم تحمل کنم

.

.

.

 بویِ نفتی که 3 ساله اومده تو سفرهامون دیگه داره کلافه ام میکنه....
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
تو دماغ من چیکار میکنی؟

 

.

 

.

 

.

 

.

 

جنبه شوخی داشته باش!

 

 

خواستم بگم تو نفسمی ..    

 
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
روز زن مبارک باد... با دادن یک هدیه خود را یک سال بیمه بدنه و اعصاب کنید


 
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 14:43  توسط محمد | 
 

زرد است كه لبريز حقايق شده است تلخ است كه با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز
بهاري است كه عاشق شده است. مي دوني فرق تو با توپ فوتبال چيه !؟
توپ رو بايد شوت كني تا گل بشه ولي تو خودت همين جوري شوت هستي !!!


------------ --------- --------- ---------
در جهان ما اگر باده نبود . جاي ما مردم اواره نبود .

------------ --------- --------- ---------
يه يارو رفت حج نه نماز مي خوند . نه طواف ميكرد نه ...
ازش پرسيدن چرا ؟
گفت به ما گفتن همه چيز با كاروانه
------------ --------- --------- --
انهايي كه رنگ پريدگي پاييز را دوست ندارند . نمي فهمند كه پاييز همان بهار است كه عاشق شده است ...
------------ --------- --------- ---------
اميدوارم خوشبختي مثل سگ پاچتو بگيره، مثل سوسك از سر و روت بالا بره،
مثل انگل تو وجودت خونه كنه و مثل sms پشت سر هم واست بياد.
------------ --------- --------- ---------
پاييز از زمستون غمگين تره چون بهار و نديده، ولي من از پاييز غمگين ترم ،
چون خيلي وقته تو رو نديدم
------------ --------- -------

يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم.
فروشنده ميگه . به نام ... ؟
يارو ميگه . اخ اخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم .
------------ --------- --------- --------
اگه خوابي بيدار شو.
اگه بيداري بشين.
اگه نشستي پاشو .
اگه راه ميري بدو .
اگه ميدويي يه پشتك بزن.
و خوشحال باش كه از طرف من واست اس ام اس اومده.

------------ --------- -------
اتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت .
عمر بي حاصل ما اين همه افسانه نداشت .
------------ --------- -----
اگه دزد بودي اولين چيزي كه از من مي دزدي چي بود؟؟ براي همه بفرست جوابهاي جالبي مي گيري ..... ولي اول جواب منو بده باشه؟
------------ --------- --------- ---------
غضنفر ميره بالا درخت چنار . ميپرسن چيكار ميكني؟ ميگه دارم توت ميخورم! ميگن الاغ اون درخت چناره. ميگه الاغ خودتي، توت تو جيبمه!
------------ --------- ---------
ميخوام بگم دوستت دارم... نه به 21 زبان زنده دنيا... بلكه به زبان قلبم
گوش كن: تالاپ..تولوپ...
------------ --------- --------
ميدوني چقدر دوست دارم؟ به تعداد تاراي موي سرت ضرب در تعداد نفسهايي كه تا اخره عمرت ميكشي به علاوه تعداد ه هرچي ستاره تو اسمونه..
------------ --------- -------
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ام مي كرد بهم چي گفت ؟ جايي كه ميري مردمي داره كه مي شكننت نكنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توكوله بارت عشق ميزارم كه بگذري، قلب ميزارم كه جا بدي، اشك ميدم كه همراهيت كنه، ومرگ كه بدوني برميگردي پيشم
------------ --------- ------
يكي محبت مي كنه و يكي ناز مي كنه ! اوني كه ناز مي كنه هميشه محبت مي بينه اما اوني كه محبت مي كنه هميشه تنهاي تنهاست
------------ --------- --------
ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينكه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند
------------ --------- ---------
اگه يه روز ديدي كه تموم درخت هاي كوچه و محلتونو بريدن اصلا ناراحت نشو ... چون هنوز منو داري كه بهم تكيه كني
------------ --------- -----
روي سنگ نوشتم دوستت دارم همون سنگ بخوره توي سرت كه اين چيزا حاليت نميشه.

