تبليغاتX
...اس ام اس باحال جوک خفن داستان کوتاه و
هر چی میخوای هست اگر هم نبود بگو بزارم داستان کوتاه sms jok جک اس ام اس
داستاني را كه مي خواهم برايتان نقل كنم درباره سربازي است كه پس از جنگ ويتنام مي خواست به خانه خود بازگردد.
سرباز قبل از اين كه به خانه برسد، از نيويورك با پدر و مادرش تماس گرفت و گفت:« پدر و مادر عزيزم، جنگ تمام شده و من مي خواهم به خانه بازگردم، ولي خواهشي از شما دارم. رفيقي دارم كه مي خواهم او را با خود به خانه بياورم.» پدر و مادر او در پاسخ گفتند:« ما با كمال ميل مشتاقيم كه او را ببينيم.» پسر ادامه داد:« ولي موضوعي است كه بايد در مورد او بدانيد، او در جنگ به شدت آسيب ديده و در اثر برخورد با مين يك دست و يك پاي خود را از دست داده است و جايي براي رفتن ندارد و من مي خواهم كه اجازه دهيد او با ما زندگي كند.» پدرش گفت:« پسر عزيزم، متأسفيم كه اين مشكل براي دوست تو بوجود آمده است. ما كمك مي كنيم تا او جايي براي زندگي در شهر پيدا كند.» پسر گفت:« نه، من مي خواهم كه او در منزل ما زندگي كند.»آنها در جواب گفتند:« نه، فردي با اين شرايط موجب دردسر ما خواهد بود. ما فقط مسئول زندگي خودمان هستيم و اجازه نمي دهيم او آرامش زندگي ما را برهم بزند. بهتر است به خانه بازگردي و او را فراموش كني.»
در اين هنگام پسر با ناراحتي تلفن را قطع كرد و پدر و مادر او ديگر چيزي نشنيدند.چند روز بعد پليس نيويورك به خانواده پسر اطلاع داد كه فرزندشان در سانحه سقوط از يك ساختمان بلند جان باخته و آنها مشكوك به خودكشي هستند.
پدر و مادر آشفته و سراسيمه به طرف نيويورك پرواز كردند و براي شناسايي جسد پسرشان به پزشكي قانوني مراجعه كردند. با ديدن جسد، قلب پدر و مادر از حركت ايستاد. پسر آنها يك دست و پا داشت!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 9:37  توسط محمد | 
پرنده برشانه هاي انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت : من درخت نيستم . تو نمي تواني روي شانه من آشيانه بسازي. پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدمها را خوب مي دانم اما گاهي پرنده ها و آدمها را اشتباه مي گيرم .انسان خنديد و به نظرش اين خنده دارترين اشتباه ممکن بود . پرنده گفت : راستي چرا پر زدن را کنار گذاشتي ؟ انسان منظور پرنده را نفهميد اما باز هم خنديد .پرنده گفت : نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است . انسان ديگر نخنديد . انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد . چيزي که نمي دانست چيست . شايد يک آبي دور – يک اوج دوست داشتني .پرنده گفت : غير از تو پرنده هاي ديگري را نيز مي شناسم که پر زدن از يادشان رفته است. درست است که پرواز براي يک پرنده ضرورت است اما اگر تمرين نکند فراموش مي شود .پرنده اين را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اينکه چشمش به يک آبي بزرگ افتاد و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بود و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد . آنوقت خدا بر شانه هاي کوچک انسان دست گذاشت و گفت : " يادت مي آيد ؟ تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم ؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود . اما تو آسمان را نديدي . راستي عزيزم بالهايت را کجا جا گذاشتي ؟ "انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس کرد . آنوقت رو به خدا کرد و گريست
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 13:29  توسط محمد | 
والنتاین مبارک ......... چندتا اس ام اس والنتاین گذاشتم تا بفرستید واسه دوست داشتنی ترین دوستاتون.....

*****************************************

 

Nothing to depress u,
Only joys to surround u,
Many friends to love u,
And God to bless u.
These are my wishes for u in 2008 Valentine day.
Happy valentines

****************************************

Age shokolat bodi shirin tarin bodi.age arosak bodi baghali tarin bodi.age setare bodi roshan tarin bodi.va ta zamani ke doste mani AZIZ TARINI*HAPPY VALENTINE*

***************************************

اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی.

اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی.

اگه ستاره بودی روشن ترین بودی.

و تا زمانی که دوست منی عزیزترینی ....

والنتاین مبارک

*************************************


 *                  *       *       *  *         *    *     *         *  *    *     * 

این قاصدکها که می بینی من برات فوت کردم و بهشون گفتم که بیان و والنتاین رو بهت تبریک بگن و بگن که خیلی دوست دارم...

*************************************

    ()' "' '()
   (  ' ; '  )    .,'@, 
 =(,,)=("')===:',@,'@
      t_!_J      '@;
 *VALENTINE MOBARAK *

************************************

بهترين لحظه، لحظه ايست كه فكر كني فراموشت كردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بياد كه توش نوشته والنتاینت مبارک!

