X
تبلیغات
داستان کوتاه و آموزنده و اس ام اس باحال

داستان کوتاه و آموزنده و اس ام اس باحال
هر چی میخوای هست اگر هم نبود بگو بزارم جوک اس ام اس، داستان کوتاه ،مطالب جالب 
قالب وبلاگ
نويسندگان
دوستانی که میخوان بیشتر منو بشناسن خوشحال میشم به فیس من بیان یه با ایمیل با من در تماس باشن .

Face : https://www.facebook.com/mohammad.hosseiny

EMail : pariz.boy@gmail.com

[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 8:9 ] [ محمد ]

اﯾﻦ ﭘﺴﺖ ﻣﺨﺎﻃﺐ

ﺧﺎﺻﺼﺼﺼﺼﺼﺼﺺ ﺩﺍﺭﻩ

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ﭘﺲ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ 2 ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﺁﺷﻨﺎﯾﯿﻤﻮﻥ ...

وابستگی ﺷﺪﯾﺪﯼ ﺑﻬﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ

ﺩﺭﺳﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﺎﻫﯽ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮﻧﻤﯿﺒﯿﻨﻤﺖ

ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺪﻭﻧﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﻪ ﺑﺎﺭﻡ

ﭼﻄﻮﺭ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺗﻢ

ﭘﺲ ﺗﺮﮐﻢ ﻧﮑﻦ ...

ﺗﻮ ﺣﻖ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯽ...

ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ...

*ﯾﺎﺭﺍﻧﻪ*

عمه مریض دارم بش رحم کنید پیره!!

به روح هم اعتقادی ندارم!!!!!!!!!

[ سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 ] [ 12:12 ] [ محمد ]
 
اﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﻣﺘﺮﻭ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺍﻭﻣﺪ ﮔﻔﺖ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﻗﺎ ﺷﺎﺭﮊ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﻢ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻩ
ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺑﺎ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺘﻮﻥ ﯾﻪ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﮕﯿﺮﻡ ...؟
ﻣﻨﻢ ﺣﺲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﻭﺳﺘﯿﻢ ﮔﻞ ﮐﺮﺩ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺭﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ ...
ﺑﻌﺪ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﺻﺪﺍﯼ ﺯﻧﮓ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﻣﯿﺂﺩ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﯿﻔﺶ ﯾﻪ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﺩﺭﻭﺭﺩ
ﯾﻪ ﭼﺸﻤﮏ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺯﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ
ﺑﺎﻭ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺁﺧﻪ ﺑﻪ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﻧﻤﯿﺰﻧﻦ ...
ﻭﺍﻻﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ!!
 
 ======Www.sms4sms.iR=======
 
یعنی این روغنی که از لقمه کوکو میریزه تو دست ادم از دمپایی خیس دستشویی دردناک تره
 
 ======Www.sms4sms.iR=======
 
دقت کردین اونایی که میخوان برن دندون پزشکی۶-۷ برابر از قبل بیشتر مسواک میزنن که نشون بدن دندوناشون تمیزه !؟
 
 ======Www.sms4sms.iR=======
 
یا دقت کردید !یه مغز گردو میخوری اندازه ۳ تا مغز گردو لا دندونت گیر میکنه؟!
 
 ======Www.sms4sms.iR=======
 
یارو پدرش تو بستر مرگ بوده می گه بیا بشین کنارم کارت دارم
بعد یه چوب می ده دست پسرش. پسره هم که می خواسته ذکاوتش رو نشون بده قبل از حرف زدن پدرش چوب رو می شکنه. پدره سکته می کنه درجا می میره.
مامانش می گه خاک تو سرت اینساز  نی از هفت نسل قبل دست به دست به پدرت رسیده بود!
 
 ======Www.sms4sms.iR=======
 
 محبت کردن به بعضی ها مثل آب دادن به گل مصنوعیه...
 
 ======Www.sms4sms.iR=======
 
گاهی به بعضـــــیا باید گفت : عزیزم اگه برام بـــزرگ شده بودی ، فقط به خاطر خطـــای دیــدم بود !
 
 ======Www.sms4sms.iR=======
 
یه سوال داشتم. این چیتوز که نوشته رو چیپسش با طعم نمک دریایی
یعنی قبلا نمک هوایی میریخته؟ زمینی؟ زیرزمینی؟ زیر دریایی؟ مسئولین توضیح بدن
 
 ======Www.sms4sms.iR=======
 
دقت کردین اول صبحی که خوابالو سوار تاکسی می شی
این مجریان رادیو چقدر سرحال و پر انرژی ان؟ آدم دوس داره بگیره بزنتشون!
 
 ======Www.sms4sms.iR=======
 
خب دیگه... مهرم گذشت
چشم رو هم بزارید امتحاناست   
خخخخخخخ من که درسم تموم شد دیگه!!!
 
 ======Www.sms4sms.iR=======
 
 ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﺮﺷﯽ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻩ
ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺩﻣﭙﺎﯾﯽ ﻫﺎﯼ ﺣﻤﻮﻡ ﺑﻘﯿﻪ ﭼﯿﺰﺍ ﺭﻭ ﺳﺎﻃﻮﺭﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺗﻮﺵ!
 