------------ --------- --------
آنگاه كه ... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني؛ به خاطر بياور كه... زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است.

------------ --------- -------
زندگي مثل يه جاده است ، من و تو مسافراشيم ، قدر لحظه ها رو بدونيم ، ممكنه فردا نباشيم.
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 1:19  توسط محمد | 
 

١- در صورتی که حرکت نقطه متحرک را تعقیب کنید تنها یک رنگ را می بینید، صورتی

٢- حالا لحظاتی به علامت + که در وسط قرار دارد خیره شوید. نقطه متحرک را پس از لحظاتی به رنگ سبز خواهید دید.
 
٣- حالا زمان بیشتری را بر روی علامت + تمرکز کنید، پس از لحظاتی نقاط صورتی آهسته آهسته ناپدید خواهند شد.
 
عجیب اینجاست که هیچ نقطه سبزی در این عکس در کار نیست و در واقع نقاط صورتی نیز ناپدید نمی شوند. این دلیل محکمی است که ما همیشه دنیای خارج را آنگونه که هست نمی بینیم.


 

عجیبه نه!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 16:57  توسط رضا | 
مشخصات برای یه خانم خوب از نظر یه آقای عقده ای...
الف) مشخصات ظاهري

- قد 165-170

- وزن 50-60 بیشتر نباشه هاااا امیر حجوانی کوپول که نمیخوام! زن میخوایم

- اندام برزيلي

- چهره متناسب و دوست داشتني

- تيپ تينيجر( آقا خودمم نميدونم چي ميشه ... فك كنم ميشه نازك و خردسال حالا مد شده مام از
همونا ميخوايم )

- لباس مارك پوش حتما

- تمايل به عطر هاي زنانه ( خوشم نمياد مردونه بزنه )

- حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار برا مرده ، دامن برا زن .... خوشت مياد مردا رژ لب بزنن ؟)

- رنگ پوست يا برنزه يا سفيد، وسط نداره بگي من سبزه ام ! نه التماس نكن! سبزه هم با برنزه
فرق داره منو اينجا سياه نكن .... از پشت كوه اومده باشيم از پشت سلسله جبال آلپ اومديم ...
من از تو بهتر مارك لوازم آريشو بلدم ... برو خودتو سياه كن

- رنگ چشم ترجيحا رنگين ( آبي باشه بهتره ... شنیدي ميگن ... ميگن اسمش ثرياست .. چشاش
همرنگ درياست )

- ابدا ، تاكيد ميكنم ابدا عينكي نباشه ! ( آقا لنزم همون عينكه ديگه منتها- اين روشه- اون توشه- )

- دماغ عملي نباشه از 35 به اون ور يه مقاله خوندم افت ميكنه ، گوشتي ميشه !

- مادرش نبايد چاق باشه ( اين خيلي مربوط ميشه چون اين دسته گل به همسايه نكشيده كه ...
علم جنتيك ثابت كرده به مادرش ميكشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، يعني
اينم پا به سن بگذاره چاق ميشه ... منم يه مردم پس فردا اين چاق ميشه من منحرف ميشم !-
جامعه ما هم كه پر شده از گرگ هاي انسان نما ... شوهر داري به خدا سخته )

- استخون درشت حتما ( پس فردا پسرمونم ميكشه به اين ديگه )

- مو حتما بلند ، اكيدا عرض ميكنم بلند ( زن بايد موش بلند باشه ، يعني چي جديدا مد شده ....
مردا زن شدن موهاشونو ميندازن گل شونشون عقب پيش پيشي ميبندن ، زنا كوتاه ميكنن آدم
ميترسه خونه راهشون بده ... فكر ميكني سرباز فراري )

- رقص عالي ( جينگيل جوات نباشه ، شب به شب قراره با ما برقصه ... منم خوش رقصم رقصم
افول ميكنه )


- حتمن رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سياه ....