************************************

می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .ولنتاین مبارک

***********************************

عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند. روز ولنتاینت مبارک

***********************************

my eyes sEe U.
mY haNd need U
mY lips Kiiss U
my MiND CAll U
mY jan fadaye U
mY heaRt por Az yade U

**********************************

وقتی خدا تو رو سمت یه پرتگاه هدایت می کنه ۲ هدف داره :
یا می خواد از پشت بگیرتت
یا پرواز یادت بده...

**********************************

نميگم دوستت دارم
نميگم عاشقتم
ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست . . .

*********************************

حس که پيدا شدعشق باريدن گرفت، هيچ ميداني رمز عاشق بودن هرکس فقط اين است: ساده بودن، ساده ديدن، و ساده پذيرفتن...پس ساده ميگويم، ساده...والنتاینت مبارک

********************************

تيک تاک ساعت فرياد مرگ ثانيه هاست، اما دوستي ها هيچ وقت نميميرند.....  والنتاین مبارک

********************************

valentine

v victor of love
a adoring u
l love u
e every thing 4u
n need u
t thinking of u
i i miss u
n nothing but u

*******************************

به علت حضور گشت ارشاد در مراسم والنتاین، مراسم دیدار خواهران و برادران بصورت جدا در دو نوبت صبح و بعد از ظهر انجا میگردد

*******************************

عربستان و بسیاری از کشورهای عربی پس فردا را والنتاین اعلام کردند

******************************

سلام درسته که نشد برات خرس و قلب بخرم اما این اس ام اس رو برات بفرستادم تا بدونی همیشه دوست دارم  والنتاین مبارک

*******************************

امیدوارم خرس زیبایی ها همیشه تو غار چشمات خونه کنه والنتاینت مبارک عزیزم

******************************

میدونی والنتاین یعنی چی؟ یعنی اینکه یه عاشق واقعی باید به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه
عاشقتم تا همیشه ولنتاین مبارک
********************************

امیدوارم خوشتون اومده باشه.......

اگه کلیپ موبایل دوست دارین توی نظرات بگین تا من بذارم براتون.....

تیکه یادتون نره................

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 22:31  توسط مسافر شب | 
در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!
اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است .
فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند.سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن.زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد .
و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند.

 

روز سپندارمزد ازاسفند ماه باستانی برابر با 29بهمن ماه خورشیدی
جشن سپندارمزدگان و روز دل دادگی(عشق) ایرانیان پيشاپيش بر بانوان پاک ايران زمين خجسته باد. بياييد جشن هزاران ساله خود را به جاي جشن چند صد ساله والنتاين گرامي داريم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 14:10  توسط محمد | 
تاریخچه روز ولنتاین


ولنتاین در قرن اول میلادی در روم زندگی می كرد.
در آن زمان روم تحت سلطه پادشاهی جنگجو به نام كلادسیوس بود كه دوست داشت سربازان برای حضور سپاهش در جنگ داوطلب شوند ولی مردها نمیخواستند بجگند، و كلادسیوس این كمبود سرباز را ناشی از سستی مردها در ترك عشق می دانست، پس همه نامزدی ها و ازدواج ها ملغی اعلام كرد، همانطور كه گفته شد ولنتاین كه در آن زمان یك كشیش بود با او به مبارزه برخاست و به همراه ماریوس مقدس عزم خود را جزم كردند تا زوج های جوان را به طور سری به عقد هم درآورند
پس از با خبر شدنِ پادشاه از این قضیه برای سر والنتین مقدس جایزه تعیین شد و او زندانی شد.
وقتی در زندان بود بسیاری از كسانی كه او آنها را به عقد هم در آورده بود به دیدنش رفتند.
آنها گل و نامه های محبت آمیز خود را از بالای دیوار زندان پرتاب می كردند.
تا اینكه سرانجام در روز 14 فوریه سال 269 قبل از میلاد به قتل رسید.
یكی از ملاقات كنندگان او دختر زندانبان بود، روزها به دیدارش می آمد و چند ساعتی با هم صحبت میكردند
روزی كه قرار بود والنتین كشته شود نامه ای برای تشكر از دختر زندانبان نوشت كه با جمله “Love from your valentine” خاتمه یافت.


در سال 496 بعد از میلاد، پاپ جلاسیوس 14 فوریه را به افتخار او روز ولنتاین نامید. از سالها قبل روز 14 فوریه كسانی كه یكدیگر را دوست داشته اند برای هم هدایایی ساده ای چون گل می فرستادند.


در نقاط مختلف دنیا در این روز مراسم مختلفی برگزار می شود كه از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره كرد:


در انگلستان كودكان به شیوه بزرگسالان لباس می پوشیدند و می خواندند:
صبحت بخیر، ولنتاین
قفل هایت را مثل قفل های من باز كن
دوتا و سوی بعد از آن
صبحت بخیر ولنتاین