 ======Www.sms4sms.iR=======
 
واحدهای پولی ایران :
.
ریال ، تومان ، چسب زخم ، رنگارنگ ، آدامس خرسی و خورده ندارم !
 
 ======Www.sms4sms.iR=======
 
ما یه بار گازمون قطع بود
مجبور شدیم سماور رو عصبانی کنیم که جوش بیاره، بعد چایی خوردیم!

 
=======Www.sms4sms.iR=======
 
 این آهنگ معروفه هست که جیپسی کینگ خونده، توش می گه:
آمامیو و فلان، یک کلمه اش رو هم نمی فهمم چی می گه
اما به خدا راست میگه، دنیا خیلی نامرده
 
=======Www.sms4sms.iR=======
 
ﺩﺧﺘﺮ داییم ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ:
ﭼﺮﺍ ADSL ﻣﻦ ﻧﯿﻤﯿﺮﻩ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ؟ ﺑﺶ ﻣﯿﮕﻢ: ﮐﺪﻭﻡ ﭼﺮﺍﻏﺎ ﺭﻭﺷﻨﻪ؟
ﻣﯿﮕﻪ: ﭼﺮﺍﻍ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﻭ ﻣﻬﺘﺎﺑﯽ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ... خدااااااا
 
=======Www.sms4sms.iR=======
 
از کودک فال فروشی پرسیدم چه میکنی؟
گفت مگه کوری دارم فال میفروشم
 
=======Www.sms4sms.iR=======
 
 بیشعور انقد نیست!!
نمیخواد زیاد دقت کنی، فقط بدون حرف سنگینیه !!!!!
 
=======Www.sms4sms.iR=======
 
امروز ۲ نفر بخاطره من دعواشون شده بود
ﻫﺮﺩﻭﺷﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻦ ﻣﻨﻮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ
ﺍﺻﻦ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﻡ ﺟﻤﻊ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﻣﻬﻢ ﺑﺎﺷﻢ 
ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻋﻮﺍ ﺑﯿﻦ ۲ ﺗﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩ…
ﻭﺍسم اصلا مهم نیست
 
=======Www.sms4sms.iR=======
 
من دیگه عادت کردم که بعضیا به سوراخ میگن سولاخ
یا به قفل میگن قلف، یا به سطل میگن سلط!
اما امروز دچار نوسان مغزی شدم، وقتی یکی به کرفس گفت گَلَبـز!
 
=======Www.sms4sms.iR=======
 
یه مرز باریکى هست بین رُک بودن و بى شعورى، که متأسفانه همه با افتخار ردش میکنن...!
 
=======Www.sms4sms.iR=======
 
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻃﺮﻑ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺑﻮﺩﻩ
ﻭﺍﺳﻪ ﮔﻮﺷﯿﺶ ﻗﻔﻞ ﺗﺼﻮﯾﺮﯼ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ
ﺑﺪﻭﻥ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﻗﻔﻠﺶ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯿﺸﺪﻩ!
 
=======Www.sms4sms.iR=======
 
مورد هم داشتیم:
طرف عینِ سگ از سوسک میترسه، بعد رفته اژدها تاتو کرده!
 
=======Www.sms4sms.iR=======
 
من اگه انقدی پولدار شم که پول دیه یه نفرُ بتونم تقبل کنم
اولین نفری که بگه پول خوشبختی نمیاره رو می‌کشم دیه شُ میدم
 
=======Www.sms4sms.iR=======
 
امروز پشه هه اومد ازم خدافظی کرد گفت:
حلالمون کن هوا سرد شده داریم میریم از اینجا! 
 
[ سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 ] [ 11:5 ] [ محمد ]
مثل ماهی پر ویتامین
مثل سبزه پر از کلروفیل
مثل سمنو پر از قند
مثل سنبل پر ازرنگ
مثل سیب پر از خاصیت
و مثل سکه پر از قیمت هستم!
می‎دونم ریا میشه! ولی اینا خصوصیات شخصی بنده بود! فرستادم تا در جریان باشید.
سال نو مبارک
**
دنیایی بدون حسرت
آخرتی شاد
و شادی مستدام دنیوی را برایتان آرزومندم
هر روزتان نوروز
نوروزتان پیروز
**
سلامتیسعادتسیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
این باکلاس ترین هفت‎ سین موجود تو بازار بود!
خدمت شما
سال نو هم مبارک
**
۱۲ ماه برابر با ۵۲ هفته برابر با ۳۶۵ روز برابر با ۸۷۶۰ ساعت و برابر با ۵۲۵۶۰۰۰ دقیقه و برابر با ۳۱۵۳۰۰۰ ثانیه گذشت.
گذشته‎ها گذشته
۱۲ ماه برابر با ۵۲ هفته برابر با ۳۶۵ روز برابر با ۸۷۶۰ ساعت و برابر با ۵۲۵۶۰۰۰ دقیقه و برابر با ۳۱۵۳۰۰۰ ثانیه‎ای باش که تو راهه
سال نو از همین الان مبارک باد
**
من که می‎دونم دم عید باز پیامک‎ها ایراد پیدا می‎کنه و نمی‎رسه به مقصد، خوب چه کاریه؟! از همین حالا عیدتون مبارک باشه!
',',',' Www.sms4sms.iR ',',','
پیامک جمعی از دانشجویان ایرانی به سران رژیم صهیونیستی:
پیامک زدیم تا یادآوری کنیم: فردا سال نو می‎شه. کم‌کم باید از خواب زمستونی بیدار بشین، دست و صورتتون رو بشورین، چشماتون رو باز کنین، ایران رو تهدید نکنین و کلاً آدم بشین!
**مثل ماهی زندهمثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش هستم!
این پیامک فقط محض یادآوری و از روی شکسته نفسی بود، همین!
****
خواستم اعترافی کرده باشم، اعترافی که برای هر کسی نمی‎توان بیانش کرد! متأسفانه روسیاهی زمستانی که رفت، بر چهره من مانده، راستش زیاد هم از این موضوع خجالت نمی‎کشم!..
.
.
.
ارادتمند، حاجی فیروز!
',',',' Www.sms4sms.iR ',',','
به مناسبت نزدیکی سال تحویل و خانه تکانی، لطفاً فراموش نفرمایید، اگر خانه دلمان را از یاد غیر خدا خانه‌تکانی نشود، شدیداً ول معطلیم.
',',',' Www.sms4sms.iR ',',','
سلام! این ماهی‎های قرمز پیش شما امانت، از سوم عید به اون طرف که حقوق و عیدی‎تون تموم شد؛ دونه دونه کباب کرده و میل بفرمایید!***یک عالمه عطر بید، تقدیم تو باد
تبریک بسی شدید، تقدیم تو باد
تنها دل و قلوه‎ایست دارایی ما
ااین هم، دم صبح عید، تقدیم تو باد
[ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 ] [ 14:42 ] [ محمد ]
چند وقت پیش یه شب ، داشتم میخوابیدم که یهو یه پشه اومد صاف نشست
نوک دماغم !
یه نیگا بهش انداختمو گفتم : سلام
گفت : علیک ..
گفتم : چیه؟
گفت: میخوام نیشت بزنم
گفتم : بیخیال ... این دفه رو کوتا بیا
گفت: تو بمیری راه نداره . گشنمه .
گفتم : الان میتونم با مشتم لهت کنم .
گفت : خودتم میدونی که تا بیای بزنی جا خالی دادمو مشتت میخوره وسط دماغت !
....
به نظر حرفش منطقی میومد !
گفتم : خیلی پستی
..ی دفه آهی بلند از ته دلش کشید و ساکت شد ...
گفتم چی شد؟؟
گفت : حاضری ؟
گفتم: تا جوابمو ندی نمیذارم بزنی ...

وقتی اصرارمو دید . دستمو گرفت و گفت : دنبالم بیا
گفتم کجا؟؟؟
گفت: مگه نمیخای جواب سوالتو بدونی ؟پس هیچ نگوو و دنبالم بیا
...ازجام بلند شدم و باهمدیگه راه افتادیم و رفتیم رفتیم و بازهم رفتیم...

گفت: هنوزم اصرار داری بدونی یا همینجا کارو تموم کنم ؟؟
گفتم : اینهمه راه اومدم تا جواب سوالمو بگیرم ... بریم
یهو یه لبخند زد و با دست زد به پشتم و گفت: این پشتکارته که
منو کشته !

راستش از شما چه پنهون ،یه جورایی ازش خوشم اومده بود .
به این فکر میکردم که اونقدا هم بچه بدی نیس !
تو این فکرا بودم که یهو گفت : آهااای آق پسر .ریسیدیم !
گفتم : خب
گفت :خب که خب .
گفتم : زهر مااار ..پس جواب سوالم چی شد؟؟
یهو دیدم اشک تو چشماش حلقه زد و سرشو انداخت پایین !
گفتم :چیه ؟
گفت : این سوراخو که میبینی توش زنو بچم زندگی میکنه !
اونشبی که یه پیف پاف خالی کردی تو اتاقت یادت میاد ، لعنتی؟؟
گفتم : آرره .چطور ؟؟
گفت: زن من اونشب اومده بود تو اتاقت . ولی توئه نامرررد با اون زهرماری
که به خوردش دادی اونو افلیج کردی . الان من موندم و 70 ، 80 تا بچه قد و نیم قد و یه زن افلیج !!
اونم به این خاطرکه توئه لعنتی حاضر نبودی یه چیکه ازون خونتو به ما بدی !!

......................................
سکوت سنگینی بینمون برقرار شد !
بغضی تلخ داشت گلومو فشار میداد . راسشو بخاید دیگه طاقت نیووردمو زدم زیر گریه ........
....................
از فردای اونشب ما باهم شدیم عین دوتا دوست خوب .
هرشب میاد پیشمو تا دلش میخاد میذارم خون بخوره .
راستش خودش حد و حدودشو میدونه و هیچوقت سواستفاده نمیکنه !
حال زنشم خدارو شکر روز به روز داره بهتر و بهتر میشه !
تا اینکه دیشب دیدم دوتایی با زنش که یه عصا زیر بغلش داشت
اومدن پیشم ..
جای همگی خالی ..
دوتاییشون نشستن رو دماغم و گفتن : بزنیم ؟؟
منم خندیدمو گفتم :
هرچقد دلتون میخاید بزنید .خوش باشید ...