- ابروهاش پر باشه كه بعد از يه مدت بتونه اينو مدلشو عوض كن حوصلمون سر نره

- رويش موهاش كم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرايشگاه )

- صداش نرم باشه ، چيطوري بگم ... ناز داشته باشه ... خشانت نداشته باشه ... بابا آدم ميخواد
تلفني حرف بزنه سكته نكنه ! زبانم بلد نبود حتما لحجه؟ لهجه؟ اش رو داشته باشه

- پيشونيش بلند باشه پاهاش ( انگشتاي پاش ) قشنگ باشه كه پس فردا تابستون صندل پوشيد
آدم ياد پاهاي اون يارو تو چي بود اسمش ؟ ( اين تو ارباب حلقه ها بود ... اسمش يادم رفته ) نيافته
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 23:42  توسط محمد | 
این متن (ترجمه شده) و زیبا را تقدیم به مادرم می کنم و فریاد میزنم : مادر،همیشه دوستت دارم

---------------------------------------------------------------
وقتی که تو ۱ ساله بودی، اون (مادرت) بِهت غذا میداد و تو رو تر و خشک می کرد ...
تو هم با گریه کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی!
وقتی که تو ۲ ساله بودی، اون، بهت یاد داد تا چه جوری راه بری.
تو هم این طوری ازش تشکر می کردی، که  وقتی صدات می زد، فرار می کردی!
وقتی که ۳ ساله بودی، اون، با عشق، تمام غذایت را آماده می کرد.
تو هم با ریختن ظرف غذات ،کف اتاق،ازش تشکر می کردی !
وقتی ۴ ساله بودی، اون برات مداد رنگی خرید.
تو هم، با رنگ کردن میز اتاق نهار خوری، ازش تشکر می کردی!
وقتی که ۵ ساله بودی، اون، لباس شیک به تنت کرد تا به مهد کودک بری.
تو هم، با انداختن (به عمد) خودت تو گِل، ازش تشکر کردی !
وقتی که ۶ ساله بودی، اون، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد.
تو هم، با فریاد زدنِ : من نمی خوام برم!، ازش تشکر می کردی ...!
وقتی که ۷ ساله بودی، اون، برات یک توپ فوتبال خرید.
تو هم، با شکستن پنجره همسایه کناری، ازش تشکر کردی!!!
وقتی که ۸ ساله بودی، اون، برات بستنی خرید.
تو هم، با چکوندن (بستنی) به تمام لباست، ازش تشکر کردی!
وقتی که ۹ ساله بودی، اون، هزینه کلاس پیانوی تو رو پرداخت.
تو هم، بدون زحمت دادن به خودت برای یاد گیری پیانو، ازش تشکر کردی!
وقتی که ۱۰ ساله بودی، اون، تمام روز رو رانندگی کرد تا تو رو از تمرین فوتبال به کلاس ژیمناستیک و از اونجا به جشن تولد دوستانت، ببره...
تو هم با بیرون پریدن از ماشین، بدون اینکه حتی پشت سرت رو هم نگاه کنی ازش تشکر کردی !
وقتی که ۱۱ ساله بودی، اون تو و دوستت رو برای دیدن فیلم به سینما برد.
تو هم، ازش تشکر کردی: ازش خواستی که در یه ردیف دیگه بشینه !
وقتی که ۱۲ ساله بودی، اون دلسوزانه تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلوزِیِونی بر حذر داشت.
تو هم، ازش تشکر کردی: صبر کردی تا از خونه بیرون بره و بعد ...
وقتی که ۱۳ ساله بودی، اون بهت پیشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی.
تو هم، ازش تشکر کردی، با گفتن این جمله: تو اصلاً سلیقه ای نداری!