در ولز ، روز 14 فوریه مردم به هم قاشق های چوبی هدیه می كنند كه روی آنها را با قلب و كلید تزیین كرده اند این اشیای تزئینی به این معناست كه «عشق من، تو قفل قلب مرا باز كردی»
در قرون گذشته در این روز مردی كه دختری را دوست داشته برایش لباس هدیه می فرستاده اگر دختر هدیه را می پذیرفته به معنای پذیرفتن خواستگاری او بوده است.
*بعضی مردم عقیده دارند اگر در روز ولنتاین یك سینه سرخ بالای سر دختری پرواز كند به معنی این است كه او با یك دریا نورد ازدواج خواهد كرد. اگر یك گنجشك ببیند یعنی شوهرش فقیر ولی بسیار خوش اخلاق است و اگر یك سهره ببیند به معنای ازدواج با یك مرد میلیونر خواهد بود.
افسانه دیگری نیز می گوید اگر یك دختر یك سیب را از دم گرفته بچرخاند ودر همین حال نام 5 پسر مورد علاقه اش را به زبان بیاورد با پسری ازدواج خواهد كرد كه در زمان ایستادن سیب نامش در زبان او بوده است و اگر همین سیب را از وسط بدو نیم كند تعداد تخمه های سیب تعداد فرزندان او خواهد بود .


ولنتين هميشه 14 فوريه هست كه به عبارتی میشه 25 بهمن ماه



پیشاپیش این روز از طرف خودم به تمامی عشاق تبریک میگم


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 19:26  توسط محمد | 
جان دوست صمیمی جک در سر راه مسافرتشان به منهتن پس از سفارش صبحانه در رستوران به جک گفت: یک لحظه منتظر باش می روم یک روزنامه بخرم.


پنج دقیقه بعد، جان با دست خالی برگشت. در حالی که غرغر می کرد، با ناراحتی خودش را روی صندلی انداخت.

جک از او پرسید: چی شده؟

جان جواب داد: به روزنامه فروشی رو به رو رفتم. یک روزنامه صبح برداشتم و ده دلار به صاحب دکه دادم. منتظر بقیه پول بودم، اما او به جای این که پولم را برگرداند، روزنامه را هم از بغلم در آورد. به من گفت الان سرم خیلی شلوغ است و نمی توانم برای کسی پول خرد کنم. فکر کرد من به بهانه خریدن یک روزنامه می خواهم پولم را خرد کنم. واقعم عصبانی شدم. جان در تمام مدت خوردن صبحانه از صاحب روزنامه فروشی شکایت می کرد و غر می زد که او مرد بی ادبی است. جک در حالی است که دوستش را دلداری می داد، حرفی نمی زد. بعد از صبحانه به جان گفت که یک لحظه منتظر باشد و بعد خودش به همان روزنامه فروشی رفت.

وقتی به آنجا رسید، با لبخندی به صاحب روزنامه فروشی گفت: آقا، ببخشید، اگر ممکن است کمکی به من کنید. من اهل اینجا نیستم. می خواهم نیویورک تایمز بخرم اما پول خرد ندارم. فقط یک ده دلاری دارم. معذرت می خواهم، می بینم که سرتان شلوغ است و وقتتان را می گیرم.

صاحب روزنامه فروشی در حالی که به کارش ادامه می داد یک روزنامه به جک داد و گفت: بیا، قابل نداره. هر وقت پول خرد داشتی، پولش را به من بده.

وقتی که جک با غنیمت جنگی اش برگشت، جان در حالی که از تعجب شاخ در آورده بود پرسید: مگر یک نفر دیگر به جای صاحب روزنامه فروشی در آنجا بود ؟
جک خندید و به دوستش گفت: دوست عزیزم، اگر قبل از هر چیز دیگران را درک کنی، به آسانی می بینی که دیگران هم تو را درک خواهند کرد ولی اگر همیشه منتظر باشی که دیگران درکت کنند، خوب، دیگران همیشه به نظرت بی منطق می رسند. اگر با درک شرایط مردم از آنها تقاضایی بکنی، به راحتی برآورده می شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 22:40  توسط محمد | 
تقدیم به همه عشاق


عشـق یعنـی هـمون سـلام اول
عـشق یعنـی مـایهقـوتقـلـب
عشق یعنیانفجاراحساسات
عشق یعنی کم کردن فاصله ها
عشق یعنیکلید یک رابطهای محکم
عشق یعنیدر موفقیت هم شریک بودن
عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه
عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاشرفتارکنی
عشق یعنیکسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه
عشق یعنی وقتی باهاش قرار داری به خودت برسی
عشق یعنی یک عالمه حرف رو با یه اشاره گفتن
عشق یعنی هولش بدی تو یک مسیر درست
عشق یعنی یه بازی که تمومی نداره
عشق یعنی از هیکلش تعریف کنی
عشق یعنی من وتو ما میشویم
عشق یعنی حرفشو باورکنی
عشـق یـعنی جادوشکنی
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 23:6  توسط محمد | 
توجه                             توجه

امروز یه روبات تو یاهو پیدا کردم که خیلی خفنه از من میشنوید اددش کنید تا از دستتون نرفته