یعنی تا آخر نشستی خوندی ؟

عمه ی مریضی دارم مراعاتشو کنید :دی

[ سه شنبه بیستم اسفند 1392 ] [ 21:29 ] [ محمد ]

سفال

سیمان

سقف کاذب

سنگ

سایت پلان

سکشن

ستون

هفت سین فقط عمرانیش…

پیشاپیش نوروز بر بچه های عمران مبارک

 

*.*.*.*. Www.sms4sms.iR *.*.*.*.



 

سیم خاردار

سیمینوف

سنگر

سر نیزه

سان

سلسله مراتب

سپاس جناب‏!‏

اینم از هفت سین سربازها…

پیشاپیش نوروز بر همه سربازان مبارک

 

*.*.*.*. Www.sms4sms.iR *.*.*.*.



 

smiling =خندان

soft heart = خوش قلبی

seemly = شایسته

stunning = بسیار خوب

so lovely = بسیار دوست داشتنی

sonsy = خوشبخت

successful = موفقیت آمیز

اینم هفت سین بچه های مترجمی زبان، سال نو مبارک!

 

*.*.*.*. Www.sms4sms.iR *.*.*.*.



 

سفته

سوء قصد

سرقت

سوگند

سیاست

سند

سبب اقوا از مباشر‏‏
اینم

هفت سین حقوقی ها ،سال نو پیشاپیش مبارک

 

*.*.*.*. Www.sms4sms.iR *.*.*.*.



 

سی

سی پلاس پلاس

سی شارپ

ساختمان داده

ساختمان گسسته

سیستم عامل

سیستم های خبره

اینم هفت سین برو بچ کامپیوتری … عید نوروز همه مهندسای عزیز مبارک

 

*.*.*.*. Www.sms4sms.iR *.*.*.*.



 

سرمایه گذاری

سیمپلکس

سطوح مدیریت

سازمان

سلسله مراتب

سوبسید

سیستم مدیریت

اینم از هفت سین بچه های مدیریت

عید همگی مبارک

 

*.*.*.*. Www.sms4sms.iR *.*.*.*.



 

سوسک

ساس

سوسمار

سگ

سار

سمندر

سن.

این هم یه هفت سین حیونی.

سال اسب مبارک

 

*.*.*.*. Www.sms4sms.iR *.*.*.*.



 

سیلندر

سوپاپ

سلونوئید

سیکل استرلینگ

سنسور

سوپر شارژ

سرسیلندر

اینم از هفت سین بچه های بامعرفت مکانیک..

عیدتون مبارک !!

[ دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 ] [ 10:15 ] [ محمد ]
هنوز چند هفته ای به آمدن سال جدید مانده اما امروز راننده ای در جواب من که پرسیده بودم چرا خیابان ها اینقدر شلوغ تر شده ،گفت: روزهای آخر سال است دیگر! وقتی به سمت خانه مان می رفتم ،از مقابل مغازه ی لوازم التحریری عبور کردم که پشت شیشه ی آن نوشته شده بود:تقویم 93 رسید.دیگر باورم شد که باید به زودی با سال 92 خداحافظی کنیم .آنقدر زود گذشت که باورم نمی شود.یک سال دیگر باهم بودیم ،زیر یک سقف ،در یک چهاردیواری ودر یک خانه.امسال که تمام شود من و تو 365 روز دیگر را باهم سپری کرده ایم.سیصد و شصت و پنج طلوع و غروب را دیده ایم .یک بهارو یک تابستان ویک پاییز و یک زمستان دیگر را هم پشت سر گذاشته ایم و دفتر عمر باهم بودنمان به اندازه ی یکسال از خاطرات خوب و بد،پر شده است.


به خانه که رسیدم ،دستم چند شاخه گل بود، احساس می کردم دلتنگ بر گشتن تو هستم اما چند ساعتی به آمدنت باقی مانده است.


نگاهی به اطراف می اندازم.خانه مان را گرد وغبار گرفته. خوب است که به بهانه ی بهار ،رسم خانه تکانی هنوز به قوت خود باقیست .دلم می خواهد چیزی را تغییر دهم؛ نه، دلم می خواهد چیزهایی را تغییر دهم.مثلا پرده ها،مبل ها،ظرف ها وشاید هم خودم...