وقتی که ۱۴ ساله بودی، اون، هزینه اردو یک ماهه تابستانی تو رو پرداخت کرد.
تو هم،ازش تشکر کردی: با فراموش کردن  نوشتن یک نامه ساده !!!
وقتی که ۱۵ ساله بودی، اون از سرِ کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگیره و ابراز محبت کنه ...
تو هم، ازش تشکر کردی: با قفل کردن درب اتاقت!
وقتی که ۱۶ ساله بودی، اون بهت رانندگی یاد داد ...
تو هم ،هر وقت که می تونستی ماشین رو بر می داشتی و می رفتی ؛ اینجوری ازش تشکر کردی!
وقتی که ۱۷ ساله بودی،و وقتیکه اون منتظر یه تماس مهم بود :
تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و، اینطوری ازش تشکر کردی
وقتی که ۱۸ ساله بودی، اون ، در جشن فارغ التحصیلی دبیرستانت، از خوشحالی گریه می کرد.
تو هم، ازش تشکر کردی،اینطوری که  تا تموم شدن جشن، پیش مادرت نیومدی!
وقتی که ۱۹ ساله بودی، اون، شهریه دانشگاهت رو پرداخت، همچنین، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسائلت رو هم حمل کرد.
تو هم، ازش تشکر کردی،:با گفتن خداحافظِ خشک و خالی، بیرون خوبگاه، به خاطر اینکه نمی خواستی جلوی دوستات خودتو دست و پا چلفتی و بچه ننه نشون بدی!!!
وقتی که ۲۰ ساله بودی، اون، ازت پرسید که، آیا شخص خاصی به عنوان همسر مد نظرت هست؟
تو هم، ازش تشکر کردی با گفتنِ: به تو ربطی نداره !
وقتی که ۲۱ ساله بودی، اون، بهت پیشنهاد خط مشی برای آینده ات داد.
تو هم، با گفتن این جمله ازش تشکر کردی: من نمی خوام مثل تو باشم!!!
وقتی که ۲۲ ساله بودی، اون تو رو، در جشن فارغ التحصیلی دانشگاهت در آغوش گرفت.
تو هم،ازش تشکر کردی،ازش پرسیدی که: می تونی هزینه سفر به اروپا را برام تهیه کنی؟!
وقتی که ۲۳ ساله بودی، اون، برای اولین آپارتمانت، بهت اثاثیه داد.
تو هم، ازش تشکر کردی،با گفتن این جمله، پیش دوستات،:اون اثاثیه ها زشت و قدیمی هستن!
وقتی که ۲۴ ساله بودی، اون دارایی های تو رو دید و در مورد اینکه، در آینده می خوای با اون ها چی کار کنی، ازت سئوال کرد.
تو هم با دریدگی و صدایی (که ناشی از خشم بود) فریاد زدی:مــادررر،لطفا تو کارام دخالت نکن !
وقتی که ۲۵ ساله بودی، اون، کمکت کرد تا هزینه های عروسی رو پرداخت کنی، و در حالی که گریه می کرد بهت گفت که: دلم خیلی برات تنگ می شه...
تو هم ازش تشکر کردی، اینطوری که، یه جای دور رو برای زندگیت انتخاب کردی!!!
وقتی که ۳۰ ساله بودی، اون، از طریق شخص دیگه ای فهمید که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زد.
تو هم با گفتن این جمله ،ازش تشکر کردی، همه چیز دیگه تغییر کرده !!!
وقتی که ۴۰ ساله بودی، اون، بهت زنگ زد تا روز تولد یکی از اقوام رو یادآوری کنه.
تو هم با گفتن"من الان خیلی گرفتارم" ازش تشکرکردی!
وقتی که ۵۰ ساله بودی، اون، مریض شد و به مراقبت و کمک تو احتیاج داشت.
تو هم با سخنرانی کردن در مورد اینکه والدین، سربار فرزندانشون می شن، ازش تشکر کردی!!!