اینم ایدیش : Hichkas_Robot

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 1:27  توسط محمد | 
سم، کارمند عادی یک شرکت کوچک است. روزی او به خاطر کارهای اضافه بسیار دیر به ایستگاه اتوبوس رسید.
او که بسیار خسته بود به خودش گفت: تا اتوبوس بیاید، کمی بخوابم. بیست دقیقه بعد، اتوبوس آمد. این اتوبوس دو طبقه بود. سم وقتی دید در طبقه دوم کسی نیست بسیار خوشحال شد و گفت: آه می توانم دراز بکشم و کمی بخوابم.
او سوار اتوبوس شد و در حالی است که به طبقه دوم می رفت، پیرمردی که کنار در اتوبوس نشسته بود به او گفت: بالا نرو، بسیار خطرناک است.
سم ایستاد. از قیاقه جدی پیرمرد دریافت که او دروغ نمی گوید. نیمه شب بود و حتما پیرمرد چیز خطرناکی دیده بود. سم قبول کرد و در انتهای اتوبوس جایی پیدا کرد. با این که جایش کمی ناراحت بود اما به نظرش امنیت از هر چیزی مهم تر بود.
او روز بعد هم دیر به خانه برمی گشت و سوار همان اتوبوس شد و از این که پیرمرد دیشبی همان جا نشسته بود متعجب شد. پیرمرد با دیدن او گفت: پسرم بالا نرو، بسیار خطرناک است. سم در پایین پله ها به بالا نگاه کرد، بسیار مخوف به نظر می رسید. دوباره در انتهای اتوبوس جای پیدا کرد و نشست. شب سوم هم سوار همان اتوبوس شد، پیرمرد باز هم در اتوبوس بود. این بار سم چیزی نگفت و در انتهای اتوبوس نشست. همان موقع پسر دیگری سوار اتوبوس شد و داشت به طبقه دوم می رفت که پیرمرد به او گفت: پسرم بالا نرو، خطرناک است. پسر پرسید: چرا؟ پیرمرد گفت: مگر نمی بینی؟ طبقه دوم راننده ندارد! پسر در حالی که بلند می خندید به طبقه بالا رفت و به راحتی دراز کشید و خوابید.
+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:34  توسط محمد | 
سلام. من بعد از چند وقت بالاخره سرم خلوت شد و تونستم به دنیای اینترنت برگردم. از حالا به بعد سعی می کنم که توی این وبلاگ فعالیتم رو بیشتر کنم.... این پست هم به برای شما بخوانید و تیکه بندازید.....

******************************

فتوای جدید مراجع: به دلیل سرمای بی سابقه و کمبود گاز ، هر آغوش گرمی حلال است !

******************************

تركه ميره ماشينشو بيمه كنه، آقاهه بهش ميگه ايشالا هيچوقت از بيمه‌تون استفاده نكنيد، تركه هم ميگه ايشالا تو هم از اين پوله خير نبينی!

******************************

 این اس ام اس جهت بالا بردن کلاس شما در جمع است ، بعد از خواندن الکی بخند !!

******************************

شرکت گاز از مشترکین تلفن همراه درخواست کرد از فرستادن اس ام اس های خنک جداْ خودداری کنند تا در مصرف گاز صرفه جویی شود !

******************************

هواشناسی اعلام کرد برف زود هنگام باعث یخ زدن گل های یاس شده ، اس ام اس دادم ببینم گل من حالش چه طوره ؟

******************************

اینم یه جک به مناسبت این روزهای سرد:
بدلیل مسدود شدن راههای خروج قزوین و گیر افتادن مسافران، امشب در قزوین عید اعلام شد

******************************

خداي اطلسي ها با تو باشد،پناه بيكسي ها با تو باشد،تمام لحظه هاي خوب يك عمر، به جز دلواپسي ها با تو باشد

******************************

مرغ عشق گفت: پيرشديم وتوزندگيمون يه خروس عشق پيدانشد.

******************************

خوبه دیگه, تو راحت تو خونه نشستی ولی من الان تعمیرگاه هستم, میدونی چرا؟

.

.

.

.

.

چون

.

.

.

خرابتم

******************************

نديدنت:دلهره
ديدنت:ارامش
نبودنت:ترس
بودنت:قوت قلب
نازكردنت:وفا
قهركردنت:فاجعه
چشمات:زندگي
لبات:حسرت
حرفات:صداقت
دعوات:رفاقت
اشكات:اضطراب
خندت:اعتماد

اگه تیکه ها بیشتر از ۱۰ تا شد اون موقع واسه آپ بعدی کلیپ خوشگل میذارم...

فقط تیکه یادتون نره............

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 17:49  توسط مسافر شب | 
 

 

جون هر کی دوست دارید نظر هم بدید به خدا نامردی روزی کم کم ۱۳۰ بازدید و بدون نظر

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 10:26  توسط محمد | 
امام جمعه اردبیل در خطبه های نماز جمعه خوشحالی خود را از اینکه آمریکا هیچ مدالی در بازیهای آسیایی کسب نکرد اعلام کرد ...!!!!