دلم از وسایل تکراری پر است، حس می کنم ،تقصیر وسایل تکراری خانه مان است که گذر روزها را نمی فهمیم.شاید مقصر این ها هستند که صبح ها سراسیمه می رویم و شبها خسته بر می گردیم.به در و دیوار خانه نگاه می کنم،مقابل آینه می روم و خود را خوب برانداز می کنم ، سری به قلبم می زنم که ازعشق تو لبریز است،امروز چند برابر چنین روزی در بهمن ماه سال 91 تو را دوست دارم اما گرفتاری های زندگی فرصت نمی دهد ،به تو بگویم. عقربه ها آنقدر با عجله به دنبال هم می دوند و روزها سپری می شوند و من هر روز را به امید فردایی می گذرانم که تو بتوانی زودتر به خانه بیایی،من کمتر خسته باشم،شرایط مساعد تر باشد تا بگویم چقدر از زندگی کنار تو راضی هستم.باورم نمی شود که امسال هم در حال تمام شدن است و هنوز حرف هایم را نگفته ام.واقعا مقصر کیست یا چیست؟من ، تو و یا این خانه که تکراری شده،کارهیی که تمام شدنی نیستند و خاکی که بر روی قاب عکس هایمان نشسته؟


نمی خواهم امسال تمام شود و من هنوز حرف هایم را به تو نگفته باشم.دستمالی بر می دارم و با دقت عکس مشترکمان را تمیز می کنم.گل هایی که سر راه خریده بودم را داخل گلدانی می گذارم .لباس زیبایی می پوشم ؛همان رنگ مورد علاقه ی تو و جای چند وسیله را با هم عوض می کنم. روی مبل می نشینم و به ساعت نگاه می کنم.چشمم به پوشه ی کارهایی می افتد که از اداره آورده ام و باید تا فردا انجام دهم،پوشه را بر می دارم ،جایی می گذارم که در مقابل چشمانم نباشد تا دوباره زمان با هم بودنمان را صرف کارهای دیگر نکنم.بگذار فردا رییس از من تعریف نکند،بگذار کارمند نمونه نباشم.می خواهم برایت و برای زندگی مان وقت بگذارم.آمدن سال جدید بهانه ای بود تا به من یادآوری کند ،روزها می گذرند،فرصت زیادی برای با هم بودن و گفتن حرف هایی که در دلمان مانده ،نداریم .امسال در حال تمام شدن است،کاش همانقدر که دنبال تغییر ِ در و دیوار خانه مان هستیم ، حال و هوای آن را هم عوض کنیم.

[ شنبه دهم اسفند 1392 ] [ 20:27 ] [ محمد ]
می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی. روز عشق ایرانی مبارک

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥


تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند. سپندارمذگان، روز عشق ایرانی ها مبارک

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

مهم نیست ولنتاین یا سپندار مذگان

هر دوبهانه اند برای اینکه به تو بگویم دوستت دارم … عشق من

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

واسه روز عشق دوتا ستاره تقدیمت می کنم

یه ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسه

یه ستاره پر امید واسه هر کی تو رو دید

سپندار مذگان مبارک

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

ای کاش که معشوق ز عاشق طلب جان می کرد، تا که هر بی سرو پایی نشود یار کسی !!!

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

میدونی روز عشق یعنی چی؟ یعنی اینکه یه عاشق واقعی باید به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه

عاشقتم تا همیشه سپندار مذگان مبارک

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

امیدوارم خرس زیبایی ها همیشه تو غار چشمات خونه کنه روز عشق مبارک عزیزم

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی . اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی. اگه شمع بودی روشن ترین بودی و تا زمانی که دوست منی عزیز ترینی

سپندار مذگان مبارک

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

امروز روز سپاس گذاری از خداوند است

زیرا که عشق را آفرید تا یادمان باشد کسی هست برای عاشق بودن

تا با تمام وجود به او بگوییم

عشق من روزت مبارک

بی بهانه دوستت دارم

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

سلام درسته که نشد برات هدیه و قلب و شکلات بخرم اما این اس ام اس رو برات بفرستادم تا بدونی همیشه دوست دارم

سپندار مذگان مبارک

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

سپندار مذگان روز دلباختگان ایرانی بر تو ای ایرانی عاشق مبارک باد

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

میخواهم به یاد آوری چقدر به هم نزدیک هستیم

حتی با وجود فرسنگها فاصله چقدر به من نزدیکی

میخواهم بدانی در این روز بزرگ سپندارمذگان به تو فکر میکنم

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

می دانی که من هر روز، با تو بودن را جشن می گیرم. خواهشی از تو دارم… بیا عشق مان را “سپندار مذگان ” هم جشن بگیریم.

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

عزیزم با تو هر روز روز عشق است

سپندار مذگان روز عشق ایرانی بر تو مبارک

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

اگر اجدادمان میدانستند روزی خواهد امد که عاشقی چون من بیقرارت است به جای سپندار مذگان روز آشنایی من و تو راروز عشق می نامیدند

سپندار مذگان مبارک

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

ای کاش هر روز ولنتاین و سپندارمذگان بود نه به خاطر هدیه هایش به خاطر اینکه یادمان باشد که عاشقیم

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

سپندارمذگان خجسته باد دوست من این دوستی برای من همانند گنج است و بهترین شادی ها را به من هدیه میدهد

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

برای سپاس تمام مهربانیهایت روز سپندارمذگان را برگزیدم تا بگویم

برای تمام شادیهایی که با حضورت در قلبم

من هدیه کردی سپاسگذارم

روز عشاق ایرانی مبارک

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

هیچ چیز تو را ناراحت نکند فقط شادی ها تو را احاطه کند دوستانت عاشقت باشند لطف خدا با تو باشد

اینها آرزوهایم برای تو در روز سپندارمذگان است

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

پارسال این روزا برامون پر بود از عطر شکلات و کادوو عروسک و شمع …اما امسال نمیدونم روز عشق رو با کی جشن میگیری

.