+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 20:46  توسط محمد | 

پسرها

با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن

دخترها

با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲
دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم
(

سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
م
یندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)
...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 1:9  توسط رضا | 
۱ - ‏خاله
معنای لغوی: خواهر مادر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش كشك.
ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو كشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود.
زیر شاخه ها: شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران كودكی كه یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن یك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است.
 
۲- عمه
معنای لغوی: خواهر پدر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.
نقش سمبلیك: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: ۱- جواب همه ی فØ­ش هاییكه می دهید. مثال: عمته... ۲- جواب همه ی مØ­بت هایی كه می كنید. مثال: به درد عمه ات می خوره... ۳- توجیه كلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذكر مثال معذوریم...
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیك).
زیر شاخه ها: شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی Ø­التان را به هم می زنند.
مشاغل كاذب : Match-Making.
چهره های معروف: عمه لیلا.
ترجیع بند: دختر كه رسید به بیست، باید به Ø­الش گریست. (شما رو نمی دونم ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام!)
داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است.
 
۳- دایی
معنای لغوی: برادر مادر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما Ø­س گرمی به شما می دهد، همیشه Ø­رفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه كرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعریف كنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود.
زیر شاخه ها: زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر قپی می آید. پسردایی/دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك همرزم ساپورتتان می كنند.
چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون.
ترجیع بند: همه چیز زیر سر این انگلیساست.
سعی كنید Ø­تمن Ø­داقل یك دایی داشته باشید .
۴ - ‏عمو
معنای لغوی: برادر پدر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از مردانی كه شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید كارتون ببینید تا او با پدر Ø­رفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر فرو می رود.
غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.
ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.
زیر شاخه ها: زن عمو: یك زن خوشگل كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران كودكی كه اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده اید.
مشاغل كاذب: بازی در قصه های ایرانی-اسلامی.
چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ.
داشتن یك عمو ی پولدار خیلی خوب است
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 0:48  توسط محمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
درباره وبلاگ
سلام من(محمد) و مسعود(مسافر شب) هر دوتامون 21 ساله و از بچگی تا حالا همیشه با هم بودیم, که یه روز تصمیم به ساختن این وبلاگ گرفتیم تا برای شما مطالب جالب اس ام اس خفن عاشقانه سر کاری و... و داستان کوتاه اموزنده و جوک و هر چی که فکرش کنید بزاریم امیدوارم خوشتون بیاد و با نظراتتون مارو خوشحال کنید موفق و پیروز باشید.
sms jok dastan خانوادگی برای دختر پسر مامان بابا عمه خاله دائی عمو زن همسایه زن مرد مجرد متاهل بیوه شوهردار دختر بچه پسر بچه ترک فارس عرب اس ام اس دختر کش دختر ضایه کن پسر کش پسر ضایع کن و..... داریم.
برای 18 عید بهار ادمای عشقی رمانتیک مامانی تیتیش سوسول لات هم مطلب میزارم.
جک های رشتی ترکی ایرانی انگلیسی ابادانی وووووو احمدی نژاد بوش

پيوندهاي روزانه
جدیدترین جوکها و عکسها
طنز جوک اس ام اس و.........
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
آرشيو موضوعي
اس ام اس و جوک
تصاویر جالب
اس ام اس و عکس
داستان کوتاه
مطلب جالب
نويسندگان
محمد
مسافر شب
رضا
پيوندها
دوقلوهای آبی
بزرگترین مرکز دانلود نرم افزار
Shz.IR
پاریز شعر (داداشی)
The SCARECROW
قلم ساده (ببینید ضرر نمیکنید)
فقط به خاطر تو
پیمان قلبها
افتنگو
نیایش
دنوش
مهربونی
مادر
گیتار
از همه چی از همه جا
عاشقانه ها
اعترافات یک ذهن خطرناک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

http://www.tehranwebs.ir/