یه ترکه داشته فیلم مبتذل نگاه میکرده یهو زنش میاد تو ترکه هل می کنه میگه ببین خانم دارن با فلسطینیها چیکار میکنند

صدات، برق نگات، طپش قلبت، نفس‌هاي تندت و عرقي كه رو پيشونيت نشسته، همه گوياي يك چيزه:
.
.
.
.
.
.
تيروئيدت پركاره، برو دكتر

سوال کنکور در افغانستان : از کجا کفتر می ایه؟ 1 از اون پایین کفتر می ایه 2 از اون بالا کفتر می ایه 3 اصلا کفتر نمی ایه کفتر با زاویه 30 درجه نسبت به افق به صورت مارپیچ می ایه

آسمون به ماه ميگه: عشق يعني چي؟
ماه ميگه: يعني اومدن دوباره‌ي تو
ماه ميگه؟ تو بگو عشق يعني چي؟
آسمون ميگه : انتظار ديدن تو

جوجه اردک زشت و پینوکیو بچشون = شرک

يك شب تلوزبون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخواب

يه بابايی به بچه اش شنای قورباغه ياد ميداده، بچه هه ياد نميگرفته، ميره يه قورباغه ميگيره ميندازه تو حوض به بچه هه ميگه خوب نيگا کن ياد بگير، اما از بخت بد قورباغه هه کرال شنا ميکرد!!!!

تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟! تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 10:8  توسط محمد | 
 


ابوبكر رباني اكثر شبها به دزدي رفتي و چندانكه سعي كرد چيزي نيافت. دستارخود بدزديد و در بغل نهاد. چون در خانه رفت زنش گفت: چه آورد هاي؟گفت: اين دستار آورده ام. گفت: اين كه از آن خود توست. گفت: خاموش
تو نداني. از بهر آن دزديد هام تا آرمان دزديم باطل نشود.
______________________________ __________
جحي گوسفند مردم ميدزديد و گوشتش صدقه ميكرد. از او پرسيدند كه اين چه معني دارد؟ گفت: ثواب صدقه با بزة دزدي برابر گردد و درميان پيه و دنب هاش توفير باشد.
______________________________ __________
______________________________ __________
سيد رض يالدين شبي پيش بزرگي خفته بود. هر بار با سيد ميگفت: چيزي بگوي تا ميبخسبم. چون چند بار مكرر كرد سيد را خواب غلبه نموده بود گفت: تو گه مخور، چيزي مگوي تا من بخسبم.
______________________________ __________
طلحك دراز گوشي چند داشت. روزي سلطان محمود گفت: دراز گوشان او را به الاغ گيرند تا خود چه خواهد گفتن. بگرفتند. او سخت برنجيد پيش سلطان آمد تا شكايت كند. سلطان فرمود كه او را راه ندهند. چون راه نيافت در زير دريچه اي رفت كه سلطان نشسته بود و فرياد كرد. سلطان گفت: او را بگوئيد كه امروز بار نيست. بگفتند. گفت: قلتباني را كه بار نباشد خر مردم به كجا برد كه بگيرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 15:5  توسط محمد | 
در افسانه های هندوستان امده است که در روزگاران دور ادمیان همه خلق و خو و سرشتی خدای گونه داشتند ولی امکانات از و تواناییهای خود خوب استفاده نکردند و به جایی رسید که برهما خدای خدایان تصمیم گرفت قدرت خدایی را از انان باز گیرد و ان را در جایی پنهان کند که دست انها از ان کوتاه باشد.
بدین منظور او در جستجوی مکانی برامد که مخفی گاهی مطمئن و دور از دسترس ادمیان باشد .زمانی که برهما با دیگر خدایان مشورت نمود انها چنین پیشنهاد کردند: بهتر است قدرت بیکران انسانها را در اعماق خاک پنهان کنیم برهما گفت:انجا جای مناسبی نیست زیرا انها ژرفای خاک را خواهند کاوید و دوباره به ان دست پیدا خواهند کرد .پس خدایان گفتند:بهتر است آن را به اعماق اقیانوسها منتقل کنیم تا از دسترس انها دور باشد . این بار برهما گفت:انجا نیز مناب نیست زیرا دیر یا زود انسان به عمق دریا ها و اقیانوسها رخنه خوهد کرد و گمشده خود را خواهد یافت و ان را به روی اب خواهد اورد.
انگاه خدایان کوچک با یکدیگر انجمن کردند و گفتند:
ما نمی دانیم این نیروی عظیم را کجا باید پنهان کنیم به نظر می رسد که در اب و خاک جایی پیدا نمی شود که ادمی نتواند به ان دست یابد . در این هنگام برهما گفت: کاری که با نیروی یزدان ادمی می کنیم اینت که ما نیروی ادمیان را در اعماق وجود خود او پنهان می کنیم .انجا بهترین محل برای پنهان کردن این گنج گرانبهاست و یگانه جایی است که ادمی هرگز به فکر جستجو و یافتن آن نخواهد امد.
در ادامه افسانه هندی چنان امده است که از ان به بعد ادمی سراسر جهان را پیموده است همه جا را جستجو کرده است بلندیها را در نوردیده و به اعماق دریاها فرورفته است به دورترین نقاط خاک نفوذ کرده است تا چیزی بدست اورد که در ژرفای وجود او پنهان است.
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 11:5  توسط محمد | 
روز/داخلی/کتابخانه دانشکده:
نازیلا مددپور در حاشیه جزوه اش قلبی را با یک تیر رسم می کند و کنارش می نویسد: I Love U, Masood . در همان لحظه مسعود فردمنش وارد کتابخانه می شود و کنار میز نازیلا رد می شود.

نازیلا: اِاِ ... ببخشید آقای فردمنش ... سلام.