.

.

هر جا و با هر کسی باشی دوستت دارم سپندار مذگان مبارک

 

♥♥♥♥♥♥♥Www.sms4sms.iR♥♥♥♥♥♥♥

 

جشن «سپندارمذگان» یا «اسفندگان»، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مرد گیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران» (=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی بکار رفته است.

[ چهارشنبه سی ام بهمن 1392 ] [ 17:40 ] [ محمد ]

کاش دنیا

یک بار هم که شده

بازیش را به ما می باخت

مگر چه لذتی دارد

این بردهای تکراری برایش؟!

 

******Www.Sms4smS.iR******

 

چشمان ِ تو

آیه هایی آسمانـی اند

که پیامبری سر به هوا

سالهاست گمشان کرده است …

 

******Www.Sms4smS.iR******

 

دیوانگی می خواهد

وقتی نمی دانم

کجای خواب هایم

دوستت دارم هایت را

با بوسه ای نثارم کردی

که در تمام بیداریم خراب توام …

 

******Www.Sms4smS.iR******

 

چیزی در سینه ام

به شکلی بد خیم

تو را می خواهد…

 

******Www.Sms4smS.iR******

 

تــــقـصـیـر ِ خــودم بـود

کــه عـــــــــــاشــقـت شــدم

وگـــرنـه

هـیـــچ آدم ِ عــاقـلـی

دل بــــه فــــرشــــتــــه نـــمـی بـنـدد…

 

******Www.Sms4smS.iR******

 

می نویسم دفتری با اشک و آه

در شبی تاریک و غمگین و سیاه

می نویسم خاطرات از روی درد

تا بدانی دوریت با من چه کرد

 

******Www.Sms4smS.iR******

 

زین شاخه به آن شاخه پریدن ممنوع!

در ذهن به جز تو آفریدن ممنوع!

غیر از تو ورود دیگران در قلبم

عمرا ابدا هیچ اکیدا ممنوع!

 

******Www.Sms4smS.iR******

 

آب و هوای دلم آن قدر بارانیست که رخت های دلتنگی ام را مجالی برای خشک شدن نیست. این گونه است که دلم برایت همیشه تنگ است…

 

******Www.Sms4smS.iR******

 

هر کسی برای خودش خیابانی دارد…

کوچه ای…

کافی شاپی..

و شاید عطری…

که بعد از سالها… خاطراتش گلویش را چنگ میزند!

 

******Www.Sms4smS.iR******

 

به پایان رسیده ام اما نقطه نمی گذارم …

یک ویرگول میگذارم ،

این هم امیدیست ، شاید که برگردی …

 

******Www.Sms4smS.iR******

 

نوازشگر خوبي نبودي

سفيد شده تار مويي رو که ميگفتي با دنيا عوضش نميکني!

 

******Www.Sms4smS.iR******

 

به لبهایم قفل زدم درباره عشق تو

به کسی چیزی نگویم

شاید روزی خودت

آدم شوی….

[ سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 ] [ 13:13 ] [ محمد ]

عمری با غم عشقت نشستم
به تو پیوستم واز خود گسستم
ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود
تو را دیدم. پرستیدم . شکستم
( ولنتاین مبارک )
 


 
هر قطره اشک نشان دل شکستگی است، هر سکوت نشان تنهایی است، هر لبخند نشان مهربانی است، هر پیام نشانی از دلتنگی من برای توست
 


 
میدونی ولنتاین یعنی چی ؟ یعنی اینكه یادمون باشه یه عاشق واقعی باید فقط به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه
( ولنتاین مبارک )
 
 

 من رسم دوستی ام مثل نان نیست
که گرمش سر سفره دل باشد
و سردش سهم نمکی
چه گرمای حضورت و چه سرمای نبودنت را دوست دارم
 ( ولنتاین مبارک )
 


 
چو قلب شب تاریک تنهایی هایم دوستت دارم
چو بامداد خوش دوستت دارم
به یاد تو و یادهایت شب نشستم بیدار
چه خواب باشم چه بیدار باشم دوستت دارم
 


 
با تو بودن برایم عادتی ساخت که بی تو بودن را هرگز نتوانم
ولنتاین مبارک
 


 
تو را در مثنوی پیدا نکردم / حضور دیگری پیدا نکردم
سرودم هر غزل تنها بودی برایت ثانوی پیدا نکردم . . .
( ولنتاین مبارک )
 


 
رنگ دلم پریده،عطر بهار میخواد دلم،عطر و بوی نسترنهای بهار،پیچیده بدجور تو دلم،باز زمستون و سرمای دل،تنگ شده دل برای دل،کی میاد باز بهار بوی زندگی،بوی عشق و، عطرو شمیم زندگی.
 
 

 
این چیست که چون دلهره افتاده به جانم
حال همه خوب است ، من اما نگرانم
ای عشق ! مرا بیشتر از پیش بمیران
آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم
 


 
قاب عكستو زدم جای ساعت دیواری
از اون موقع به بعد تو شدی تمومه لحظه هام . . .
 ( ولنتاین مبارک )
 



تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد ، دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند
 



ولنتاین مبارک ، همراه یک بغل گل رز ، یک سبد ستاره و یک دنیا آرزوی شادباش
 


 
شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش: من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به امیدی که تو فانوس شب من باشی
( ولنتاین مبارک )
 



آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت ، عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت . روز ولنتاین مبارک
 


 
وقــتی کنـــارمــی
جــــایــی بــرای ِ هیــچ شتـابـی نـیست
مقــــصـد
همـــــین حضــــــور ِ مـــن و تــــوسـت . . .
 



می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی
اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی ...ولنتاین مبارک
 


 
یادم بنداز تو روز ولنتاین قلبمو بهت هدیه بدم اما به شرط اینكه مواظبش باشی ، نه به خاطر اینكه قلب منه ، نه ، به خاطر اینكه تو توشی ...
 


 
بهترین لحظه، لحظه ایست که فکر کنی فراموشت کردم، بعد ۱ اس‌ام اس از طرف من بیاد که توش نوشته میمیرم برات ! ولنتاینت مبارک !

[ دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 ] [ 12:5 ] [ محمد ]

به هنگام اشغال روسیه توسط ناپلئون دسته ای از سربازان وی ، درگیر جنگ شدیدی در یکی از شهر های کوچک آن سرزمین زمستان های بی پایان بودند که ناپلئون به طور تصادفی ، از سربازان خود جدا افتاد .

گروهی از قزاق های روس، ناپلئون را شناسایی کرده و تا انتهای یک خیابان پیچ در پیچ او را تعقیب کردند . ناپلئون برای نجات جان خود به مغازه ی پوست فروشی ، در انتهای کوچه ی بن بستی پناه برد . او واردمغازه شد و نفس نفس زنان و التماس کنان فریاد زد : خواهش می کنم جان من در خطر است ، نجاتم دهید . کجا می توانم پنهان شوم ؟

پوست فروش پاسخ داد عجله کنید . اون گوشه زیر اون پوست ها قایم شوید و ناپلئون را زیر انبوهی از پوست ها پنهان کرد . پس از این کار بلا فاصله قزاق های روسی از راه رسیدند و فریاد زدند : او کجاست ؟ ما دیدیم که وارد این مغازه شد . علی رغم اعتراض پوست فروش قزاق ها تمام مغازه را گشتند ولی او را پیدا نکردند و با نا امیدی از آنجا رفتند. مدتی بعد ناپلئون از زیر پوست ها بیرون خزید و درست در همان لحظه سربازان او از راه رسیدند 

پوست فروش به طرف ناپلئون برگشت و پرسید : باید ببخشید که از مرد بزرگی چون شما چنین سوالی می کنم اما واقعا می خواستم بدونم که زیر آن پوست ها با اطلاع از این که شاید آخرین لحظات زندگی تان باشد چه احساسی داشتید ؟

ناپلئون تا حد امکان قامتش را راست کرد و خشمگینانه فریاد کشید : با چه جراتی از من یعنی اپراطور فرانسه چنین سوالی می پرسی؟

محافظین این مرد گستاخ را بیرون ببرید، چشم هایش را بسته و اعدامش کنید. خود من شخصا فرمان آتش را صادر می کنم .

سربازان پوست فروش بخت برگشته را به زور بیرون برده و در کنار دیوار با چشم های بسته قرار دادند . مرد بیچاره چیزی نمیدید ولی صدای صف آرایی سربازان و تفنگ های آنان که برای شلیک آماده می شدند را می شنید و به وضوح لرزش زانوان خود را حس می کرد . سپس صدای ناپلئون را شنید که گلویش را صاف کرد و با خونسردی گفت : آماده ..... هدف .....

با اطمینان از این که لحظاتی دیگر این احساسات را هم نخواهد داشت، احساس عجیبی سراسر وجودش را فرا گرفت و به صورت قطرات اشکی از گونه هایش سرازیر شد. سکوتی طولانی و سپس صدای قدم هایی که به سویش روانه میشد... ناگهان چشم بند او باز شد. او که از تابش یکباره ی آفتاب قدرت دید کاملی نداشت ، در مقابل خود چشمان نافذ ناپلئون را دید که ژرف و پر نفوذ به چشمان او می نگریست.