مسعود با صدای نازیلا برگشته و کناز میز او می رود.

مسعود: علیک سلام! ... من می شناسم شما رو؟
نازیلا: ما همرسته ای و همدوره ای هستیم. من نازیلا هستم. نازیلا مددپور. به جا آوردید؟
مسعود: نه متاسفانه. خُب امرتون؟
نازیلا: چیز خاصی نبود. نه اینکه امتحانها نزدیکه، داشتم درس می خوندم. یه سوالی پیش اومد واسم. می شه از شما بپرسم؟
مسعود: بله ... خواهش می کنم.

نازیلا جزوه اش را جلوی او می گذارد و جایی از جزوه را به او نشان ................

 

برای خوندن کامل داستان روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 8:50  توسط محمد | 
هرگز برای عاشق شدن به دنبال باران و بهار و بابونه نباش گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای میرسی که ماه را بر لبانت می نشاند
 
 
هر قطره اشک نشانه غمه، هر سکوت نشانه تنهائیست، هر لبخند نشانه مهربانی
و هر sms نشانه ای از دلتنگی من برای تو
 
تصویر چشمان تو را در رویا ها کشیدم، باغ گلی از جنس مریم ها کشیدم، تو گم شدی در جاده های ساکت و دور، من هم به دنبال نفس هایت دویدم
 
 
تو اون فرشته ای که وقتی در فصل بهار قدم میزنی برگ درختان انتظار پائیز را می کشند تا جای پاهات رو بوسه بزنند
 
 
کاش می شد عطش زمزمه یاد تو را در شط فاصله ها شست و فراموشت کرد
 
 
 

خوردن شیرینی خیلی راحته٬ خوندن داستان شیرین هم راحته٬ اما پیدا کردن دوست شیرین خیلی سخته! تو چطوری منو پیدا کردی؟

 
تنهایی، این واژه را بلندترین شاخه درخت خوب می فهمد
 
 
 
جاده عشق همسفر می خواست و من، تو را برگزیدم به خاطر قلب مهربانت
 
 
کاش بدانی روشن ترین ستاره بخت منی . پس بتاب و دنیای مرا روشن کن .
 
 
من تو را پرسیدم : ایا خدا تنهاست؟ گفتی خدا هر جا همراه آدم هاست، گفتی خدا خوب است، گفتی که زیباروست، هر انچه ما داریم گفتی فقط از اوست
 
 
                                      
عهد کردم اگر بوسه داد توبه کنم... بوسه ای داد  چو برداشت لب از روی لبم توبه کردم که دگر بوسه بی جا نکنم
 
تقدیم به آن نگاهی که تمام هستی و دلم فدای اوست : طلایی ترین روزها ، ارزانی نگاه مهربانت و بغل بغل گل مریم پیشکش قلب مهربانت...
 
 
الان هوا بارونیه شدید . باد می وزه شدید . من دوست دارم شدید . عاشق شدم شدید . دقیقا الان من یه ادم بی جنبه بارون ندیده ام شدید .
 
 
دنیا را برایت شاد شاد و شادی را برایت دنیا دنیا ارزومندم
 
 
بهترین لذت دنیا زمانیه که اصلا انتظارش رو نداری و زیباترین اونا دوست داشتن است . پس حالا که انتظارش رو نداری، دوستت دارم
 
 
بتاب خورشید من ، تا میتوانی بتاب بر زمین و آسمان . بدان من در سینه خورشیدی بس عظیم دارم ، بتاب خورشیدم، با تو هستم و با تو جان میگیرم
 
 
اینجا، آسمان از دل من تیره تر است . روزگارم ابری است . من اگر تنهایم، یاد تو با من هست! مهربانم، روزگار ابری است کاش این بار جای خورشید تو افتاب شوی!
 
رخ زیبای تو را خال زدم بر بدنم تا بماند یادگار بدنت در کفنم...
 
 
من به زیبایی چشمان تو غمگین ماندم وبه اندازه هر برق نگاهت به نگاهی نگران، تو به اندازه تمام تنهایی من شاد بمان
 
برای مردن افتادن از هیچ ارتفاعی لازم نیست ..
فقط کافیه که از چشمای تو بیفتم !
 
                                    
برای رسیدن به تو لحظه ها را سفر کردم، اما تو به اندازه فاصله ها از من دوری
 
هر چی عشقه با نگینش هر چی خوبه بهترینش آسمونا با زمینش همشون فدای تو
 
 
به صلیب سینه هایت ، به خماری نگاهت ، به غروب غم گرفته ، به تمام خواب هایت ، که در این جهان هستی ، گل من فقط تو هستی
 
 
یادته یه روز گفتی چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم؟ عکسشو بده جنازه شو تحویل بگیر! خودت بگو چی شد که امروز به جای جسدش کارت دعوت عروسی تون به دستم رسید
 
 
خدایا به هر که دوست می داری بیاموز که sms 15 تومن بیشتر نیست و به هر که بیشتر دوست می داری بیاموز که ارزش یک دوست بیش از 15 تومن است .
 