سپس ناپلئون به آرامی گفت : حالا فهمیدی که چه احساسی داشتم؟

[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 23:44 ] [ محمد ]
نوشته : عبدالله خسروی (پسرزاگرس)
سلام پسر .. نمیگویم پسرم چون هیچ فرزندی با مادری که باغم و رنج و خون دل خوردن او را تنهایی بزرگ کرده اینجوری رفتار نمیکرد ... ساعت از یازده شب گذشته و من روی تختم به گذشته پر از دردم فکر میکنم .. از وقتی برای دلخوشی همسرت و راحتی خودت از دست غرغرهای یک پیرزن مرا در خانه سالمندان رها کردی برایم فرصتی شد که در بیکسی وتنهایی به زندگی گذشته ام فکر کنم ...حال قلم دست گرفته ام ومیخواهم گذشته ام را مثل یک وصیت نامه برایت بنویسم تا اگر روزی بدستت رسید بدانی مادرت چگونه زندگی کرد...
کودک بودی وتازه راه رفتن را آموخته بودی که پدرت ما را تنها گذاشت ورفت ...از آنجا که من وپدرت بخاطر عشق به هم قید خانواده هایمان را زده بودیم وباهم از شهر خودمان کوچ کرده بودیم دیگر کسی را نداشتیم که ما را حمایت کند .. تصمیم گرفتم روی خوشبختی خودم را سیاه کنم تا تو را در آینده خوشبخت ببینم ... زنی ناتوان وضعیف بودم کمر مردانه بستم وبه هر دری زدم تا زندگی را بچرخانم ... ناگوار وتلخ است سینه ای مالامال از دردهای پنهان و حقایقی تلخ داشته باشی ولی نتوانی اونا را برای همه فاش کنی .. شب های زیادی را با غم صبح کردم و روزهای زیادی را با رنج شب کردم...زندگیم بسی رنج آور وتلخ بود...بارها به اجبار خنده های مصنوعی بر لب داشتم و دزدکی با اشک بازی میکردم ...مادرت خنده هایش تلخ تر از گریه دیگران بود ...برای بزرگ شدن تو سالها بر هرکس وناکس لبخند زدم ...اینگونه پیر وناتوان و زشت نبودم .. برنا بودم وزیبا ... رد نگاه هرزه زیادی را میان خیابانها و کوچه های این شهر درنده گم کردم ... بخاطر تو خودم را بارها کوچک و خوار کردم ... در هر خانه ای یک شغل عوض کردم ..یکروز رخت شور ، یکروز پرستار بچه ، نظافتچی خانه های بالای شهر و ...با رویای خوش قد کشیدن تو رنج کشیدم و شکوه نکردم .... درد کشیدم و ناله نکردم ...تحقیر شدم وسکوت کردم ... به خیال خوش اون روزهای تلخ داشتم نهالی را بزرگ میکردم که در سالهای پیری وناتوانی بتوانم چندصباح باقی مانده را با خیال آسوده زیر سایه اش استراحت کنم .. افسوس تمام اون رویاهای خوش قدیمی حال تبدیل به کابوس شدند ویگانه پسرم مرا در اوج ناتوانی ودرماندگی گوشه خانه فراموش شدگان رها کرد ورفت .. دردی سخت مرا می آزارد .. سالها خوشبختی را از خودم دزدیدم و زیبایی و جوانیم را زیر چادر سیاهی پنهان کردم و لذتها را بر خودم حرام کردم تا آینده تو را روشن ببینم ... با دست های خالی و پاهای برهنه تو را به آرزوهات رساندم ..بزرگ شدی و درس خواندی .. صاحب شغل واعتبار شدی ولی گذشته ات را زود فراموش کردی ...ناجوانمردانه چشم بر تمام زخمها و دردهای گذشته مادرت بستی ...با تمام بی وفایی هایت باز هیچوقت ترا از دعاهایم بی نصیب نخواهم گذاشت .. حال دیگر میخواهم بغض هایم را در این خلوت وبیکسی بترکانم ویک دل سیر بر حال خودم گریه کنم ..امشب غمها برایم مهمانی گرفته اند .. فقط یک وصیت .. پسرم مواظب پایانت باش .. فرزندت بزرگ میشود و عاقبت تو هم پیر .. مکافات عمل در همین دنیا هست و چوب خدا بیصدا .. از ته دل دعایت میکنم .. شیرم حلالت پسر و خدانگهدار ..
[ سه شنبه یکم بهمن 1392 ] [ 21:56 ] [ محمد ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام من(محمد) و مسعود(مسافر شب) هر دوتامون 26 ساله و از بچگی تا حالا همیشه با هم بودیم, که یه روز تصمیم به ساختن این وبلاگ گرفتیم تا برای شما مطالب جالب اس ام اس خفن عاشقانه سر کاری و... و داستان کوتاه اموزنده و جوک و هر چی که فکرش کنید بزاریم امیدوارم خوشتون بیاد و با نظراتتون مارو خوشحال کنید موفق و پیروز باشید.
sms jok dastan خانوادگی برای دختر پسر مامان بابا عمه خاله دائی عمو زن همسایه زن مرد مجرد متاهل بیوه شوهردار دختر بچه پسر بچه ترک فارس عرب اس ام اس دختر کش دختر ضایه کن پسر کش پسر ضایع کن و..... داریم.
برای 18 عید بهار ادمای عشقی رمانتیک مامانی تیتیش سوسول لات هم مطلب میزارم.
جک های رشتی ترکی ایرانی انگلیسی ابادانی وووووو احمدی نژاد بوش
امکانات وب