 
 
تنها تکیه گاهم بود ان که با اولین نسیم در هم شکست
 
 
 
دیروز ما زندگی را به بازی گرفته بودیم، امروز او ما را به بازی گرفته... اما فردا چه خواهد شد؟
 
 
                                     
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 19:53  توسط محمد | 
پیرمردی صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه
با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید .

عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین
درمانگاه رساندند .
پرستاران ابتدا زخم‌های پیرمرد را پانسمان
کردند. سپس به او گفتند: "باید
ازت عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و
شکستگی ندیده باشه"
پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به
عکسبرداری نیست .

پرستاران از او دلیل عجله‌اش را پرسیدند .
زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می‌روم
و صبحانه را با او
می‌خورم. نمی‌خواهم دیر شود !
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می‌دهیم.
پیرمرد با اندوه گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر
دارد. چیزی را متوجه
نخواهد شد! حتی مرا هم نمی‌شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی‌داند شما چه
کسی هستید، چرا هر روز صبح
برای صرف صبحانه پیش او می‌روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من
که می‌دانم او چه کسی است ...!
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 10:42  توسط محمد | 
سلام امیدوارم خوب باشید اخه من چی بگم بی معرفتا لااقل چند تا نظر بدید تا دل منم خوش باشه که دارم اینجا فعالیت میکنم

 

هرروز به پست خانه مي رفتم. آن جا همه مرا ميشناختند و ميدانستند كه منتظر نامه ي تو هستم ، به همين خاطر بود كه وقتي چشمشان به من مي افتاد ، دست از كار ميكشيدند و اظهار تاسف ميكردند كه هنوز نامه ات نرسيده است.
رفته رفته اتفاقي كه نبايد مي افتاد ،افتاد . تو در پست خانه مشهور شدي . حالا ديگر ماههاست كه به پست خانه نميروم چرا كه پست چي ها نديده عاشقت شده اند و مطمئنم اگر نامه اي هم بفرستي به دست من نمي رسد .
آن ها هر روز به خانه من مي آيند و از شكل و شمايل تو ميپرسند و اصرار ميكنند كه برايشان از تو بگويم . دوست دارند هر روز چيزهاي تازه اي از تو بدانند اما من ديگر گفتني ها را درباره تو گفته ام و حرف ناگفته اي درباره ي تو ندارم .
با اين همه تا آنها روياهايشان را از دست ندهند باز حتي به دروغ هم كه شده از تو ميگويم و ديگر در گفته هاي من رنگ چشمانت تغيير يافته ، نامت عوض شده و قد كشيده تر شده اي.خلاصه اينكه با شكل تازه ات بيچاره ام كرده اي.حالا تو بايد آن باشي كه آنها ميخواهند .
حالا بايد تو تغيير كني . لعنتي! تو بايد چشمهاي سبز داشته باشي.
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 8:58  توسط محمد | 

و مرد افتاده  بود

یکی  آواز داد: دلاور برخیز!

و مرد هم چنان  افتاده  بود

دوتن  آواز دادند: دلاور برخیز!

و مرد هم چنان  افتاده  بود

ده ها تن  و صدها تن  خروش  برآوردند: دلاور برخیز!

و مرد هم چنان  افتاده  بود

هزاران  تن  خروش  برآوردند: دلاور برخیز!

و مرد هم چنان  افتاده  بود

:تمامی  آن  سرزمینیان  گردآمده ، اشک ریزان  خروش برآوردند

 

!دلاور برخیز

 

و مرد به پای  برخاست

نخستین  کس  را بوسه ای  داد

و گام  در راه  نهاد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 13:45  توسط محمد | 
ترکه آشغال ميره تو چشماش سره ساعت 9 ميشينه دم در

تركه باباش ميميره هفتش خيلي شلوغ مي شه واسه چهلم بليط مي فروشه

لره تصميم ميگيره عمليات تروريستي بر ضد آمريكا انجام بده ، خودشو با كايت ميزنه به كاخ سفيد .............. آمار كه ميگيرن ميبينن 100 نفر كشته شدن .............. كه99نفر از خنده و 1 نفر هم خود يارو

در پي کاهش جمعيت پسران نسبت به دختران:
درخيابان:
دختر:جـــــــــووون! جيگرتــــــــــــــــو!
پسر: ايييييييييييش! گمشو!
دختر: شماره بدم زنگ مي‌زني؟!
پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم مي‌شي

اولين دوره المپيک لرها، موسوم به "لرمپيک" با رشته هاي زير آغاز شد:
- شناي با مانع، - کشتي پروانه، - پرش روي نيزه، - شيــــــــــرجه روي چمن، اسب سواري با سگ گله

يه روز يه تركه از يه پسره مي‌پرسه بچه كجايي؟ ميگه بچه امام حسين. تركه ميزنه زير گريه و پسره رو بغل مي‌كنه ميگه علي اصغر چه بزرگ شدي!

اندازه دو تا چشمام دوست دارم ( ارادت مند شما موش كور ) خيلي دوست دارم يه روزميام دنبالت ومي برمت جايي كه دست هيچكس بهت نرسه... قربانت....عزراييل..!!! اگر مي خواهيد زندگي جديدي داشته باشيد با ما تماس بگيريد ( سازمان بازيافت زباله) اگر خواهان مهاجرت به كانادا هستيد تا سبتامبر با ما تماس بگيريد . ""گروه غازهاي وحشي مهاجر""

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!

الو الو برج مراقبت موقعيت اضطراري اگه قلبتون جا داره اجازه ي فرود مي خوام


دستهايم بوي گل ميدادند مرا به جرم گل چيدن گرفتند اما کسي فکر نميکرد که شايد گلي کاشته باشم

هرگز متنفر نشو حتي از اون کسي که دوستش داشتي ولي حالا نداري 2) بسيار بخند حتي براي کسي که در بغلش گريه کردي 3) هميشه لبخند بزن حتي به کسي که ازش متنفري 4) نگران نباش حتي اگر ديدي دست رفيقت تو دست ديگريه ?) از ديگران کم انتظار داشته باش 6) ساده زندگي کن ?) دوست خوبي داشته باش چون تنها دوسته که برات l
- یه معتاده پیغامگیر میخره پیغام میزاره هشتم ولی خشتم

 بدبختي دنيا اين است که اشخاص نادان و کم هوش اعتماد عجيبي به خود دارند و اشخاص دانا و باهوش در شک و ترديد به سر مي برند

 دوست داشتن تمثيلی از نفس کشيدن من است، سزاواری من در زندگی، شايستگی‌ام در بودن! ... اگر سزا بود چنان در آغوش‌ش می‌فشردم که يکی گرديم، و در آن پيکر، نه من دلتنگ می‌شدم، نه او می‌گريخت

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي

کـــــــاش !!............ کاش مـی دانستیم زندگی کوتاست ... کاش از ثانیه ها و لحظه های زندگی لذت می بردیم کاش قلبــی رو برای شکستن انتخاب نمی کردیم کاش همه را دوست داشتیم ... کاش

يه بچه تركه از مامانش مي‌پرسه كه مامان شما چطوري بچه‌دار شديد؟ مامانه مي‌گه خوب پسرم من يه شب خواب بودم كه يك فرشته اومد و منو ماچ كرد بعد هم يه بچه به ما داد! پسره ميگه يعني اون .............. بابا هيچ اثري نداشت

 شركت نوكيا جهت رفاه مشتريان ايراني
گوشي جديدي عرضه نموده كه به هنگام تايپ اس ام اس
با فشار كليد 1 مينويسه " يه روز يه تركه"!

ترکه یه پری دریایی می بینه ازش خواستگاری می کنه پری دریاییه می گه:من که ادم نیستم ترکه می گه:حالا فکر کردی من ادمم؟!!!

 يه نصيحت: مواظب خودت باش !يه خواهش :اصلان عوض نشو!يه آرزو:فراموشم نکن!يه دروغ:ازت بدم مياد!يه حقيقت:دلم برات تنگ شده

 گويند غروب جاييست كه آسمان زمين را مي بوسد من امشب براي تو غروب مي كنم كجايي اي آسمان من
 
 
+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 19:59  توسط محمد | 

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزم

موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه .
واي چه قدر اينجا گرمه  !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 13:17  توسط محمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
درباره وبلاگ
سلام من(محمد) و مسعود(مسافر شب) هر دوتامون 21 ساله و از بچگی تا حالا همیشه با هم بودیم, که یه روز تصمیم به ساختن این وبلاگ گرفتیم تا برای شما مطالب جالب اس ام اس خفن عاشقانه سر کاری و... و داستان کوتاه اموزنده و جوک و هر چی که فکرش کنید بزاریم امیدوارم خوشتون بیاد و با نظراتتون مارو خوشحال کنید موفق و پیروز باشید.
sms jok dastan خانوادگی برای دختر پسر مامان بابا عمه خاله دائی عمو زن همسایه زن مرد مجرد متاهل بیوه شوهردار دختر بچه پسر بچه ترک فارس عرب اس ام اس دختر کش دختر ضایه کن پسر کش پسر ضایع کن و..... داریم.
برای 18 عید بهار ادمای عشقی رمانتیک مامانی تیتیش سوسول لات هم مطلب میزارم.
جک های رشتی ترکی ایرانی انگلیسی ابادانی وووووو احمدی نژاد بوش

پيوندهاي روزانه
دانلود كتاب هاي
داستان کوتاه و شعر و جوک
جدیدترین جوکها و عکسها
طنز جوک اس ام اس و.........
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
آرشيو موضوعي
اس ام اس و جوک
تصاویر جالب
اس ام اس و عکس
داستان کوتاه
مطلب جالب
نويسندگان
محمد
مسافر شب
رضا
پيوندها
دوقلوهای آبی
بزرگترین مرکز دانلود نرم افزار
Shz.IR
پاریز شعر (داداشی)
The SCARECROW
قلم ساده (ببینید ضرر نمیکنید)
فقط به خاطر تو
پیمان قلبها
افتنگو
50 سال موزيک ايرانيان در 30 دي وي دي تنها 25 تومن
نیایش
دنوش
مهربونی
مادر
سوگ یار
تو خوبي
نازی
روشنی من گل اب
گیتار
از همه چی از همه جا
عاشقانه ها
اعترافات یک ذهن خطرناک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

http://www.tehranwebs.ir/